کتاب پیکرم یک موج می شیرازه میخواهد

کتاب پیکرم یک موج می شیرازه میخواهد نم آبی فراهم میکند خاک پریشان را شرح: کتاب برای نگهداری خود به شیرازه ضرورت دارد، تا برای…

نا ایمنی به عالم دل نا رسیدن است

نا ایمنی به عالم دل نا رسیدن است آهو ز رم بر آید اگر تا حرم رسد شرح: اینکه ما خود را نا امن احساس…

ای بخت سیه روز چرا سایه نکردی

ای بخت سیه روز چرا سایه نکردی تا در قدم سرو قبا پوش خود افتم شرح: اینجا بیدل طوفان میکند: بخت را به انسان سیه…

بیدل به ره عشق تلاشت خجلم کرد

بیدل به ره عشق تلاشت خجلم کرد پیش آ قدمی چند که در پای تو افتم شرح: اینجا خود را در موقف شخص دیگری قرار…

چون سیل در این دشت و درم نیست تسلی

چون سیل در این دشت و درم نیست تسلی یارب روم از خویش و به دریای تو افتم شرح: خود را به سیل تشبیه میکند….

دل از کم ظرفی طاقت نبست احرام آزادی

دل از کم ظرفی طاقت نبست احرام آزادی سری در جیب خود دزدیدم و بردم پناه آنجا شرح: اینجا حالت بقای خود را که تا…

فریاد نفس سوختگان عجز نگاهیست

فریاد نفس سوختگان عجز نگاهیست ای وای که دور از تو به یک ناله رس افتم شرح: آنها که نفس بریده اند و صدایشان به…

فغان کین نو خطان ساده لوح از مشق بیباکی

فغان کین نو خطان ساده لوح از مشق بیباکی به آب تیغ میشویند خط عنبر افشان را شرح: اینجا دیگر به صراحت از بیبکان زمان…

نی صبر به دل ماند و نه حیرت به نظر ها

نی صبر به دل ماند و نه حیرت به نظر ها ای سیل دل و برق نظر این چه خرام است شرح: اینجا دیگر از…

اندیشهء تغییر وفا هوش گداز است

اندیشهء تغییر وفا هوش گداز است ترسم که رود عشق و به بام هوس افتم شرح: اینجا بیدل یک واقعیت را مطرح میسازد و آن…

بیدل همه تن بار خودم چون نفس صبح

بیدل همه تن بار خودم چون نفس صبح بر دوش که افتم اگر از دوش خود افتم شرح: اینجا استقلال خود را بر رخ دیگران…

چون شانه به این سعی نگون در خم زلفت

چون شانه به این سعی نگون در خم زلفت چندان که قدم پیش نهم باز پس افتم شرح: حالت خود را به شیوهء دیگر ولی…

راحت نصیب ایجاد زنگ و حبش نباشد

راحت نصیب ایجاد زنگ و حبش نباشد در مردمک سیاهی نور است غش نباشد شرح: در اولین مصرع میخواهد اپارتاید و تبعیض نژادی را باطل…

کو لغزش پایی که به ناموس وفایــــت

کو لغزش پایی که به ناموس وفایــــت بار دو جهان گیرم و بر دوش خود افتم شرح: در این شعر موضوع کاملا جدید ولی بسیار…

یک قطره در محیط تهی از محیط نیست

یک قطره در محیط تهی از محیط نیست ما را ز بخششی که تو داری چه کم رسد شرح: این می تواند دو معنا داشته…

ای شعله امید نفس سوخته تا چند

ای شعله امید نفس سوخته تا چند فردا ست که پرواز تو فرسودهء دام است شرح: اینجا انسان سر کش، متکبّر و خود خواه را…

پروای خم ابروی ناز فلکم نیست

پروای خم ابروی ناز فلکم نیست هیهات اگر از طاق دل آرای تو افتم شرح: اینجا دیگر از خود میگوید و بیان این نعمت خداوند…

حیف است دست منعم در آستین شود خشک

حیف است دست منعم در آستین شود خشک این نان نمک ندارد تا پنجه کش نباشد شرح: این به شرح بیشتر نیاز ندارد و همهء…

رسوایی عاشق به ره یار بهشت است

رسوایی عاشق به ره یار بهشت است ای کاش در این کوچه به چنگ عسس افتم شرح: این دیگر یک اصل پذیرفته شده است، که…

قسمت نفس شمار درنگ و شتاب نیست

قسمت نفس شمار درنگ و شتاب نیست باور مکن که نان شب صبحدم رسد شرح: بیان یک موضوع عقیدتی است. این جزئی از ایمان است…

هنگام انفعال حزین است لاف مرد

هنگام انفعال حزین است لاف مرد چون نم کشید کوس به آواز خم رسد شرح: انسان با وجود نا توانی طبیعی خود لاف میزند و…

با قد خم گشته بیدل مگذر از طوف ادب

با قد خم گشته بیدل مگذر از طوف ادب آه از آن جنگی که میدانش سر پل میشود شرح: اینجا به گونه ای اشاره به…

بیدل به گمان محو یقینم چه توان کرد

بیدل به گمان محو یقینم چه توان کرد کم فرصتی از وصل پرستان چه پیام است شرح: اینجا بیان دو مطلب گمان «ظن» و یقین…

چون صبح اگر دم زنم از جرأت هستی

چون صبح اگر دم زنم از جرأت هستی از شرم شوم آب و به فکر نفس افتم شرح: اینجا خود را به روشنی صبح و…

ز بس فیض سحر می جوشد از گرد سواد دل

ز بس فیض سحر می جوشد از گرد سواد دل همه گر شب شوی روزت نمیگردد سیاه آنجا شرح: در مصرع اول حالت اصلی فطری…

کو شور دماغی که به سودای تو افتم

کو شور دماغی که به سودای تو افتم گردی کنم ایجاد و به صحرای تو افتم شرح: اینجا بیدل کسی را مورد خطاب قرار میدهد…

یاران به شرم کوشید کان رمز آشنایی

یاران به شرم کوشید کان رمز آشنایی بی پرده نیست ممکن بیگانه وش نباشد شرح: اینجا بیان امر دیگریست و راه تصرف را نشان میدهد….

بگذر ز غنا تا نشوی دشمن احباب

بگذر ز غنا تا نشوی دشمن احباب اول سبق حاصل زر ترک سلام است شرح: این بیان یک مطلب اجتماعی است. عادت بر اینست که…

بیدل گشودن لبت افشای راز ماست

بیدل گشودن لبت افشای راز ماست معنی به خط ز جاده ی شق قلم رسد شرح: این تعبیر از سخن گفتن است. انسان وقتی سخن…

خواهی به دیر کن ساز خواهی به کعبه پرداز

خواهی به دیر کن ساز خواهی به کعبه پرداز هنگامهء نفسها بی کشمکش نباشد شرح: اینجا موضوع کمی جنجالی شد! ولی آنقدر جنجالی هم نیست…

زاهد ز عیش رندان پر غافل است بیدل

زاهد ز عیش رندان پر غافل است بیدل فردوس در همین جاست گر ریش و فش نباشد شرح: اینجا بیان همان شکایت مشهور اهل دل…

کو جهد که چون بوی گل از هوش خود افتم

کو جهد که چون بوی گل از هوش خود افتم يعنی دو سه گام آنسوی آغوش خود افتم شرح: در این بیت از غزل، بیدل…

اختلاف رنگها بیدل نفاق بیش نیست

«اختلاف رنگها بیدل نفاق بیش نیست» «ور نه یک رنگ است خون در پیکر طاووس و زاغ» اینجا بیدل میگوید: خوبی ها در رنگ، نژاد،…

بر خوان عشق نتوان شد محرم حلاوت

بر خوان عشق نتوان شد محرم حلاوت تا انگبین شمعت انگشت چش نباشد شرح: اینجا بیان همان مطلب قبلی است منتها راه محرم شدن به…

پوشیدن است چشم ز خاک غبار خیز

پوشیدن است چشم ز خاک غبار خیز زان سفله شرم کن که به جا و حشم رسد شرح: این هم بیان همان مطلب قبلی است،…

حسد را ریشه نتوان یافت جز در طینت ظالم

حسد را ریشه نتوان یافت جز در طینت ظالم سر دنباله دایم در دل تیر است پیکان را شرح: اینجا هم بیان طبیعت گروهی از…

ز طرز مشرب عشاق سیر بی نوایی کن

ز طرز مشرب عشاق سیر بی نوایی کن شکست رنگ کس آبی ندارد زیر کاه آنجا شرح: «طرز مشرب عشاق» در اصطلاح تصوف، همان طریق…

مغرور کمالی ز فلک شکوه چه لازم

مغرور کمالی ز فلک شکوه چه لازم کار تو هم از پختگی طبع تو خام است شرح: اینجا بیان مذمت تکبر است. انسان در هر…

ادبگاه محبت ناز و شوخی بر نمیدارد

ادبگاه محبت ناز و شوخی بر نمیدارد چون شبنم سر به مهر اشک می بالد نگاه آنجا شرح: این موضوع به شرح بیشتر نیاز مند…

بر تختهء من و ما خال زیادی وهمیم

بر تختهء من و ما خال زیادی وهمیم بازیچهء عدم را این پنج و شش نباشد شرح: زندگی را به تختهء نرد و انسان را…

تا از نفس غباریست باید زبان کشیدن

تا از نفس غباریست باید زبان کشیدن در وادی محبت جزء العطش نباشد شرح: اینجا بیان میدارد که تا نفس در انسان است باید زبان…

خورشید گریبان خیالات ندارد

خورشید گریبان خیالات ندارد کو لفظ که در فکر معمای تو افتم شرح: اینجا بیان صفت خداوندی و بیان قدرت لایزال خداوند است. انسان میتواند…

زمین گیرم به افسون دل بی مدعا بیدل

زمین گیرم به افسون دل بی مدعا بیدل در آن وادی که منزل نیز می افتد به راه آنجا شرح: اول بیان حالت واقعیت خود…

گویند بهشت است همان راحت جاوید

گویند بهشت است همان راحت جاوید جایی که به داغی نتپد دل چه مقام است شرح: اینجا مقصد کم نگری و سبک انگاری بهشت نیست،…

از بسکه دو تا گشته ام از بار ضعیفی

از بسکه دو تا گشته ام از بار ضعیفی خلخال شمارد چو به پای مگس افتم شرح: شاید این غزل را در ایام پیری گفته…

به اوج کبریا کز پهلوی عجز است راه آنجا

به اوج کبریا کز پهلوی عجز است راه آنجا سر مویی گر اینجا خم شوی بشکن کلاه آنجا شرح: این غزل در مجموع بیان ارزش…

تغییر وضع ما ز تری های فطرت است

تغییر وضع ما ز تری های فطرت است خط بی نسق شود چون به اوراق نم رسد شرح: هر آنچه تر بود قابل پیچش و…

خوشا بزم وفا کز خجلت اظهار نومیدی

خوشا بزم وفا کز خجلت اظهار نومیدی شرر در سنگ دارد پر فشانی های راه آنجا شرح: اینجا حالتی را به تصویر میکشد و آن…

سر تا قدمم نیست به جز قطره ای اشکی

سر تا قدمم نیست به جز قطره ای اشکی عالم همه یار است به پای چه کس افتم شرح: سر تا قدم خود را قطرهء…

کی در قفس و دام هوا و هوس افتم

کی در قفس و دام هوا و هوس افتم آن شعله نیم من که به هر خار و خس افتم شرح: اینجا باز به استفهام…

از تبختر بر قفا مفگن وفاق حاضران

از تبختر بر قفا مفگن وفاق حاضران هر سخن کاینجا سر زلف است کاکل میشود شرح: اینکه همسویی دیگران را بر اثر کبر و نخوت…

به بی سامانی ام وقت است اگر شور جنون گرید

به بی سامانی ام وقت است اگر شور جنون گرید که دستی گر کنم پیدا نمی یابم گریبان را شرح: اینجا بیدل ادعا میکند که…

جام الفت بسکه بر طاق تأمل چیده اند

جام الفت بسکه بر طاق تأمل چیده اند دور لطف از یاد بر گشتن تغافل میشود شرح: جامهای ظریف و شکننده باید بسیار با دقت…

خیال جلوه زار نیستی هم عالمی دارد

خیال جلوه زار نیستی هم عالمی دارد ز نقش پا سری باید کشیدن گاه گاه آنجا شرح: مراد از «خیال جلوه زار نیستی»، احساس و…

زین ترقی ها که دونان سر بر گردون سوده اند

زین ترقی ها که دونان سر بر گردون سوده اند گاو و خر را آدمی گفتن تنزل میشود شرح: این بیان حالت و اوضاع سیاسی…

مستند اسیران خم و پیچ محبت

مستند اسیران خم و پیچ محبت در حلقهء گیسویی تو ذکر خط جام است شرح: در زندگی فرود و فراز های زیادی هست، هر انسان…

از بی نفسی کم نشود ربط خروشم

از بی نفسی کم نشود ربط خروشم در قافله ی حیرت اگر چون جرس افتم شرح: اینجا بیشتر به تحلیل شخصیت خود می پردازد و…

به چشم خونفشان بیدل تو آن بحر گهر خیزی

به چشم خونفشان بیدل تو آن بحر گهر خیزی که لاف آبرو پیشت گدازد ابر نیسان را شرح: بیدل باز هم از خود میگوید؛ او…

جایی که شکوه ها به صف زیر و بم رسد

جایی که شکوه ها به صف زیر و بم رسد حلوای آشتی است دو لب گر بهم رسد شرح: اینجا یک آموزندگی بسیار مهم در…

در خور رفع تعلق عیش خرمن کن که شمع

در خور رفع تعلق عیش خرمن کن که شمع خار پا چندان که می آرد برون گل میشود شرح: بیدل بر خلاف ادعای بعضی ها…

شور طلبم مانع تحقیق وصالست

شور طلبم مانع تحقیق وصالست خمخانهء رازم اگر از جوش خود افتم شرح: این موضوع بیان یک حقیقت تلخ از زندگیست. هر کس دست طمع…

مپسند که امروز منی گم شده فرصت

مپسند که امروز منی گم شده فرصت در کشمکش وعده ای فردای تو افتم شرح: باز هم عرض نیاز میکند و از خداوند لایزال میخواهد…

از ضعف بی بری ها بر خاک سجده بردم

از ضعف بی بری ها بر خاک سجده بردم بید آبرو نریزد گر مرتعش نباشد شرح: وقتی دانه بی بر میشود آنرا در خاک می…

به کنعان هوس گردی ندارد یوسف مطلب

به کنعان هوس گردی ندارد یوسف مطلب مگر در خود فرو رفتن کند ایجاد چاه آنجا شرح: بازهم تمثیل در معنا. وقتی یعقوب علیه السلام…

جرأت رفتار شمعم گر به این وا ماندگیست

جرأت رفتار شمعم گر به این وا ماندگیست رفته رفته نقش پا در گردنم غل میشود شرح: حافظ هم قبل از بیدل این مفهوم را…

در خاک ره افتاده ام اما چه خیالیست

در خاک ره افتاده ام اما چه خیالیست کز یاد شب وعده فراموش خود افتم شرح: اینجا موضوع جدیدی را نسبت به خود و در…

طبع ظالم در ریاضت مایل اصلاح نیست

«طبع ظالم در ریاضت مایل اصلاح نیست» «نشتر از رگ چون شود فارغ به دنبل می زند» پیامبر صلی الله علیه و سلم فرموده اند:…

کی صبح نقاب افکند از چهره که امشب

کی صبح نقاب افکند از چهره که امشب آیینهء بخت سیهم در کف شام است شرح: اینجا حالت سیه روزی خود و یا محیط خود…

از شیشهء تعین ایمن نمیتوان زیست

از شیشهء تعین ایمن نمیتوان زیست در طبع ما گدا زیست هرچند غش نباشد شرح: اینجا بیان یک مطلب بسیار ساده و تکراری است. وقتی…

بهر دیگران چند کنم وعظ طرازی

بهر دیگران چند کنم وعظ طرازی ای کاش شوم حرفی و در گوش خود افتم شرح: اینجا موضوعی دیگر ولی مربوط به همان اولی را…

چشم تو نبسته است مگر گفت و شنودت

چشم تو نبسته است مگر گفت و شنودت محو خودی ای بی خبر افسانه کدام است شرح: عادتاً وقتی انسان به گفت و شنود می…

در دست جهد نیست عنان سبک روان

در دست جهد نیست عنان سبک روان هر جا رسد خیال و نظر بی قدم رسد شرح: کسانیکه «سبک رو» ـ کنایه از بی تصمیمی…

طاووس ز نقش پر خود دام بدوش است

طاووس ز نقش پر خود دام بدوش است بیدل چه عجب گر ز هنر در قفس افتم شرح: اینجا باز ضرر های عرض وجود را…

هر چه شد منسوب مجنون بی خروش عشق نیست

هر چه شد منسوب مجنون بی خروش عشق نیست آهن از گل کردن زنجیر بلبل میشود شرح: عشق مجنون چنان جنبه افسانوی و سمبولیک بخود…

اگر سوزد نفس از شور محشر باج میگیرد

اگر سوزد نفس از شور محشر باج میگیرد خموشی های این نی در گره دارد نیستان را شرح: اینجا بیان میدارد که خاموشی و عدم…

به هر جا عافیت رو داد نادان در تلاش افتد

به هر جا عافیت رو داد نادان در تلاش افتد دویدن ریشهء گلهای آزادیست طفلان را شرح: این هم یک مطلب عمیق اجتماعی است. طبیعت…

جزو موزون اعتدال جوهر کل میشود

جزو موزون اعتدال جوهر کل میشود چون شود مینا صدای کوه قلقل میشود شرح: این یک مقدمه ای از شناخت طبعیت با اصول منطق برای…

در سوختنم شمع صفت عرض نیازیست

در سوختنم شمع صفت عرض نیازیست مپسند که در آتش خاموش خود افتم شرح: اینجا بیدل موضوع دیگری را مطرح میکند که بی ربط به…

عافیت خواهی در این بزم از من و ما دم مزن

عافیت خواهی در این بزم از من و ما دم مزن زین هوای تند شمع عالمی گل میشود شرح: در مصرع اول خود خواهی؛ تکبر…

هرزه تاز گفتگو تا چند خواهی زیستن

هرزه تاز گفتگو تا چند خواهی زیستن گر نفس دزدی دو عالم یک تأمل میشود شرح: این بیان جزئی از پایان با بالا است. یعنی…

امشبم در دل خیالت مست جام شرم بود

امشبم در دل خیالت مست جام شرم بود کز نم پیشانی من شیشه پر مل میشود شرح: مخاطب خود را هر کس که باشد خطاب…

بی جوهری از هرزه درایی است زبان را

بی جوهری از هرزه درایی است زبان را تیغی که به زنگار فرو رفت نیام است شرح: اینجا بیدل یک ادعای درست میکند و آن…

چو بوی گل لباس راحت ما نیست عریانی

چو بوی گل لباس راحت ما نیست عریانی مگر در خواب بیند پای مجنون وصل دامان را شرح: اینجا همان باز همان مطلب عدم شهرت،…

در قطره ام انداز محیط است پر افشان

در قطره ام انداز محیط است پر افشان حیف است کز افسون گهر در قفس افتم شرح: باز از خود صفت میکند و میگوید: در…

عجز طاقت کرد ما را محرم امداد غیب

عجز طاقت کرد ما را محرم امداد غیب اختیار آنجا که در ماند توکل میشود شرح: اینجا بیان یک مطلب عقیدتی «جبر و اختیار» است….

نومیدی ام از قید جهان شکوه ندارد

نومیدی ام از قید جهان شکوه ندارد بادام و قفس طایر پر ریخته رام است شرح: اینجا بیان این مطلب است که؛ انسان وقتی تلاش…

آن زلف پریشان همه جا فتنه فکنده است

آن زلف پریشان همه جا فتنه فکنده است هر دام که ببینم به تمنای تو افتم شرح: اینجا مراد از زلف پریشان نشانه های قدرت…

بی قدر نیم گر به چمن سازی تسلیم

بی قدر نیم گر به چمن سازی تسلیم در خاک به رنگ ثمر پیش رس افتم شرح: اینجا نا توانی مادی خود را تشبیه میکند…

چشمی که ندارد نظری حلقهء دام است

چشمی که ندارد نظری حلقهء دام است هر لب که سخن سنج نباشد لب بام است شرح: اینجا بیدل دقیقا مفهوم یک حدیث شریف را…

درشتان را ملایم طینتی هایم خجل دارد

درشتان را ملایم طینتی هایم خجل دارد زبان از نرم گویی سر نگون افتاد دندان را شرح: اینجا مذمّت بد گویی و درشت طبعی است،…

عمریست در این باغ پر افشان امیدم

عمریست در این باغ پر افشان امیدم شاید چو نگه بر گل رعنای تو افتم شرح: اینجا بیان واقعیت است. در زندگی همه به امید…

مقیم دشت الفت باش و خواب ناز سامان کن

مقیم دشت الفت باش و خواب ناز سامان کن به هم می آورد چشم تو مژگان گیاه آنجا شرح: اینجا خلاصهء معنای یک حدیث شریف…

ای زندگی به حسرت وصل اضطراب چیست

ای زندگی به حسرت وصل اضطراب چیست بنشین دمی که قاصد ما از عدم رسد شرح: زندگی را مخاطب می سازد و اضطراب زندگی را…

بیاد محفل نازش سحر خیز است اجزایم

بیاد محفل نازش سحر خیز است اجزایم تبسم تا کجا ها چیده باشد دستگاه آنجا شرح: در معنای این دو مصرع یک تشبیه نهفته است….

چون سایه ز سر تا قدمم ذوق سجودیست

چون سایه ز سر تا قدمم ذوق سجودیست بگذار که در پای سرا پای تو افتم شرح: خود را به سایه تشبیه میکند که همیشه…

دگر گو تحفه ای تا گلخران فهمند مقدارش

دگر گو تحفه ای تا گلخران فهمند مقدارش چو نقش پا به خاک افگنده اند آیینهء جان را شرح: اینجا بیدل گفتار خود را می…

عمریست که دریا به کنار است حبابم

عمریست که دریا به کنار است حبابم آن به در اندیشهء آغوش خود افتم شرح: بیدل اینجا حالت و کیفیت زندگی خود را هنر مندانه…