از بسکه دو تا گشته ام از بار ضعیفی
خلخال شمارد چو به پای مگس افتم
شرح:
شاید این غزل را در ایام پیری گفته باشد. ضعیفی خود را غیر مستقیم نتیجه نا توانی مادی و پیری خود را در لاغری به تصویر میکشد و چنان مبالغهء ادبی بکار می برد که از وصف بیرون است.
میگوید: آنقدر ضعیف و نا توان شده ام که اگر در پای مگس که موجود نهایت کوچک و ضعیف است بافتم، می پندارد که در پایش خلخال انداخته اند. یا اینکه مرادش از مکس انسان های هست که قدر انسانیت را نمیدانند و ضعف مادی خود را به ضعف بدن و بی قدری تشبیه کرده است و میگوید اگر بر پای خسیس ترین انسان هم افتم می پندارد که من خلخال هستم نه انسانی مثل بیدل.
اظهار عجز نزد جفا پیشه ابلهیست
دود کباب باعث طغیان آتش است
شاید خواسته است همین موضوع را مطرح کند ولی به شیوهء دیگری. والله اعلم.
خلخال شمارد چو به پای مگس افتم
شرح:
شاید این غزل را در ایام پیری گفته باشد. ضعیفی خود را غیر مستقیم نتیجه نا توانی مادی و پیری خود را در لاغری به تصویر میکشد و چنان مبالغهء ادبی بکار می برد که از وصف بیرون است.
میگوید: آنقدر ضعیف و نا توان شده ام که اگر در پای مگس که موجود نهایت کوچک و ضعیف است بافتم، می پندارد که در پایش خلخال انداخته اند. یا اینکه مرادش از مکس انسان های هست که قدر انسانیت را نمیدانند و ضعف مادی خود را به ضعف بدن و بی قدری تشبیه کرده است و میگوید اگر بر پای خسیس ترین انسان هم افتم می پندارد که من خلخال هستم نه انسانی مثل بیدل.
اظهار عجز نزد جفا پیشه ابلهیست
دود کباب باعث طغیان آتش است
شاید خواسته است همین موضوع را مطرح کند ولی به شیوهء دیگری. والله اعلم.





