قسمت نفس شمار درنگ و شتاب نیست
باور مکن که نان شب صبحدم رسد
شرح:
بیان یک موضوع عقیدتی است. این جزئی از ایمان است که انسان به قسمت خود و آنچه از روز ازل برایش مقرر گردیده است می بیند، میخورد و می نوشد و… باور و یقین داشته باشد. وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِي الأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللّهِ رِزْقُهَا وَيَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا كُلٌّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ 6. سوره هود « و نیست هیچ جنبنده در زمین مگر بر خداست روزی او و میداند جای ماندن او را و جای نگاهداشتن او را هر یک در کتاب روشن است»
بیدل هم بیان میدارد که؛ قسمت انسان مرهون ایستادن و یا عجله ای او نیست و به هر صورت برایش میرسد. اگر همهء دنیا در اختیار تو باشد و مقرر باشد که امروز نان خشک تغذیه کنی، چاره ای نداری و در جایی واقع میشوی که باید چنین کنی.
اگر سوال وارد شود که ما مسئول به عمل کردن هستیم و ظاهر این گفته بیدل و این آیت ما را از تلاش مستغنی میسازد؟ در پاسخ باید گفت: انسان همچنان که مأمور به ایمان است، مأمور به عمل است. اینجا بیان نتیجه هاست. بسا از عمل های زیادی که نتیجه ای جز خسارت ندارند، بر عکس عمل های کوچکی که منتج به نتایج و فواید زیاد میگردند. معنای لازمی شعر و یا آیت ملحوظ نیست که همان دست کشیدن از عمل است. بلکه اتکاء محض به کار و عدم اعتقاد به نتایج خداوندی نکوهیده است.
«ما کار خویش را به خداوند کار ساز»
«بسپرده ایم تا کرم او چه میکند»
یعنی ما کاری انجام داده ایم و نتیجه بدست خداوند است. بهر صورت این یک بحث کلامی بسیار طولانی است که اینجا گنجایش همه را ندارد، اگر کسی علاقه مند این موضوع باشد به کتاب «شرح عقیدة الطحاوی» از محمد الغزالی مراجعه کند. این کتاب بهترین و معتمد ترین کتاب در این باب است. این محمد غزالی غیر از امام غزالی مشهور صاحب « احیاء علوم الدین» است.
باور مکن که نان شب صبحدم رسد
شرح:
بیان یک موضوع عقیدتی است. این جزئی از ایمان است که انسان به قسمت خود و آنچه از روز ازل برایش مقرر گردیده است می بیند، میخورد و می نوشد و… باور و یقین داشته باشد. وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِي الأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللّهِ رِزْقُهَا وَيَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا كُلٌّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ 6. سوره هود « و نیست هیچ جنبنده در زمین مگر بر خداست روزی او و میداند جای ماندن او را و جای نگاهداشتن او را هر یک در کتاب روشن است»
بیدل هم بیان میدارد که؛ قسمت انسان مرهون ایستادن و یا عجله ای او نیست و به هر صورت برایش میرسد. اگر همهء دنیا در اختیار تو باشد و مقرر باشد که امروز نان خشک تغذیه کنی، چاره ای نداری و در جایی واقع میشوی که باید چنین کنی.
اگر سوال وارد شود که ما مسئول به عمل کردن هستیم و ظاهر این گفته بیدل و این آیت ما را از تلاش مستغنی میسازد؟ در پاسخ باید گفت: انسان همچنان که مأمور به ایمان است، مأمور به عمل است. اینجا بیان نتیجه هاست. بسا از عمل های زیادی که نتیجه ای جز خسارت ندارند، بر عکس عمل های کوچکی که منتج به نتایج و فواید زیاد میگردند. معنای لازمی شعر و یا آیت ملحوظ نیست که همان دست کشیدن از عمل است. بلکه اتکاء محض به کار و عدم اعتقاد به نتایج خداوندی نکوهیده است.
«ما کار خویش را به خداوند کار ساز»
«بسپرده ایم تا کرم او چه میکند»
یعنی ما کاری انجام داده ایم و نتیجه بدست خداوند است. بهر صورت این یک بحث کلامی بسیار طولانی است که اینجا گنجایش همه را ندارد، اگر کسی علاقه مند این موضوع باشد به کتاب «شرح عقیدة الطحاوی» از محمد الغزالی مراجعه کند. این کتاب بهترین و معتمد ترین کتاب در این باب است. این محمد غزالی غیر از امام غزالی مشهور صاحب « احیاء علوم الدین» است.





