هر چه شد منسوب مجنون بی خروش عشق نیست
آهن از گل کردن زنجیر بلبل میشود
شرح:
عشق مجنون چنان جنبه افسانوی و سمبولیک بخود گرفته است که هر آنچه در آن نامی از مجنون باشد معنای عشق واقعی و پر خروش دارد. مجنون در اصل باید به عنوان دیوانه ستوده نباشد، چون دیوانگی ستوده نیست. ولی او را می ستایند، بخاطر اینکه در راه عشق مخلصانه دیوانه شده است. آهن چیز سرد و بی صداست، وقتی زنجیری میگردد و در پای دیوانه ای مثل مجنون می افتد قابل ستایش میشود و صدای زنجیر به نالهء بلبل تشبیه میشود. دیوانه راه توحید هم صدای زنجیر پایش را آواز بلبل میداند، چون نشانه ای از اخلاص و فدا کاری او است. این تنها معنای این بیت بود. هر چه این در زندگی چه رابطه ای دارد؟
بیدل برای ما حالی میکند که اگر کسی میخواهد کاری را انجام دهد، باید با عشق و اخلاص تام و اعتقاد راسخ انجام دهد. مخلص و عاشق راه خود باشد. در اصل لازمه این شعر نا ستوده بودن تذبذب و دو دلی است. یا این درسی است برای کسانیکه نمی خواهند در راه معشوق خود مرغ شان را هم قربانی کنند. بویژه مسلمانانی که در راه اسلام اگر اندک ترین منافع شان در خطر افتاد دیگر از صحنه فرار میکنند، حتی بخاطر جاه و مقام آمادهء هر نوع معامله با بد ترین دشمن اسلام هم هستند!
* خداوند کریم هم از اینگونه انسانها در جامهء منافقین به اینگونه یاد میکند: مذبذبین بین ذالک لا الی هاؤلائی و لا الی هاؤلائی…« در این میان مذبذب هستند، نه به این سو هستند و نه با آنسو…» این نهایت تعبیر زیبا در دو دلی و بی تصمیم است.
* پیامبر صلی الله علیه و سلم فرموده اند: «هر کاری را انجام میدهید با اخلاص تان انجام دهید».
* روایت است که روزی قاضی جنید بغدادی از مسند خود بیرون میشد، دید که دزدی را بدار آویخته اند. او رفت و بپای دزد بوسه کرد. مردم تعجب کردند؟ در پاسخ گفت: از این پای او را نبوسیدم که دزد بود، برای این که او در راه هدف خود آنقدر مخلص بود که جان داد.
* پیامبر صلی الله علیه و سلم هم وقتی کفر و سر سختی ابوجهل را دید چنین گفت: اگر کسی میخواهد مسلمان باشد مثل عمر باشد و اگر میخواهد کافر باشد مثل ابو جهل باشد. یعنی در هیچ راهی تذبذب و بزدلی ستوده نیست.
بسا از رهبران بز دل و مذبذب که فدا کاری های ملت ها و آرزو های آنان را به خاک یکسان کرده اند. منظور بیدل هر چه باشد، ولی عمومیت الفاظ این بیت شامل ستودگی قاطعیت در همهء جوانب زندگی میگردد.
آهن از گل کردن زنجیر بلبل میشود
شرح:
عشق مجنون چنان جنبه افسانوی و سمبولیک بخود گرفته است که هر آنچه در آن نامی از مجنون باشد معنای عشق واقعی و پر خروش دارد. مجنون در اصل باید به عنوان دیوانه ستوده نباشد، چون دیوانگی ستوده نیست. ولی او را می ستایند، بخاطر اینکه در راه عشق مخلصانه دیوانه شده است. آهن چیز سرد و بی صداست، وقتی زنجیری میگردد و در پای دیوانه ای مثل مجنون می افتد قابل ستایش میشود و صدای زنجیر به نالهء بلبل تشبیه میشود. دیوانه راه توحید هم صدای زنجیر پایش را آواز بلبل میداند، چون نشانه ای از اخلاص و فدا کاری او است. این تنها معنای این بیت بود. هر چه این در زندگی چه رابطه ای دارد؟
بیدل برای ما حالی میکند که اگر کسی میخواهد کاری را انجام دهد، باید با عشق و اخلاص تام و اعتقاد راسخ انجام دهد. مخلص و عاشق راه خود باشد. در اصل لازمه این شعر نا ستوده بودن تذبذب و دو دلی است. یا این درسی است برای کسانیکه نمی خواهند در راه معشوق خود مرغ شان را هم قربانی کنند. بویژه مسلمانانی که در راه اسلام اگر اندک ترین منافع شان در خطر افتاد دیگر از صحنه فرار میکنند، حتی بخاطر جاه و مقام آمادهء هر نوع معامله با بد ترین دشمن اسلام هم هستند!
* خداوند کریم هم از اینگونه انسانها در جامهء منافقین به اینگونه یاد میکند: مذبذبین بین ذالک لا الی هاؤلائی و لا الی هاؤلائی…« در این میان مذبذب هستند، نه به این سو هستند و نه با آنسو…» این نهایت تعبیر زیبا در دو دلی و بی تصمیم است.
* پیامبر صلی الله علیه و سلم فرموده اند: «هر کاری را انجام میدهید با اخلاص تان انجام دهید».
* روایت است که روزی قاضی جنید بغدادی از مسند خود بیرون میشد، دید که دزدی را بدار آویخته اند. او رفت و بپای دزد بوسه کرد. مردم تعجب کردند؟ در پاسخ گفت: از این پای او را نبوسیدم که دزد بود، برای این که او در راه هدف خود آنقدر مخلص بود که جان داد.
* پیامبر صلی الله علیه و سلم هم وقتی کفر و سر سختی ابوجهل را دید چنین گفت: اگر کسی میخواهد مسلمان باشد مثل عمر باشد و اگر میخواهد کافر باشد مثل ابو جهل باشد. یعنی در هیچ راهی تذبذب و بزدلی ستوده نیست.
بسا از رهبران بز دل و مذبذب که فدا کاری های ملت ها و آرزو های آنان را به خاک یکسان کرده اند. منظور بیدل هر چه باشد، ولی عمومیت الفاظ این بیت شامل ستودگی قاطعیت در همهء جوانب زندگی میگردد.





