تغییر وضع ما ز تری های فطرت است
خط بی نسق شود چون به اوراق نم رسد
شرح:
هر آنچه تر بود قابل پیچش و تغییر است. این را انفعال میگویند. همینکه سفله ای به جایی می رسد و زود تغییر میکند دلیل تری فطرت اوست. « تر بودن فطرت» کنایه از خامیست.
برای این ادعای خود مثالی می آورد. وقتی «خط مشق» نمدار باشد و هنوز پخته و خشک نگردیده باشد اگر در جایی نا مناسب گذاشته شود بی نسق «کنایه از تغییر وضعیت» میشود. «نسق» در عربی به معنای نظم و ترتیب را گویند «یعنی بی نظم و نا مرتب میشود» اگر چند این کلمه در دری محلی بر عکس این معنا استعمال میشود. در دهات ما «نسق» به معنای «چتل» استعمال میشود. نمیدانم این لغت از عربی گرفته شده و در محلات به معنای نا درست آن استعمال میشود و یا اینکه خود اصطلاح اصیل محلی است و نا گرفته از عربی آن؟
خداوند بزرگ در یک موضوع خاص ولی بسیار مهم زندگی از دادن قدرت به نا اهل، کودن و… ما را بر حذر داشته است: « و ندهید برای بی خردان مالهای شان را که خداوند در دسترس شما قرار داده است ـ قرآن کریم» خداوند از قرار دادن مال انسانی به پختگی نا رسیده بدست خودش ما را منع میکند. شما میتواند همهء امور زندگی را به این قیاس کنید. مراد احتمال عدم مراعات سفله از آنچه هست که در حیطهء صلاحیت او قرار میگیرد.
در جایی دیگری از قرآن کریم الله پاک فرموده است: و تؤدوا الأمانات الی اهلها…« امانت ها را به اهل آن ـ یعنی کسی که اهلیت ـ آنرا داشته باشد بدهید…» معنای لازمی این تصریح قرآنی اینست که هر کس اهلیت کاری را ندارد و در آن مقام قرار میگیرد «سفله» حساب می یابد.
خط بی نسق شود چون به اوراق نم رسد
شرح:
هر آنچه تر بود قابل پیچش و تغییر است. این را انفعال میگویند. همینکه سفله ای به جایی می رسد و زود تغییر میکند دلیل تری فطرت اوست. « تر بودن فطرت» کنایه از خامیست.
برای این ادعای خود مثالی می آورد. وقتی «خط مشق» نمدار باشد و هنوز پخته و خشک نگردیده باشد اگر در جایی نا مناسب گذاشته شود بی نسق «کنایه از تغییر وضعیت» میشود. «نسق» در عربی به معنای نظم و ترتیب را گویند «یعنی بی نظم و نا مرتب میشود» اگر چند این کلمه در دری محلی بر عکس این معنا استعمال میشود. در دهات ما «نسق» به معنای «چتل» استعمال میشود. نمیدانم این لغت از عربی گرفته شده و در محلات به معنای نا درست آن استعمال میشود و یا اینکه خود اصطلاح اصیل محلی است و نا گرفته از عربی آن؟
خداوند بزرگ در یک موضوع خاص ولی بسیار مهم زندگی از دادن قدرت به نا اهل، کودن و… ما را بر حذر داشته است: « و ندهید برای بی خردان مالهای شان را که خداوند در دسترس شما قرار داده است ـ قرآن کریم» خداوند از قرار دادن مال انسانی به پختگی نا رسیده بدست خودش ما را منع میکند. شما میتواند همهء امور زندگی را به این قیاس کنید. مراد احتمال عدم مراعات سفله از آنچه هست که در حیطهء صلاحیت او قرار میگیرد.
در جایی دیگری از قرآن کریم الله پاک فرموده است: و تؤدوا الأمانات الی اهلها…« امانت ها را به اهل آن ـ یعنی کسی که اهلیت ـ آنرا داشته باشد بدهید…» معنای لازمی این تصریح قرآنی اینست که هر کس اهلیت کاری را ندارد و در آن مقام قرار میگیرد «سفله» حساب می یابد.





