بیدل همه تن بار خودم چون نفس صبح
بر دوش که افتم اگر از دوش خود افتم
شرح:
اینجا استقلال خود را بر رخ دیگران میکشد. میگوید من بار خود هستم و به دیگران احتیاجی ندارم و وابسته نیستم. همانند نسیم صبح که خودش بدون کمک دیگران میوزد و هر گاه خودش از رفتار باز ایستد دیگر وجودی ندارد. بیدل شاید از بی کسی شکایت میکند و میگوید: اگر خودش از خود باز ماند دیگر سنگ صبوری ندارد که داد رس او باشد. پس به تعبیر ساده این بیان تنهایی و یا هم ادعایی استقلال است.
بر دوش که افتم اگر از دوش خود افتم
شرح:
اینجا استقلال خود را بر رخ دیگران میکشد. میگوید من بار خود هستم و به دیگران احتیاجی ندارم و وابسته نیستم. همانند نسیم صبح که خودش بدون کمک دیگران میوزد و هر گاه خودش از رفتار باز ایستد دیگر وجودی ندارد. بیدل شاید از بی کسی شکایت میکند و میگوید: اگر خودش از خود باز ماند دیگر سنگ صبوری ندارد که داد رس او باشد. پس به تعبیر ساده این بیان تنهایی و یا هم ادعایی استقلال است.





