از بی نفسی کم نشود ربط خروشم
در قافله ی حیرت اگر چون جرس افتم
شرح:
اینجا بیشتر به تحلیل شخصیت خود می پردازد و خطاب میکند: اینکه خاموش نشسته ام و شاید ایجاب زمانه و محیط باشد، بدین معنا نیست که خروش من فرو کش کرده است. یا اینکه بعد مردن هم نام من و آوازهء من خاموش میگردد.
ولی چه وقتی چنین میشود؟ آنگاه که من در قافله حیرت که تشبیهی از تاریخ زندگی بشر است همانند جرس صدا دار و راهنما باشم.
تاریخ و زندگی بشر را به قافله ای تشبیه میکند جرس که راهنمای قافله است به رهبر و انسان ویژه تشبیه میکند و میگوید: هر گاه انسان از قید و بند زندگی عادی و مادی رهید و به افق های بلندتر انسانیت اندیشید همانند جرسی هست که قافله را برای همیش راهنمایی کرده است. بعد مرگ و فنا هم راهش ادامه دارد و مردمان از پی صدایش راهرو میگردند. به سادگی بگویم: یعنی رهبر واقعی عرصهء انسانیت.
در قافله ی حیرت اگر چون جرس افتم
شرح:
اینجا بیشتر به تحلیل شخصیت خود می پردازد و خطاب میکند: اینکه خاموش نشسته ام و شاید ایجاب زمانه و محیط باشد، بدین معنا نیست که خروش من فرو کش کرده است. یا اینکه بعد مردن هم نام من و آوازهء من خاموش میگردد.
ولی چه وقتی چنین میشود؟ آنگاه که من در قافله حیرت که تشبیهی از تاریخ زندگی بشر است همانند جرس صدا دار و راهنما باشم.
تاریخ و زندگی بشر را به قافله ای تشبیه میکند جرس که راهنمای قافله است به رهبر و انسان ویژه تشبیه میکند و میگوید: هر گاه انسان از قید و بند زندگی عادی و مادی رهید و به افق های بلندتر انسانیت اندیشید همانند جرسی هست که قافله را برای همیش راهنمایی کرده است. بعد مرگ و فنا هم راهش ادامه دارد و مردمان از پی صدایش راهرو میگردند. به سادگی بگویم: یعنی رهبر واقعی عرصهء انسانیت.





