نومیدی ام از قید جهان شکوه ندارد

نومیدی ام از قید جهان شکوه ندارد
بادام و قفس طایر پر ریخته رام است
شرح:
اینجا بیان این مطلب است که؛ انسان وقتی تلاش میورزد تا کاری انجام دهد ولی موفق نمیشود، در نهایت از اقدام دست میکشد و نا امید میشود و از بخت شکوه سر میدهد.
بیدل خود را در مقام مخاطب قرار میدهد و میگوید: تو که نا امید شده ای، این نومیدی گناهی هست و دیگر حق شکوه کردن را نداری.
در مصرع دوم بیان میدارد که: انسان نومید که دستش به جایی بند نیست، همانند مرغی است که در قفس است و پرو بالش ریخته است. نا چار رام می باشد.
میخواهم یک مثال از زمان خود ما بیاورم: بسا از انسان ها در مقابل خدا و دین او سر کشی کردند و تا هنگامیکه در قدرت بودند به خدا ریشخند میزدند و حتی افراد را با این خطاب شکنجه میکردند: از خدایت بخواه که ترا نجات دهد! امروز که پرو بالشان ریخته است و در کنج غربت و نا توانی خزیده ا ند، همهء شان سنگ ملت داری به سینه میکوبند و با فرهنگ مولانا و بیدل و غیره میخواهند خود را بهترین طرفداران حقوق بشر و دلسوز ملت نشان دهند. اینجا هم بیان همین مطلب است: در وقتی که پرو بالت ریخته است نا چار باید تسلیم شوی و خود را دیندار، با خدا و دلسوز ملت معرفی کنی.
این بیان یک حالت واقعی است و بدین معنا نیست که بیدل به این حالت موافق باشد. چون گفته اند: «بیان کفر، کفر نیست».
در آموزه های دینی اسلامی ما که بیدل در زمان خود نمادی از آن بوده است، نا امیدی از رحمت پروردگار گناه عظیمی هست.
خداوند (ج) فرموده است: لیس للإنسان الاُ ما سعی…«برای انسان نیست مگر آنچه تلاش آنرا نموده است»
در جای دیگری فرموده است: قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لاتقنطوا من رحمة الله إن الله یغفر الذنوب جمیعاً «ای بندگان من که در حق خود زیاده روی کرده اید از رحمت من نا امید نباشید هر آیینه خدا مغفرت میکند گناهان را همه»
در جایی دیگری ارشاد است: و لا تیئسوا من روح الله إنّه لا ییئس من روح الله الاّ القوم الکافرون « از پدیداری رحمت خدا نا امید نباشید، هر آیینه نا امید نمی گردد از رحمت خدا مگر کافران»

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *