با قد خم گشته بیدل مگذر از طوف ادب
آه از آن جنگی که میدانش سر پل میشود
شرح:
اینجا به گونه ای اشاره به عادات بد محیط ما میکند. در بعضی از محیط ها، بخصوص دهات بزرگان خود را بی نیاز از ادای احترام و توجه به دیگران میدانند و بزرگی سن خود را توجیه این کار میدانند. بیدل اشاره میکند که؛ با وجود قد خم گشته و سن کهولت هم نباید انسان ادب را فراموش کند و یا خود را به آن غیر ملزم بداند، چون در هر صورت ادب لازمهء زندگی انسانی است.
چرا بی ادبی در پیری را به جنگی تشبیه میکند که میدانش سر پل است؟ چون جنگ در سر پل سقوط دو جانب و یا یک جانب را به دریا قرین به حتم میسازد. در پیری هم که از سن چیزی نمانده است میشود که انسان در اثر یک بی ادبی گناه بزرگی در دیوان اعمال خود مسجل کند. دیگر وقتی نداشته باشد که از این گناه توبه کند و با بار گناه به دربار باری تعالی برود. دقیق همین است که در سر پل لرزان «عمر در لرزش» به میدان جنگ رفته باشد.
* در حدیث شریف آمده است: «یکی از گناهان که مورد لعنت قرار گرفته است و بخشیده نمیشود زنا کردن در سن پیری است»
* پیامبر صلی الله علیه و سلم فرموده اند: «کسانیکه به بزرگان ما احترام نمی کنند و آنها را مؤقر نمی دارند و به خورد سالان ما شفقت نمیکنند از ما نیستند». شفقت به خوردان همان احترام به مقام آنهاست. از آنجاییکه مقام ایشان فرق میکند و بنا بر تقاضای ادبیات لفظی به آن نام دیگری گذاشتند که زیبندهء آنست؛ یعنی شفقت.
یا شاید مراد از عبادت در سر پیری و دوری از بازی گوشی های طفلانه باشد. این هم بسیار تعبیر با صواب است. نباید مرد کهن سالی کارهای انجام دهد که به مقامش زیبنده نباشد، به خصوص سبک سری هایی که گناه با خود دارد. این تعبیر هم جایی نقصی ندارد.
«از جوانی تا به پیری از پیری تا بکی»
«پیر گشتی عهد برنایی و نادانی چه سود»
آه از آن جنگی که میدانش سر پل میشود
شرح:
اینجا به گونه ای اشاره به عادات بد محیط ما میکند. در بعضی از محیط ها، بخصوص دهات بزرگان خود را بی نیاز از ادای احترام و توجه به دیگران میدانند و بزرگی سن خود را توجیه این کار میدانند. بیدل اشاره میکند که؛ با وجود قد خم گشته و سن کهولت هم نباید انسان ادب را فراموش کند و یا خود را به آن غیر ملزم بداند، چون در هر صورت ادب لازمهء زندگی انسانی است.
چرا بی ادبی در پیری را به جنگی تشبیه میکند که میدانش سر پل است؟ چون جنگ در سر پل سقوط دو جانب و یا یک جانب را به دریا قرین به حتم میسازد. در پیری هم که از سن چیزی نمانده است میشود که انسان در اثر یک بی ادبی گناه بزرگی در دیوان اعمال خود مسجل کند. دیگر وقتی نداشته باشد که از این گناه توبه کند و با بار گناه به دربار باری تعالی برود. دقیق همین است که در سر پل لرزان «عمر در لرزش» به میدان جنگ رفته باشد.
* در حدیث شریف آمده است: «یکی از گناهان که مورد لعنت قرار گرفته است و بخشیده نمیشود زنا کردن در سن پیری است»
* پیامبر صلی الله علیه و سلم فرموده اند: «کسانیکه به بزرگان ما احترام نمی کنند و آنها را مؤقر نمی دارند و به خورد سالان ما شفقت نمیکنند از ما نیستند». شفقت به خوردان همان احترام به مقام آنهاست. از آنجاییکه مقام ایشان فرق میکند و بنا بر تقاضای ادبیات لفظی به آن نام دیگری گذاشتند که زیبندهء آنست؛ یعنی شفقت.
یا شاید مراد از عبادت در سر پیری و دوری از بازی گوشی های طفلانه باشد. این هم بسیار تعبیر با صواب است. نباید مرد کهن سالی کارهای انجام دهد که به مقامش زیبنده نباشد، به خصوص سبک سری هایی که گناه با خود دارد. این تعبیر هم جایی نقصی ندارد.
«از جوانی تا به پیری از پیری تا بکی»
«پیر گشتی عهد برنایی و نادانی چه سود»





