عجز طاقت کرد ما را محرم امداد غیب

عجز طاقت کرد ما را محرم امداد غیب
اختیار آنجا که در ماند توکل میشود
شرح:
اینجا بیان یک مطلب عقیدتی «جبر و اختیار» است. ما در اعمال خود مجبور هستیم یا مختار؟ این سوالی است که از هزاران سال در ذهن بشر دیندار خطور میکند و دانشمندان برای آن پاسخ های زیادی ارائه کرده اند، بویژه فلاسفهء مسلمان در این رابطه کتابهای زخیم و مفیدی نگاشته اند. ملا صدرا، تفتازانی، فخرالدین رازی، ائمهء چهارگانه فقهی، امام طحاوی و… آنقدر موشکافی های در این مورد نموده اند که انسان از خواندن آنها حض می برد و قانع میشود. در تفکر اسلامی این یک بخش مهمی از عقیده است.
عقیده بر تقدیر محض لازمه اش «جبر و عدم مسئولیت» و عقیده بر «اختیار محض» لازمه اش انارشیزم است. ولی اسلام یگانه دینی است که این موضوع را علاج و حلاجی کرده است.
ما در امورات کلی که همان « گردش طبیعت، سال، ماه، روز، باران، برف، گردش خورشید، ماه و یا اندازه رزق، عمر، مرگ، ویژگی های طبیعی؛ رنگ پوست، نژاد، حواس، عقل، و…» مجبور محض هستیم. اگر ما بخواهیم و یا نخواهیم اینها همانگونه می باشند که خداوند با علم ازلی خود آنرا فیصله کرده است. هر چه در اعمال خود؛ پیروی از قوانین خداوندی، عبادات، معاملات و… ما اختیار داریم. خداوند بزرگ به صراحت فرموده است: لیس للإنسان إلاّ ما سعی… «برای انسان نیست مگر آنچه را که کوشش آنرا کرده است» اگر پیروی کردیم سر فراز و اگر سر باز زدیم در دنیا و آخرت مورد عذاب قرار میگیریم.
اتکای بدون عمل و اقدام را در شریعت «تواکل» میگویند و مذموم است. اتکای با عمل را «توکل» میگویند و ستوده است.
همان حدیث مشهور روایت شده از پیامبر صلی الله علیه و سلم «بر توکل زانوی اشتر ببند» را همهء ما میدانیم.
خداوند کریم فرموده است: إنما یجعل الرّجس علی الذّین لا یعقلون «جز این نیست که میگرداند ـ خداوند ـ پلیدی را بر کسانی که از عقل کار نمی گیرند». این آیت میرساند که ما مأمور به بکار گرفتن عقل و خرد خود هستیم.
از حضرت علی کرم الله وجهه کسی در امر جبر و اختیار پرسید؛ در پاسخ گفت: یک پای خود را از زمین بالا کن! آن شخص یک پای خود را بالا کرد. باز گفت: بدون اینکه پای دیگری خود را در زمین بگذاری پای دیگرت را بالا کن! مرد گفت: نمیتوانم. علی کرم الله وجهه فرمودند: به همین اندازه اختیار داری و به همین اندازه مجبور هستی.
اقبال لاهوری سروده است:
«دیوانگیست قصهء تقدیر و بخت نیست»
«از بام سر نگون شدن و گفتن این قضاست».
از ظاهر شعر ماتریالست ها شاید چنین بر داشت کنند که؛ نا توانی ما سبب و عامل عقیده به ماوراء طبیعت است. خود مارکس هم آفات طبیعی، ترس، وحشت، عدم توانایی تحلیل مسایل، دست نا رسی به علم و… سبب و عامل اساسی دینداری دانسته است. این بیت از غزل بیدل چنین نیست که آنها فکر میکنند.
به خود بیت دقت بیشتر کنید؛ این جملهء خبریه است و افادهء واقعیت و حقیقت را میکند.؛ «عجز طاقت کرد ما را محرم امداد غیب» همین که انسان در بسیاری از عرصه های زندگی نا توان است، تا ابد نا توان خواهد ماند و دست به کمک غیبی دراز میکند، خود نوع از توازن است. عاجزی سبب این شده است که با حقیقت اصلی اشیاء و خالق اصلی و سر نوشت ابدی آنها معتقد شویم.
انسان که با این قدرت و توانایی اندک این زمین را جهنم مظلومان نموده است، اگر قدرت بیشتر و لا محدود میداشت دیگر این زمین فعلا وجود نداشت. انسان های مثل فراعنه، امپراطوران روم و فارس که دعوای خدای کردند،؛ ناپلئون، هیتلر، موسیلینی، ستالین، بوش پدر، بوش پسر، شارون، تونی بلیر، صدام، سادات و… هر کدام در حد توان محدود خود برای بشریت جهنم ساختند! اگر اینها قدرت لا محدود میداشتند دیگر این زمین و این حیات وجود نداشت. بیان همین توازن است که در مقدمه خود بیدل به آن پرداخته است. عجز هم در حد خود مثبت است.
مصرع دوم به وضاحت ادعای ما را تأیید میکند. انسان تا وقتی مکلف است که قدرت دارد، از آن به بعد کار خود را به توکل بخدا می سپارد.
خداوند منان چنین ارشاد نموده است: لا یکلّف الله نفساً إلاّ وسعها لها ما کسبت و علیها ما اکتسبت…«مکلف نمیسازد خداوند هیچ نفس را مگر بقدر توان او، به نفع او است آنچه ـ به نیکویی ـ کسب کرده است و به ضرر او است ـ آنچه به بدی ـ کسب کرده است.
از این آیت بر می آید که حتی هر انسان من حیث فرد خودش در محدودهء توان خودش مکلف است. از تندرست، دارنده و قدرتمند همان متوقع است که میتوانند. از مریض، مسکین، ضعیف و رعیت همان خواسته میشود که در توان آنهاست. این یک توازن لازم برای اعتدال است.
بیدل هم کلمهء «توکل» را بکار برده است، نه «تواکل» را. چون او به کیفیت و معانی اصطلاحات عربی آشنایی داشت. بیچاره بیدل نمیدانست که در محیط ما در قرن بیست و یکم بیدل شناسان یافت میشوند که فرق میان «تواکل» و «توکل»، معنای «تألیف» و «متداول» را نمیدانند. و گرنه چارهء این را هم میکرد!

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *