خواهی به دیر کن ساز خواهی به کعبه پرداز

خواهی به دیر کن ساز خواهی به کعبه پرداز
هنگامهء نفسها بی کشمکش نباشد
شرح:
اینجا موضوع کمی جنجالی شد! ولی آنقدر جنجالی هم نیست دیگران فکر میکنند! وجود دیر و کعبه و وجود ادیان مختلف یک واقعیت است که اسلام آنرا برای طبیعی بودن زندگی لازم میداند این یک قاعدهء فلسفی است «حقانیت فرع وجود شی نیست» یعنی هر آنچه واقع بود ضرور نیست که حق هم باشد.
بنا بر همین غلط فهمی در گذشته ها کوشش شده است که بخاطر گریز از تحلیل بیشتر بیدل را وحدة الوجودی که لازمه اش تعدد حق است، معرفی کنند و این اشعار بیدل و مولانا را دلیل بر حقانیت ادیان دیگر بدانند. چنانکه «داکتر عبدالکریم سروش» هم این اشتباه را نموده است و دارد با استناد به این اشعار به متعدد بودن حق پا فشاری میکند. حال اینکه چنین نیست. از همه بد تر اینکه «پلورالیسم» که معنای متعدد بودن مطلق میدهد، نه متعدد بودن حق با «تعدد حق» خلط میکند و از اشعار مولانا در این باب استناد میکند.
اگر به این بحث علاقه دارید در آرشیف «سرنوشت» یا «صبح امید» به مقالهء «پلورالزم دینی یا تعدد حق» از همین بنده مراجعه کنید.
وقتی اسلام آمد دین هیچ کس را به زور تغییر نداد و به مردم گفت: لا اکراه فی الدین….
بیدل هم میخواهد بگوید که: به هر دینی که باشید باز هم انسان هستید و در اسلام محض انتساب به دینی دلیل نابودی نمیشود، باید راه همزیستی با دیگران را اختیار کرد و وجود ادیان متعدد را پذیرفت، این یک فطرت طبیعی است که پروردگار با حکمت ازلی خود آنرا تحمیل کرده است.
خداوند کریم فرموده است: «اگر خدا بعضی از مردم را به بعضی دفع نمیکرد، هر آیینه خراب میشد، کنیسه های یهود، کلیسا های نصاری و مساجد مسلمانها که در آنها ذکر خدا بیشتر میشود ـ مفهوم آیه کریمه»
همین که هدف عدم خرابی همهء عبادتگاه های آسمانی بوده است، بدین معناست که در عدم تجاوز باید همزیستی را مراعات کرد. حساب متجاوزان از این امر جداست.
بیدل محض همین مطلب را میگوید و بیان واقعیت است، نه حقیقت. نباید از آن برداشت تعدد حق را نمود.
«هنگامهء نفس ها و کشمکش» هم همان «ولو لا دفع الله الناس بعضهم ببعض … » است که ترجمهء آن قبلا ارائه شد. همینکه هر کس نفس میکشد و برای راه خود تلاش میکند، حتما کشمکش در پی دارد.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *