بیدل گشودن لبت افشای راز ماست

بیدل گشودن لبت افشای راز ماست
معنی به خط ز جاده ی شق قلم رسد
شرح:
این تعبیر از سخن گفتن است. انسان وقتی سخن گفت نهادش افشا میشود و میگویند «زبان ترجمان قلب است» بیدل هم نهان بودن راز را در خاموشی می انگارد. اینکه این ستوده است یا خیر؟ بر میگردد به اصل گفتن که چه میگویی؟ چه باید بگویی و چه باید نگویی؟ همان مثال «پسته دهان باز کرد دانسته میشود که در داخلش چیست؟»
اما سعدی خاموشی محض را نمی ستاید و از انسان سخن با هنر را گفته بهتر میداند :«تا مرد سخن نگفته باشد * عیب و هنرش نهفته باشد»
تا لفظ نباشد معنا وجود ندارد. این لفظ وقتی به خط معنا دار تبدیل میشود که زبان قلم پاره شود و آن نگاشته شود. «تعبیر از لب به سخن گشودن» شاید بیدل نگاشتن را بهتر از گفتن میدانسته است؟ والله اعلم. یا اینکه این یک محض بیان و دلیل برای ادعای اوست. هر دو برداشت ممکن است.
خداوند «ج» فرموده است: «ای پیامبر برسان آنچه را که بتو نازل شده است، اگر چنین نکردی رسالت خود را ادا نکرده ای» یعنی حرفهای که گفتنش جزء رسالت انسان است باید گفته شوند و انسان به گفتن آنها ملزم و مکلف است، نگفتن آن در شریعت گناه است.
ولی علم ثابت میسازد که نگاشتن علمی بهتر از گفتن آنست. چون ماندگار است. حرف باد هواست «إذا وجد فتلاشی»
پیامبر گرامی فرموده اند: «کسی که از حق خاموش میماند شیطان گنگ است». ای بسا از دانشمندان ما که «به دلیل اجتهاد غلط» خاموشی اختیار کردند، بخاطر جاه و مقام زبان به حق نگشودند، اسم آنرا سیاست و حکمت گذاشتند، بدعت، خرافات، شرک و تصرفات غیر اسلامی را بنام اسلام را، باز گو نکردند و به مردم نرساندند و جامعهء ما هر روز بیشتر در خرافه، بدعت و ابتذال فرو می رود.
دعوتگران بزرگ شگنندگان بدعت های خود ساخته اند.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *