پوشیدن است چشم ز خاک غبار خیز

پوشیدن است چشم ز خاک غبار خیز
زان سفله شرم کن که به جا و حشم رسد
شرح:
این هم بیان همان مطلب قبلی است، ولی به رنگ دیگری. وقتی خاکی غبار می پراکند از آن باید انسان چشم بپوشد. در جواب دوستان « ما هم چنین کردیم»!
در مصرع دوم به یک مطلب بسیار مهم اشاره میکند و آن اینکه؛ اگر انسان سفله ای به جا و حشم برسد از آن شرم کن. «شرم کن» میتواند چند تعبیر داشته باشد. شرم کن از اینکه در میان ما انسانها دیگر انسانی درستی باقی نبوده است که چنین شخصی جا و حشم یافته است. این خطاب اگر چند مفرد است، ولی میتواند به هر فرد «منحیث أنّه هو» استعمال شود. یا اینکه ما معمولا اگر کسی کاری بدی انجام دهد میگوییم: من از « کار او شرمم آمد یا ما را شرماند». این بسیار معمول است.
جای شرم در چیست؟ سفله وقتی به جا و حشم میرسد، خود را گم میکند، ظلم روا میدارد، تکبر میورزد، سبک سری میکند، نظم را بر هم میزند و…
ارتباط میان سفلگی و « خاک غبار خیز» و به مقام رسیدن انسان سفله پر هویداست. خاک طبیعتا سفله است و زیر پای افتاده می باشد. از همین رو به مجرد بر خواستن از زمین غباری میگردد برای اذیت دیگران. به مقام رسیدن سفله بدتر از خاک غبار خیز است. ای بسا از این سفله ها که با رسیدن به مقام مصیبت بزرگ برای بشر بودند.
اینجا باید معنای کلمهء سفله دانسته شود. سفله در عربی پست یا پستی را گویند. انسان میتواند به چند گونه سفله باشد: یا اینکه در مقامی تکیه میزند که از نگاه علمی اهلیت آنرا ندارد، از آنجایی که علمش از ان مقام پست تر است میشود او را نسبت به مقامش سفله گفت. یا اینکه ظرفیت مال و دارایی را طور طبیعی ندارد و به مجرد دستیابی به آن خرابی میکند، میشود او را نسبت به همان پدیده سفله گفت. چون از آن مقام پست تر است.
یا اینکه در محیط و فامیلی تربیه شده است که طبیعتا سفله بوده است. این دیگر جزئی از طبیعت است که بعضا انسان ها در طول زندگی سفله زیست میکنند و تحمل کار ها، مقام ها و خوبی های خود و دیگران را ندارند. بهر صورت این عبارت کنایه از پستی نسبی، یا پستی فطری و مطلق است.
شعرای فارسی در این مورد شعر های بسیار پر معنایی سروده اند که زمزمه ای یکی از آنها در برابر به مقام رسیدن یک سفله تأسف انسان را راحت می بخشد و سبب تسلی دل میشود. مثلاً
«من از بی قدری خاک سر دیوار دانستم»
«که ناکس کس نمیگردد به این بالا نشستن ها»
من این امر را در همین ادارهء موجود امروزی به کرات لمس و مشاهده کرده ام. حتی برای فهمیدن معنای عملی این شعر با بعضی از این سفله ها در تماس شدم که ببینم، این شخص با وجود نداشتن هیچ ویژگیی به این مقام رسیده است، آیا واقعا سفله است؟ قسم بخدا اکثر ایشان ترجمان این شعر ها هستند!

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *