بیدل به گمان محو یقینم چه توان کرد

بیدل به گمان محو یقینم چه توان کرد
کم فرصتی از وصل پرستان چه پیام است
شرح:
اینجا بیان دو مطلب گمان «ظن» و یقین است. انسان نباید به مجرد و هم و گمان از یقینیات بگذرد. بیدل هم با زبان انکار حالی میسازد که؛ با گمان نمیتوان یقین را نابود ساخت. این اصل را میتواند در هر بخشی از زندگی و تصمیم گیری تعمیم ببخشید.
* خداوند(ج) فرموده است: یا ایَهاالذین آمنوا إجتنبوا کثیراً من الظّن إنَ بعض الظنّ اثم…« ای مومنان از گمان زیاد بپرهیزید، هر آیینه بعضی از گمان ها گناه اند»
شک، یقین، علم، جهل و… معقوله های فلسفی و منطقی هستند که تعریف هر کدام وقت زیاد و زمینهء فراخ میخواهد که متأسفانه میسر نیست.
* پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده اند: «به مسلمان گمان نیک داشته باش، تا اینکه شر او را ندیده باشی» دهها آیت و حدیث در پرهیز از گمان وارد است که این بحث گنجایش ایراد همه را ندارد.
در مصرع دوم طبیعت انسانهای تنبل و فرصت طلب را معرفی میکند. وقتی ما به کسی میگوییم: چرا به مسجد نمی آیی؟ چرا از کار خیر دور ماندی؟ چرا و…؟ به سادگی در پاسخ میگوید: وقت نداشتم. به خودت معلوم که ملک اروپا و گرفتاری های روز مره نمی گذارد که به کار خیر برسیم! از این قبیل استدلال ها در هر زمانی وجود داشته است.
بیدل هم کسانی را که عشرت طلب هستند، به خوشگذرانی مصروف اند و در برابر پرسش اهل دین و خرد کم فرصتی را بهانه می آورند این بیان بلیغ را سروده است.
* خداوند منان در این باب فرموده است: بل الإنسان علی نفسه بصیرة ولو القی معاذیره…«انسان خود بر نفس خود ـ بیشتر از دیگران ـ آگاه است، اگر چند معذرت های بیاورد…»
این چه تعبیر زیبایی از انسان شناسی است. کدام انسان نیست که بر خطا های خود هزاران دلیل نمی تراشد، حال اینکه اگر به نهاد خود رجوع کند می بینند که چه اندازه خود و دیگران را فریب داده اند.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *