دل از کم ظرفی طاقت نبست احرام آزادی
سری در جیب خود دزدیدم و بردم پناه آنجا
شرح:
اینجا حالت بقای خود را که تا حال زنده است و برای پیوستن به آن «بزم وفا» نرفته است بیان میدارد و علت آنرا باز گو میکند. دل کم طاقت و کم ظرفیت است که نخواسته است «احرام آزادی» بر تن کند. یعنی کفن بپوشد و خود را از قید این دنیای فانی آزاد سازد. بیدل گناه را بر دل می اندازد.
در مصرع دوم میگوید: وقتی دل کم طاقت و کم ظرفیت است و احرام نمی بندد، من هم عاطل ننشسته ام و از خود کاری کرده ام، آن اینکه؛ سر خود را در گریبان کردم و به تفکر، تصور و خیال آن روز و آن صحنه پناه برده ام. یعنی در زندگی کوشش نموده است تا این صحنه را تجربه نماید.
پیامبر(ص) فرموده اند: «خود را محاسبه کنید قبل از آنکه از شما محاسبه گرفته شود»
بدون شک این «سر در جیب دزدیدن» محاسبهء نفس قبل از آن در نزد خداوند است.
* امام زهری (رح) یکتن از تابعین و از محدثین بزرگ روزانه برای چند ساعت در قبر کهنه ای خواب میکرد و در عالم تمثیل خود را محاسبه میکرد، در نهایت با چیغ و فریاد از قبر بیرون میشد و پا به فرار میگذاشت. از او می پرسیدند چرا؟ در پاسخ میگفت: در محاسبهء خداوند ناکام ماندم.
سری در جیب خود دزدیدم و بردم پناه آنجا
شرح:
اینجا حالت بقای خود را که تا حال زنده است و برای پیوستن به آن «بزم وفا» نرفته است بیان میدارد و علت آنرا باز گو میکند. دل کم طاقت و کم ظرفیت است که نخواسته است «احرام آزادی» بر تن کند. یعنی کفن بپوشد و خود را از قید این دنیای فانی آزاد سازد. بیدل گناه را بر دل می اندازد.
در مصرع دوم میگوید: وقتی دل کم طاقت و کم ظرفیت است و احرام نمی بندد، من هم عاطل ننشسته ام و از خود کاری کرده ام، آن اینکه؛ سر خود را در گریبان کردم و به تفکر، تصور و خیال آن روز و آن صحنه پناه برده ام. یعنی در زندگی کوشش نموده است تا این صحنه را تجربه نماید.
پیامبر(ص) فرموده اند: «خود را محاسبه کنید قبل از آنکه از شما محاسبه گرفته شود»
بدون شک این «سر در جیب دزدیدن» محاسبهء نفس قبل از آن در نزد خداوند است.
* امام زهری (رح) یکتن از تابعین و از محدثین بزرگ روزانه برای چند ساعت در قبر کهنه ای خواب میکرد و در عالم تمثیل خود را محاسبه میکرد، در نهایت با چیغ و فریاد از قبر بیرون میشد و پا به فرار میگذاشت. از او می پرسیدند چرا؟ در پاسخ میگفت: در محاسبهء خداوند ناکام ماندم.





