به هر جا عافیت رو داد نادان در تلاش افتد
دویدن ریشهء گلهای آزادیست طفلان را
شرح:
این هم یک مطلب عمیق اجتماعی است. طبیعت یک قشری از جامعه را معرفی میکند. وقتی در محیطی عافیت حکم فرما شد و مردم از غم شکم و امنیت بی غم شدند، جهال جامعه در شور و نا قراری می افتند. بدین معنا که دیگر دغدغه ای در زندگی ندارند و میخواهند با هرزه گویی، هرزه کرداری و هرزه پنداری وقت خود را سپری کنند.
مثال زنده اش همین مردمان خود ما هستند؛ امروزه وقتی از آن دغدغهء فقر، بی امنیتی و جنگ آرام شدند و در کنج آرام در غرب خزیده اند، جاهلان کشور ما نمیدانند روز خود را چگونه سپری کنند؟ باید چیزی بنگارند، دیگری را دشنام بدهند، محیط آرام ذهنی دیگران را مشوش بسازند و… شاید همه شما با من موافق باشید. همین چند نمونه ای را که بر «مدخلی بر بیدل» تبصره های داشتند دیدید! اینها نه تنها در عرصهء سیاست بجز از عقده چیزی نمیدانند، بلکه در همهء عرصه ها مردم آزاری میکنند ومی خواهند همان عقدهء سر هم شدهء روانی خود را در کنج عافیت بگشایند و سایت های مبتذل انترنت «نه سایت های فرهیخته مثل سرنوشت» هم همچون شهر خربوزه در خدمت نادانان، بی خردان، فاشیستان، تنگ نظران، کافران، مرتدان، ظالمان، خدا بی خبران حتی … قرار دارند. دقیق همان چیزی هست که بیدل گفته است.
بهترین ادبیات، نثر و شعر همانست که ترجمان زندگی هر عصر باشد. کمال بیدل هم همین است که اصلی را وضع میکند که در هر زمان میتواند ترجمان زندگی باشد. همین حالت امروزی ما کنج عافیت خزیدگان بی سواد ظالم و در عین حال دیده درا. دقیق همین طور است.
در مصرع دوم مثالی می آورد: اینکه اطفال بسیار میدوند و بی هدف میدوند، نشانهء ای ریشه های آزادی است، چون اطفال بی مسئولیت هستند. به حق چنین است که بیدل میگوید. امروزه مردمان ما هم در کشور های آزاد از آزادی همین را فهمیده اند که هر چه در روده هایشان میگردد به عنوان مقاله و گفته های علمی انتشار میدهند. وای بحال آزادی که در دشنام، توهین، تحقیر، اتهام و… دیگران تفسیر و بیان شود. امروزه حال ما چنین است که بیدل گفته است. چرند میگوید و به حکم این که؛ رای و نظر هرکس قابل احترام است باید برایش چیزی نگویی.
پیامبر صلی الله فرموده اند: «یکی از راز های کامیابی اینست که انسان حد خود را بشناسد» علماء این حدیث را بسیار مختصر چنین تفسیر کرده اند: یعنی پای را از گلیم خود بیرون ننهد و در آنچه علم ندارند وقوف نکنند. بد بختانه که این حدیث در زندگی امروزی اکثر مسلمان ها تطبیق نمی شود.
دویدن ریشهء گلهای آزادیست طفلان را
شرح:
این هم یک مطلب عمیق اجتماعی است. طبیعت یک قشری از جامعه را معرفی میکند. وقتی در محیطی عافیت حکم فرما شد و مردم از غم شکم و امنیت بی غم شدند، جهال جامعه در شور و نا قراری می افتند. بدین معنا که دیگر دغدغه ای در زندگی ندارند و میخواهند با هرزه گویی، هرزه کرداری و هرزه پنداری وقت خود را سپری کنند.
مثال زنده اش همین مردمان خود ما هستند؛ امروزه وقتی از آن دغدغهء فقر، بی امنیتی و جنگ آرام شدند و در کنج آرام در غرب خزیده اند، جاهلان کشور ما نمیدانند روز خود را چگونه سپری کنند؟ باید چیزی بنگارند، دیگری را دشنام بدهند، محیط آرام ذهنی دیگران را مشوش بسازند و… شاید همه شما با من موافق باشید. همین چند نمونه ای را که بر «مدخلی بر بیدل» تبصره های داشتند دیدید! اینها نه تنها در عرصهء سیاست بجز از عقده چیزی نمیدانند، بلکه در همهء عرصه ها مردم آزاری میکنند ومی خواهند همان عقدهء سر هم شدهء روانی خود را در کنج عافیت بگشایند و سایت های مبتذل انترنت «نه سایت های فرهیخته مثل سرنوشت» هم همچون شهر خربوزه در خدمت نادانان، بی خردان، فاشیستان، تنگ نظران، کافران، مرتدان، ظالمان، خدا بی خبران حتی … قرار دارند. دقیق همان چیزی هست که بیدل گفته است.
بهترین ادبیات، نثر و شعر همانست که ترجمان زندگی هر عصر باشد. کمال بیدل هم همین است که اصلی را وضع میکند که در هر زمان میتواند ترجمان زندگی باشد. همین حالت امروزی ما کنج عافیت خزیدگان بی سواد ظالم و در عین حال دیده درا. دقیق همین طور است.
در مصرع دوم مثالی می آورد: اینکه اطفال بسیار میدوند و بی هدف میدوند، نشانهء ای ریشه های آزادی است، چون اطفال بی مسئولیت هستند. به حق چنین است که بیدل میگوید. امروزه مردمان ما هم در کشور های آزاد از آزادی همین را فهمیده اند که هر چه در روده هایشان میگردد به عنوان مقاله و گفته های علمی انتشار میدهند. وای بحال آزادی که در دشنام، توهین، تحقیر، اتهام و… دیگران تفسیر و بیان شود. امروزه حال ما چنین است که بیدل گفته است. چرند میگوید و به حکم این که؛ رای و نظر هرکس قابل احترام است باید برایش چیزی نگویی.
پیامبر صلی الله فرموده اند: «یکی از راز های کامیابی اینست که انسان حد خود را بشناسد» علماء این حدیث را بسیار مختصر چنین تفسیر کرده اند: یعنی پای را از گلیم خود بیرون ننهد و در آنچه علم ندارند وقوف نکنند. بد بختانه که این حدیث در زندگی امروزی اکثر مسلمان ها تطبیق نمی شود.





