بی جوهری از هرزه درایی است زبان را

بی جوهری از هرزه درایی است زبان را
تیغی که به زنگار فرو رفت نیام است
شرح:
اینجا بیدل یک ادعای درست میکند و آن اینکه: زبانی که «هرزه درا» هست بی جوهر است. یعنی هر زبانی که به هر سخن پرداخت و ارزش و عواقب سخن را نسنجید و در آن خود را شریک ساخت جوهرش نا بود میگردد، یعنی دیگر حرفهایش بی ارزش میشود و مردم او را هرزه گو و بیهوده خطاب میکنند.
زبان لا ابالی را مثال میزند به شمیشیری که در هرزه گی و یا جایی نمناکی فرو رفته است، یا در جایی که مناسب حال او نیست گذاشته شده است. این شمشیر که در هرزه ها فرو رفته است و زنگ زده شده است، اگر از نیام «غلاف» هم بیرون باشد مثل اینست که در نیام باشد، دیگر جلا و جوهری ندارد.
«یکتن از یاران پیامبر گرامی صلی الله علیه وسلم از آنجناب راه نجات را جویا شد؟ در پاسخ سه بار ارشاد فرمودند: زبان خود را نگهدارد! زبان خود را نگهدار! زبان خود را نگهدا!»
* این هم بیان همین مطلب است ولی در ادبیات بیدل.
«زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد».
چه گویم که نا گفتنم بهتر است
زبان در دهان پاسبان سر است.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *