به کنعان هوس گردی ندارد یوسف مطلب

به کنعان هوس گردی ندارد یوسف مطلب
مگر در خود فرو رفتن کند ایجاد چاه آنجا
شرح:
بازهم تمثیل در معنا. وقتی یعقوب علیه السلام بوی یوسف را بعد از سالها از فاصلهء میان کنعان و مصر احساس کرد و از آن خبر داد، بر او ریشخند زدند.
وَلَمَّا فَصَلَتِ الْعِيرُ قَالَ أَبُوهُمْ إِنِّي لأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ لَوْلاَ أَن تُفَنِّدُونِ « وقتی کاروان از کنعان حرکت کرد یعقوب علیه السلام گفت، من بوی یوسف را احساس میکنم، اگر بر من خرده نگیرید»
قَالُواْ تَالله تَفْتَأُ تَذْكُرُ يُوسُفَ حَتَّى تَكُونَ حَرَضًا أَوْ تَكُونَ مِنَ الْهَالِكِينَ «تو از یوسف آنقدر یاد میکنی که از پای در افتی یا اینکه بمیری»
این احساس و توانایی خارق العاده به محض هوس میسر نیست. باز تصور همان هوس بدون عمل است. وقتی میخواهی چیزی ارزشمندی همانند یوسف را بدست بیاوری و آن مطلب تو است، باید به تفکر، عبادت و عمل بپردازی.
در مصرع دوم بیان میدارد که: اگر در خود فرو رفتی و به تفکر در آیات بینات خداوندی پرداختی در تو چاهی ایجاد میکند که از آن میتوانی یوسفی گردی و به مقامی برسی. یوسف از چاه راه بسوی ترقی و عزت پیمود.
بیان همین دو مطلب است. به هوس کاری از پیش نمی رود باید عمل کرد. و از چاه راه بسوی عزت پیموده میشود. باید در راه خدا و دین او متحمل فکر، نیت، عمل و زحمت شد!

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *