زاهد ز عیش رندان پر غافل است بیدل
فردوس در همین جاست گر ریش و فش نباشد
شرح:
اینجا بیان همان شکایت مشهور اهل دل از زاهدان ریایی است. بیدل خود را مخاطب میسازد و میگوید: زاهد از عیش رندان بسیار بی خبر است. به همین خاطر آنها را نکوهش میکند.
در طریقت «زهد» به عبادت ظاهری و بدون تأثیر در زندگی و یا عبادت بدون ارادت گفته میشود. «رند» بر کسانیکه از عبادت تأثیر زیاد و از دانش کم بیشتر فایدهء معنوی برده اند. این یک رویارویی محض و دشمنی دو مکتب نیست.
در مصرع دوم به صراحت بیشتر نماد ریا کاری را معرفی میکند. من خودم در زندگی هزاران هزار از این نماد ها را دیده ام. علم آموخته است، در مدرسه تدریس میکند، بنام عالم مشهور است، ولی در همهء زندگی عملی اش با میکروسکوپ هم نمیشود تأثیر دین را در او دید! شکم های کته، چهره های گرفته، لباس های چرک، تکبر و غرور … حتی در موارد اگر علم شان کار گر نیفتاد به دشنام و حقارت می پردازند. در مدرسه های پاکستان بروید در هر کدام آن چند نمونه ای از آن را می بینید.
شیخ احمد جام در همین مفهوم چنین می سراید:
غره مشو که موکب مردان راه را
در سنگلاخ بادیه پاها بریده اند
نومید هم مباش که رندان باده نوش
ناگه به یک ترانه به منزل رسیده اند
بیدل همین مطلب را با اختصار و ایجاز بیشتر سروده است. همین صاحبان ریش و فش و نماد از قهقرای و عقب ماندگی مانع زندگی بهشت گونه و مسألمت آمیزمسلمانها شده اند و دین را «به بو» معرفی کرده اند. قسم بخدا بیدل گزافه نگفته است.
شاید هم اربابان با ریش و فش در محلات آنوقت منظور باشد که، تا همین حالا هم در سرزمین های شرقی وجود دارند، مانع عیش مردم میشدند و ظلم روا میداشتند. اما مصرع اول این تعبیر را بعید میدارد.
فردوس در همین جاست گر ریش و فش نباشد
شرح:
اینجا بیان همان شکایت مشهور اهل دل از زاهدان ریایی است. بیدل خود را مخاطب میسازد و میگوید: زاهد از عیش رندان بسیار بی خبر است. به همین خاطر آنها را نکوهش میکند.
در طریقت «زهد» به عبادت ظاهری و بدون تأثیر در زندگی و یا عبادت بدون ارادت گفته میشود. «رند» بر کسانیکه از عبادت تأثیر زیاد و از دانش کم بیشتر فایدهء معنوی برده اند. این یک رویارویی محض و دشمنی دو مکتب نیست.
در مصرع دوم به صراحت بیشتر نماد ریا کاری را معرفی میکند. من خودم در زندگی هزاران هزار از این نماد ها را دیده ام. علم آموخته است، در مدرسه تدریس میکند، بنام عالم مشهور است، ولی در همهء زندگی عملی اش با میکروسکوپ هم نمیشود تأثیر دین را در او دید! شکم های کته، چهره های گرفته، لباس های چرک، تکبر و غرور … حتی در موارد اگر علم شان کار گر نیفتاد به دشنام و حقارت می پردازند. در مدرسه های پاکستان بروید در هر کدام آن چند نمونه ای از آن را می بینید.
شیخ احمد جام در همین مفهوم چنین می سراید:
غره مشو که موکب مردان راه را
در سنگلاخ بادیه پاها بریده اند
نومید هم مباش که رندان باده نوش
ناگه به یک ترانه به منزل رسیده اند
بیدل همین مطلب را با اختصار و ایجاز بیشتر سروده است. همین صاحبان ریش و فش و نماد از قهقرای و عقب ماندگی مانع زندگی بهشت گونه و مسألمت آمیزمسلمانها شده اند و دین را «به بو» معرفی کرده اند. قسم بخدا بیدل گزافه نگفته است.
شاید هم اربابان با ریش و فش در محلات آنوقت منظور باشد که، تا همین حالا هم در سرزمین های شرقی وجود دارند، مانع عیش مردم میشدند و ظلم روا میداشتند. اما مصرع اول این تعبیر را بعید میدارد.





