بیاد محفل نازش سحر خیز است اجزایم
تبسم تا کجا ها چیده باشد دستگاه آنجا
شرح:
در معنای این دو مصرع یک تشبیه نهفته است. اگر متوجه باشید، کسی به شخصی علاقه مند باشد و یا جریانی که در شرف وقوع است و باید فردایی آن روز واقع گردد، همان شب هیچ خوابش نمی برد و صبح به یاد همان شخص و یا همان جریان وقت از خواب بر می خیزد. یعنی در امید دیدن آن نا قرار است. همان شب همه اش در این فکر است که فردا چگونه روزی خوشی خواهد بود.؟ مثل این بیت:
امشب شب عید است که در پیراهن نمی گنجم ز فرحت
صبا که با نگار خود مبارک باد میگویم
بیدل هم علاقه مندی به معبود و محبوب حقیقی را در این معنا به تصویر میکشد. همینکه انسان معتقد و مؤمن واقعی به خدا از اول شب در فکر اینست که در اول شب بخوابد وسحرگاه باید برای نماز و راز و نیاز به خداوند بر خیزد بلا تشبیه به همین حالت میماند.
مسلمان و عابد صبح همهء اجزایش «اعضایش» به ذکر خداوند مشغول میگردد، تا روزی خوبی در پیشرو داشته باشد و در آنروز رحمت و رضایی پروردگار شامل حال او گردد. شاید هر کدام شما این هر دو حالت را تجربه کرده باشید؟
در مصرع اول میگوید: بخاطر یاد خدا و محفل ناز او که همانا رحمت اوست، اعضای من سحر خیز است و تنبلی احساس نمیکند.
در مصرع دوم میگوید: در این یک حالتی که من دارم، در «آنجا» در مقام رحمت خداوندی چه رضایی و خوشنودی متصور است. یعنی حتما خدا از انسان عابد معتقد راضی می باشد.
«وقتی انسان به عبادت خدا می پردازد خداوند بزرگ ملائک را خطاب میکند: شما مرا از آفریدن انسان منع میکردید و می گفتید: انسان در زمین فساد میکند! ببینید که بندگان من چگونه به عبادت من مشغول اند ـ مفهوم حدیث شریف»
بیدل همین صحنه را به تصویر میکشد.
دلیل این تعبیر این حدیث پیامبر(ص) است: صبح میشود ملائکه های مقرر بر انسان در شب به آسمان صعود میکنند و ملائکه های مقرر برای امور روز فرود می آیند. وقتی این ملائکه های مأمور شب نزد خداوند میروند، از آنها پرسیده میشود که؛ وقتی شما آمدید بندهء من در چه حالتی بود؟ ملائکه ها پاسخ میدهند: در حال عبادت و پرستش ذات تعالی بودند.
إن شاء الله به یقین گفته میتوانم که؛ بیدل همین حالت را به تصویر ادبی کشیده است. والله اعلم بمراد عبده.
تبسم تا کجا ها چیده باشد دستگاه آنجا
شرح:
در معنای این دو مصرع یک تشبیه نهفته است. اگر متوجه باشید، کسی به شخصی علاقه مند باشد و یا جریانی که در شرف وقوع است و باید فردایی آن روز واقع گردد، همان شب هیچ خوابش نمی برد و صبح به یاد همان شخص و یا همان جریان وقت از خواب بر می خیزد. یعنی در امید دیدن آن نا قرار است. همان شب همه اش در این فکر است که فردا چگونه روزی خوشی خواهد بود.؟ مثل این بیت:
امشب شب عید است که در پیراهن نمی گنجم ز فرحت
صبا که با نگار خود مبارک باد میگویم
بیدل هم علاقه مندی به معبود و محبوب حقیقی را در این معنا به تصویر میکشد. همینکه انسان معتقد و مؤمن واقعی به خدا از اول شب در فکر اینست که در اول شب بخوابد وسحرگاه باید برای نماز و راز و نیاز به خداوند بر خیزد بلا تشبیه به همین حالت میماند.
مسلمان و عابد صبح همهء اجزایش «اعضایش» به ذکر خداوند مشغول میگردد، تا روزی خوبی در پیشرو داشته باشد و در آنروز رحمت و رضایی پروردگار شامل حال او گردد. شاید هر کدام شما این هر دو حالت را تجربه کرده باشید؟
در مصرع اول میگوید: بخاطر یاد خدا و محفل ناز او که همانا رحمت اوست، اعضای من سحر خیز است و تنبلی احساس نمیکند.
در مصرع دوم میگوید: در این یک حالتی که من دارم، در «آنجا» در مقام رحمت خداوندی چه رضایی و خوشنودی متصور است. یعنی حتما خدا از انسان عابد معتقد راضی می باشد.
«وقتی انسان به عبادت خدا می پردازد خداوند بزرگ ملائک را خطاب میکند: شما مرا از آفریدن انسان منع میکردید و می گفتید: انسان در زمین فساد میکند! ببینید که بندگان من چگونه به عبادت من مشغول اند ـ مفهوم حدیث شریف»
بیدل همین صحنه را به تصویر میکشد.
دلیل این تعبیر این حدیث پیامبر(ص) است: صبح میشود ملائکه های مقرر بر انسان در شب به آسمان صعود میکنند و ملائکه های مقرر برای امور روز فرود می آیند. وقتی این ملائکه های مأمور شب نزد خداوند میروند، از آنها پرسیده میشود که؛ وقتی شما آمدید بندهء من در چه حالتی بود؟ ملائکه ها پاسخ میدهند: در حال عبادت و پرستش ذات تعالی بودند.
إن شاء الله به یقین گفته میتوانم که؛ بیدل همین حالت را به تصویر ادبی کشیده است. والله اعلم بمراد عبده.





