برگ بیبرگی – علی منهاج
گَرَت باید به هر دم تازهْ جانی
گَرَت باید به هر دم تازهْ جانی فرو مگذار یادِ او زمانی (عطار، اسرارنامه) یاد و ذکرِ خداوند آرامشدهنده و سکینهٔ دلها و تازهکنندهٔ روح…
گفت در یک خانه باشم گر دو روز
گفت در یک خانه باشم گر دو روز عشق آن مسکن کُند در من فروز (مثنوی/دفتر سوم) آدمی خیلی زود به هر شرایطی عادت می…
لطف مخفی در میان قهرها
لطف مخفی در میان قهرها در حَدَث پنهان عقیقِ بیبها (مثنوی/دفتر پنجم) قهرِ خداوند نیز مظهری از لطف اوست. گرچه لطف در ظاهر، امری مثبت…
مرا با وجودِ تو هستی نماند
مرا با وجودِ تو هستی نماند به یادِ توام خودپرستی نماند (سعدی، بوستان) از بهترین راههای متواضع شدن یادِ خداوند است. یادِ خدا انسان را…
مکُن بدگوی را نزدیکِ خود رام
مکُن بدگوی را نزدیکِ خود رام که بد گوید تو را هم در سرانجام (عطار، اسرارنامه) با آدمیانِ بدگوی، غیبتکننده و یاوهباف نشست و برخاست…
منگر آنکه تو حقیری یا ضعیف
منگر آنکه تو حقیری یا ضعیف بنگر اندر همّتِ خود ای شریف (مثنوی، دفتر سوم) اراده ستون اصلی حرکت است. یکی از وجوه تمایز انسان…
ناله میکُن کای تو عَلّامُ الْغُیوب
ناله میکُن کای تو عَلّامُ الْغُیوب زیرِ سنگِ مَکرِ بَد ما را مکوب (مثنوی، دفتر اوّل) گاه افکارِ بد و منفی به ذهن هجوم میآورند؛…
نیست شه را طمعْ بهر خلق ساخت
نیست شه را طمعْ بهر خلق ساخت این همه دولت خُنک آنکو شناخت (مثنوی، دفتر اول) خداوند در آفرینش عالم هدف و به اصطلاح فلاسفه…
هر که آخربین بُوَد مسعودوار
هر که آخربین بُوَد مسعودوار نَبوَدش هر دم ز ره رفتن عِثار (مثنوی/دفتر چهارم) مولانا شرط ادامه ی راه تعالیِ روحی را در آخربین بودن…
هست زاهد را غم پایان کار
هست زاهد را غم پایان کار تا چه باشد حال او روزِ شِمار عارفان ز آغاز گشته هوشمند از غم و احوال آخر فارغ اند…
وای آن دینی که خواب آرد تو را
وای آن دینی که خواب آرد تو را باز در خوابِ گِران دارد تو را (اقبال لاهوری) هدف از دین و دینداری این است که…
آب حاضر باید و فرهنگ نیز
آب حاضر باید و فرهنگ نیز تا پزد آن دیگ سالم در ازیز مثنوی، دفتر پنجم برای انجام هر کاری دو ویژگی از هر دارایی…
از دهانِ آدمیِّ خوشمشام
از دهانِ آدمیِّ خوشمشام هم پیامِ حق شنودم، هم سلام (مثنوی، دفتر سوم) صحبت با هر کس لذّتبخش و روحنواز نیست. نادر هستند کسانی که…
امروزِ دلم عشق است، فردایِ دلم معشوق
امروزِ دلم عشق است، فردایِ دلم معشوق امروزِ دلم در دل فردای دگر دارد (مولانا، غزلیات) معشوقی مقامی بالاتر از عاشقی است. ابتدا انسان عاشق…
اَنْصِتوا بپْذیر تا بر جان تو
اَنْصِتوا بپْذیر تا بر جان تو آید از جانان جزای اَنْصِتوا (مثنوی، دفتر سوم) مثنوی با «بشنو» آغاز میشود و در جایجای آن، دعوت به…
ای بسا در گور خفته خاکْوار
ای بسا در گور خفته خاکْوار بِهْ ز صد اَحیا به نفع و انتشار (مثنوی، دفتر ششم) آدمیانی هستند که حتّی بعد از مرگ نیز…
ای دهندهٔ قوت و تمکین و ثبات
ای دهندهٔ قوت و تمکین و ثبات خَلق را زین بیثباتی دِه نجات (مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۱۱۹۷) مولانا برای کسانی دعا میکند که هر…
این صلات و این جهاد و این صیام
این صلات و این جهاد و این صیام هم نماند جان بماند نیکنام (مثنوی، دفتر پنجم) نام نیک بزرگترین افتخار برای هرکس در این دنیاست….
بازگونه، ای اسیرِ این جهان
بازگونه، ای اسیرِ این جهان نامِ خود کردی امیرِ این جهان (مثنوی، دفتر چهارم) کسانی که همهٔ عمر خود را صرف مالاندوزی و لذتجویی از…
بعدِ نومیدی بسی امیدهاست
بعدِ نومیدی بسی امیدهاست از پسِ ظلمت بسی خورشیدهاست (مثنوی، دفتر سوم) از بدترین احوالِ آدمی ناامیدی است. این حال گاه بر انسان چیره میشود…
بینهایت حضرتست این بارگاه
بینهایت حضرتست این بارگاه صدر را بگذار صدرِ توست راه (مثنوی، دفتر سوم) راه کمال و تعالی روحی انسان انتها ندارد. هرچند آدمی به منزلی…
پشّه بگریزد ز باد با دَها
پشّه بگریزد ز باد با دَها پس چه داند پشّه ذوق باد ها (مثنوی/دفتر پنجم) در این بیت مولانا در مورد تفاوت لذات دنیوی و…
تشنگان گر آب جویند از جهان
تشنگان گر آب جویند از جهان آب جوید هم به عالم تشنگان (مثنوی/دفتر اول) شوق رسیدن به مقصد و مقصود گرچه ظاهرا فقط در طالب…
جانی است چون شعله ولی دودش ز نورش بیشتر
جانی است چون شعله ولی دودش ز نورش بیشتر چون دود از حد بگذرد در خانه ننماید ضیا (مولانا، غزلیات) جان به عنوان بزرگترین سرمایهٔ…
چند دعویّ و دَم و باد و بُروت؟
چند دعویّ و دَم و باد و بُروت؟ ای تو را خانه چو بیتالعنکبوت (مثنوی، دفتر اول) انسان هرقدر که عالم باشد و دانش اندوخته…
چون خدا خواهد که پوشد عیبِ کس
چون خدا خواهد که پوشد عیبِ کس کم زَنَد در عیبِ معیوبان، نَفَس (مثنوی، دفتر اوّل) یکی از بهترین راهها برای آنکه عیبِ آدمی عیان…
چونک عاشق اوست تو خاموش باش
چونک عاشق اوست تو خاموش باش او چو گوشَت می کشد تو گوش باش (مثنوی/دفتر اول) جریان لطیف عشق فرآیندی دوطرفه است که با کشف…
حق مرا گفته تو را لطفی دهم
حق مرا گفته تو را لطفی دهم بر سرِ آن زخمها مرهم نهم (مثنوی، دفتر اول) زخمهای روحی هیچگاه خوب نمیشوند. تا ابد میمانند. مدام…
خواجه در عیب است غرقه تا به گوش
خواجه در عیب است غرقه تا به گوش خواجه را مال است و مالَش عیبپوش (مثنوی، دفتر اول) برخی افراد مرفّه و ثروتمند به تعبیرِ…
در حقیقت خالق آثار اوست
در حقیقت خالق آثار اوست لیک جز علّت نبیند اهل پوست (مثنوی/دفتر سوم) ظاهربینان یا به تعبیر مولانا “اهل پوست” در جستجوی علّت ظاهری هر…
دلا بیدار شو گر هست دردیت
دلا بیدار شو گر هست دردیت که ناوردند بهر خواب و خوردیت (عطار، اسرارنامه) آدمی برای چه به این دنیا آمده است؟ پاسخ این پرسش…
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند بنِگر که تا چه حد است مکان آدمیّت (سعدی) سعدی می گوید قدر و مرتبه ی…
زهر نزدیکِ خردمندان اگرچه قاتل است
زهر نزدیکِ خردمندان اگرچه قاتل است چون ز دستِ دوست گیری، شِفایِ عاجل است (سعدی) عاشق هر آنچه را معشوق به او بدهد، با جان…
سعدی اگر طالبی راه رو و رنج بر
سعدی اگر طالبی راه رو و رنج بر کعبه ی دیدار دوست صبر بیابان اوست (سعدی/غزلیات) سعدی در این بیت، به مقام صبر اشاره می…
صبر کردن جانِ تسبیحات تست
صبر کردن جانِ تسبیحات تست صبر کُن کانست تسبیح درست هیچ تسبیحی ندارد آن درج صبر کن الصَّبرُ مِفتاحُ الفَرج (مثنوی/دفتر دوم) مولانا مقام صبر…
عشق بر مُرده نباشد پایدار
عشق بر مُرده نباشد پایدار عشق را بر حیِّ جانافزای دار (مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۳۲۷۲) در بسیاری اوقات وقتی کسی میمیرد تازه عزیز میشود…
علتی بتّر ز پندار کمال
علتی بتّر ز پندار کمال نیست اندر جان تو ای ذو دلال (مثنوی/دفتر اول) از نظر مولانا بیماری خودبینی سخت ترین و بدترین مرض است….
قافیه اندیشم و دلدار من
قافیه اندیشم و دلدار من گویدم مندیش جز دیدار من (مثنوی/دفتر اول) سخنان عاشق برای معشوق حرف هایی ساده، بی پیرایه، صریح و بی پرده…
کسی کو یک جهت بیند جمالی
کسی کو یک جهت بیند جمالی نباشد دیدن او را کمالی بباید دید نیکی و بدی هم مقامات خودی و بیخودی هم (عطار/الهی نامه) یکسره…
گر بیابان پُر شود زرّ و نُقود
گر بیابان پُر شود زرّ و نُقود بی رضای حق جُوی نتوان رُبود (مثنوی، دفتر ششم) رزق از سوی خداوند است گرچه به طور مستقیم…
گرچه بر لبهای او نام خداست
گرچه بر لبهای او نام خداست قبلهٔ او طاعتِ فرمانرواست (اقبال لاهوری) همواره هستند آدمهایی که بردگی و طاعت انسانهای دیگر را در زندگی انتخاب…
گفت پیغمبر که یزدانِ مجید
گفت پیغمبر که یزدانِ مجید از پی هر درد درمان آفرید (مثنوی، دفتر دوم) مولانا از پیامبر نقل میکند که ایشان فرمودهاند برای هر دردی…
لیک حیوانی که چوپانش خداست
لیک حیوانی که چوپانش خداست گرگ را آنجا امید و ره کجاست (مثنوی، دفتر سوم) کسی که خداوند حافظ و هدایتگر او است، در امن…
مرا چون بُوَد دامن از جرم پاک
مرا چون بُوَد دامن از جرم پاک نباشد ز خبث بداندیش باک (سعدی، بوستان) انسانهای پاکدامن از هیچکس نمیترسند. کسانی که میدانند هیچ جرم، خطا…
مکُن در این چمنم سرزنش به خودرویی
مکُن در این چمنم سرزنش به خودرویی چنانکه پرورشم میدهند میرویم (حافظ) تاثیر محیط بر تفکّر و عقاید و نحوهٔ زیست آدمی بیچون و چرا…
مِهر پاکان در میانِ جان نشان
مِهر پاکان در میانِ جان نشان دل مده الّا بمِهر دلخوشان (مثنوی/دفتر اول) جان ناپاکان در همنشینی با جان های پاک، از آلودگی و ظلمت…
ندارد کار با دونهمّتان عشق
ندارد کار با دونهمّتان عشق تَذَروِ مُرده را شاهین نگیرد (اقبال لاهوری) عشق صیّادی است که به تعبیری صیدِ لاغر نمی گیرد. صیدِ عشق باید…
نیم عمرت در پریشانی رود
نیم عمرت در پریشانی رود نیم دیگر در پشیمانی رود (مثنوی/دفتر چهارم) گاه بخشی از عمر ما به پریشانی و آشفتگی می گذرد و بخشی…
هر که اندر عشق یابد زندگی
هر که اندر عشق یابد زندگی کفر باشد پیشِ او جز بندگی (مثنوی، دفتر پنجم) نکتۀ بسیار مهمی در مصراع اول بیت است که رابطۀ…
هست دنیا قهرخانهٔ کردگار
هست دنیا قهرخانهٔ کردگار قهر بین چون قهر کردی اختیار (مثنوی، دفتر ششم) مولانا عقیده دارد دنیا دار مکافات است. به تعبیر او دنیا قهرخانه…
وای بر منّتپذیرِ خوانِ غیر
وای بر منّتپذیرِ خوانِ غیر گَردَنَش خَم گشتهٔ احسانِ غیر (اقبال لاهوری) بیچاره و نگونبخت کسی است که رزقِ خود را از فردی میگیرد که…
هر که بیدار استاو در خوابتر
هر که بیدار است، او در خوابتر هست بیداریش، از خوابش بتر (مثنوی، دفتر اول) هر کس در این دنیا بیشتر درگیر امور نفسانی…
از حسد بر یوسف مصری چه رفت
از حسد بر یوسف مصری چه رفت این حسد اندر کمین گرگیست زفت (مثنوی/دفتر دوم) حضرت یوسف علیه السلام به سبب حسادت برادران در چاه…
آن چنانش شرح کُن اندر کلام
آن چنانش شرح کُن اندر کلام که از آن بهره بیابد عقلِ عام (مثنوی، دفتر سوم) توصیهٔ مولانا در سخن گفتن و استفاده از کلام،…
آنک تخم خار کارد در جهان
آنک تخم خار کارد در جهان هان و هان او را مجو در گلْسِتان گر گُلی گیرد بکف خاری شود ور سوی یاری رَوَد ماری…
ای بسا زر که سیه تابَش کنند
ای بسا زر که سیه تابَش کنند تا شود آمن ز تاراج و گزند (مثنوی/دفتر ششم) چون زر بودن خوب و ارزشمند است اما گاه…
ای زاغ بیهودهسخن سه ماه دیگر صبر کن
ای زاغ بیهودهسخن سه ماه دیگر صبر کن تا در رسد کوری تو عید جهان عید جهان (مولانا، غزلیّات) پاییز و زمستان میگذرند و سرانجام…
این علفها مینهم از بهرِ چیست؟
این علفها مینهم از بهرِ چیست؟ تا پدید آید که حیوان جنس کیست (مثنوی، دفتر دوم) مولانا جاذبههای مادی را به علف تشبیه کرده که…
باغبان را خار چون در پای رفت
باغبان را خار چون در پای رفت دزد فرصت یافت کالا بُرد تَفت (مثنوی/دفتر اول) غفلت از خویش بزرگترین خسران را در پی دارد. برای…
بندهٔ خویشتنم خوان که به شاهی برسم
بندهٔ خویشتنم خوان که به شاهی برسم مگسی را که تو پرواز دهی شاهینیست (سعدی، غزلیات) سعادتِ واقعی فقط از طریقِ بندگیِ خالصانهٔ خداوند حاصل…
پاسبانِ حرمِ دل شدهام شب همه شب
پاسبانِ حرمِ دل شدهام شب همه شب تا درین پرده جز اندیشهٔ او نگذارم (حافظ) دل مقامی والا و حرمتی بسیار دارد؛ آنقدر که نباید…
پند حکیم محض صواب است و محض خیر
پند حکیم محض صواب است و محض خیر فرخندهبخت آنکه به سمع رضا شنید (حافظ) پند و اندرز هر قدر هم که مفید و راهگشا…
تو از عالم همین لفظی شنیدی
تو از عالم همین لفظی شنیدی بیا برگوی کز عالم چه دیدی؟ (شیخ محمود شبستری، گلشن راز) درک و معنای عالم برای ما همین کره…
جانا بیار باده که ایّام میرود
جانا بیار باده که ایّام میرود تلخیِّ غم به لذّتِ آن جام میرود (مولانا، غزلیات شمس) تردیدی نیست که در زندگی، مشکلات و گرفتاریهای مختلفی…
چنین که از همه سو دامِ راه میبینم
چنین که از همه سو دامِ راه میبینم بِه از حمایت زلفش مرا پناهی نیست (حافظ) گاه روزهایی را میگذرانیم که از هر سو مصیبت…
چون درد عاشقی به جهان هیچ درد نیست
چون درد عاشقی به جهان هیچ درد نیست تا درد عاشقی نچشد مرد مرد نیست (سنایی غزنوی) سنایی سخت ترین راه را راهِ عشق میداند….
چونکه بد کردی، بترس آمن مباش
چونکه بد کردی، بترس آمن مباش زآنکه تخم است و برویانَد خُداش (مثنوی، دفتر چهارم) نتیجهٔ هر عملی به خود آدمی بر میگردد؛ هر کاری…
حکم و تقدیرش چو آید بیوقوف
حکم و تقدیرش چو آید بیوقوف عقل کِهبوَد؟ در قمر افتد خسوف (مثنوی، دفتر پنجم) اتفاقاتی هست که آنها را نمیتوان با عقل توضیح داد؛…
خود، حقیقت معصیت باشد خفی
خود، حقیقت معصیت باشد خفی آن کدر باشد که پندارد صفی ( مثنوی، دفتر اول) گناه در نهان از طاعت در عیان و از روی…
در دباغی گر خَلَق پوشید مرد
در دباغی گر خَلَق پوشید مرد خواجگیِّ خواجه را آن کم نکرد (مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۱۰۵۹) ظاهر لزوماً نشاندهندهٔ باطن نیست. ظاهر و باطن…
دمنه را گفتا که تا این بانگ چیست؟
دمنه را گفتا که تا این بانگ چیست؟ با نهیب و سهم این آوای کیست؟ دمنه گفت او را: جز این آوا دگر کار تو…
روان را با خِرَد درهم سرشتم
روان را با خِرَد درهم سرشتم وز آن تخمی که حاصل بود کِشتم (حافظ، مثنوی) عقل و احساس همچون دو برادرند که هر یک سهمی…
زندگی جز لذتِ پرواز نیست
زندگی جز لذتِ پرواز نیست آشیان با فطرتِ او ساز نیست (اقبال لاهوری، کلیات) سکون، ایستایی و در تکاپو نبودن با فطرت و روح آدمی…
سعدی آسان است با هر کس گرفتن دوستی
سعدی آسان است با هر کس گرفتن دوستی لیک چون پیوند شد خو باز کردن مشکل است (سعدی، غزلیات) سعدی دوست شدن با آدمیان را…
صد دل و جان عاشق صانع شده
صد دل و جان عاشق صانع شده چشم بد یا گوش بد مانع شده (مثنوی، دفتر ششم) حجاب بین ما و خداوند خود ما هستیم….
عشق چون کشتی بُوَد بهرِ خواص
عشق چون کشتی بُوَد بهرِ خواص کم بُوَد آفت بُوَد اغلب خلاص (مثنوی، دفتر چهارم) اگر هدایت کشتی را به دست کسی بسپاریم که کشتیرانی…
علم جویی از کتبها ای فُسوس
علم جویی از کتبها ای فُسوس ذوق جویی تو ز حلوا، ای فُسوس (مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۳۵۷۸) اصلِ دانش در کتابها نیست. کتابها تنها…
قبلهٔ عارف بُوَد نورِ وصال
قبلهٔ عارف بُوَد نورِ وصال قبلهٔ عقلِ مُفلسِف شد خیال (مثنوی/دفتر ششم) کسانی که تنها با عقل در راه حلّ مسایل این عالم می کوشند،…
که ای مدّعی عشق کارِ تو نیست
که ای مدّعی عشق کارِ تو نیست که نه صبر داری نه یارایِ ایست (سعدی، بوستان) صبوری و ایستادگی در برابرِ ناهمواریهایِ عشق از نشانههای…
گر جهان پیشَت بزرگ و بیبُنیست
گر جهان پیشَت بزرگ و بیبُنیست پیشِ قدرت ذرّهای میدان که نیست (مثنوی، دفتر اول) اگر جهان بزرگ و بینهایت به نظر میرسد به خاطرِ…
گرچه تقلید است اُستونِ جهان
گرچه تقلید است اُستونِ جهان هست رُسوا هر مقلّد ز امتحان (مثنوی/دفتر پنجم) از دیدگاه مولانا اغلب آدمیان مولّد نیستند بلکه از دیگران تقلید می…
گفت دینِ عامیان؟ گفتم شنید
گفت دینِ عامیان؟ گفتم شنید گفت: دینِ عارفان؟ گفتم: که دید (اقبال لاهوری) اگر کسی تنها به آنچه دربارهٔ دین و ایمان به او میگویند…
لیک ذوقِ سجده ای پیشِ خدا
لیک ذوقِ سجده ای پیشِ خدا خوش تر آید از دو صد دولت تو را پس بنالی که نخواهم مُلک ها مُلکِ آن سجده مسَّلم…
مرد بیحاصل نیابد یار با تحصیل را
مرد بیحاصل نیابد یار با تحصیل را جان ابراهیم باید عشق اسماعیل را (سنایی، غزلیات) غالباً نسبت به رابطهٔ عشقورزانه چنین تفکری داریم که معشوق…
مُلکت عاشقی و گنج طرب
مُلکت عاشقی و گنج طرب هرچه دارم ز یُمن دولت اوست (حافظ) خداوند به همهٔ بندگانش نظر دارد و هیچکس از دایرهٔ لطف او خارج…
مهر جاهل را چنین دان ای رفیق
مهر جاهل را چنین دان ای رفیق کژ رود جاهل همیشه در طریق (مثنوی، دفتر دوم) انسان کمعقل و کممعرفت همه کارهایش نادرست و حتی…
نزدیک توام مرا مبین دور
نزدیک توام مرا مبین دور پهلوی منی مباش مهجور (مولانا، دیوان شمس) این تصوّر که خداوند در عالم بالا و بسیار دور نشسته و از…
هر بها که گوید او را می خرم
هر بها که گوید او را می خرم در زیان و حیف ظاهر ننگرم (مثنوی/دفتر ششم) ما آدمیان از روی ظواهر، به یکدیگر بها می…
هر که آرَد حُرمت او حُرمت بَرَد
هر که آرَد حُرمت او حُرمت بَرَد هر که آرَد قند لوزینه بَرَد (مثنوی، دفتر اول، بیت ۱۴۹۴) احترام و حرمت نهادن به خداوند پاداشی…
هَل جُنونی فی هَواکَ مُستطاب؟
هَل جُنونی فی هَواکَ مُستطاب؟ قُل بَلی وَاللّهُ یَجزیکَ الثَّواب (مثنوی، دفتر پنجم) مولانا از خداوند پرسش می کند که آیا دیوانگیِ من در عشقِ…
وحشتت همچون موکَّل می کَشد
وحشتت همچون موکَّل می کَشد که بجو ای ضال منهاج رَشَد هست منهاج و نهان در مکمن است یافتش رهن گزافه جُستن است (مثنوی/دفتر چهارم)…
آب رحمت بایدت رو پست شو
آب رحمت بایدت رو پست شو وانگهان خُور خمر رحمت مست شو (مثنوی/دفتر دوم) آب همواره زمینی را انتخاب می کند که پایین تر از…
از درونِ خویش این آوازها
از درونِ خویش این آوازها منع کن تا کشف گردد رازها (مثنوی، دفتر دوم، بیت ۷۵۳) مولانا به رایگان کلیدی را در اختیار ما میگذارد…
آن حَسَن نامی که از یک کِلک او
آن حَسَن نامی که از یک کِلک او صد وزیر و صاحب آید جودخو این حَسَن کز ریش زشت این حَسَن می توان بافید ای…
آنک جان در روی او خندد چو قند
آنک جان در روی او خندد چو قند از ترشرویی خلقش چه گزند (مثنوی، دفتر دوم) بزرگان واقعی دل در گرو تایید و تشویق خلق…
ای بسا ظلمی که بینی در کسان
ای بسا ظلمی که بینی در کسان خوی تو باشد دریشان ای فلان در خود آن بد را نمی بینی عیان ور نه دشمن بودیی…
ای سنایی گر هوای خوبرویان میکنی
ای سنایی گر هوای خوبرویان میکنی از نخستت ساخت باید دبه و زنبیل را (سنایی غزنوی) هر انسانی میتواند از درون خود را تغییر دهد؛…
این علفها مینهم، از بهر چیست؟
این علفها مینهم، از بهر چیست؟ تا پدید آید که حیوان جنسِ کیست (مثنوی، دفتر دوم) بر سر راه همه ما آدمیان وسوسهها و جذابیتهایی…
بَدر را دیدی بر این خوش چارطاق
بَدر را دیدی بر این خوش چارطاق حسرتش را هم ببین اندر مُحاق (مثنوی، دفتر چهارم) این دنیا پر است از زیباییها و اتفاقات خوش،…
به ایام تا بر نیاید بسی
به ایام تا بر نیاید بسی نشاید رسیدن به غور کسی (سعدی، بوستان) شناخت آدمها نیاز به زمان دارد. اینطور نیست که با یک یا…





