من نه آن دیوانه ی عشقم که زنجیرم کنند

من نه آن دیوانه ی عشقم که زنجیرم کنند
یا به جز در دامِ زلفِ یار، تسخیرم کنند
من نه آن مرغم که صیادانِ عالَم بافسون
دانه افشانند و در دامی به تزویرم کنند
(روانشاد مهدی محی الدین الهی قمشه ای)

دیوانه ی عشق در زنجیر هیچکس و در بند هیچ تعلّقی نمی ماند، بلکه همه ی زنجیرها را پاره می کند؛ زنجیرهای وابستگی ها و دلبستگی های فانی، زودگذر و بی اعتبار را از هم می گسلد. دیوانه ی عشق گرچه ظاهرا عقل را به کناری زده و از آن به عنوان معیار عشق خود نسبت به معشوق استفاده نمی کند، با بصیرت، بینش و نور دل هر دانه و دامی را تشخیص می دهد و با هیچ افسون و ترفندی گرفتار آن نمی شود. دیوانه ی عشق، خودخواسته و با شوق، خود را تنها در دام خوش معشوق می اندازد و فقط در آنجا احساس رهایی، آزادی، آرامش و امنیت می کند.

علی منهاج

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *