قبلهٔ او طاعتِ فرمانرواست
(اقبال لاهوری)
همواره هستند آدمهایی که بردگی و طاعت انسانهای دیگر را در زندگی انتخاب کردهاند. این بردگان گرچه ظاهرا نام خدا بر زبان دارند، داغ مُهر بر پیشانی و تسبیحِ ذکر در دست آنهاست، اما قبلهشان خدا نیست بلکه انسانی است که فرمانروایی میکند.
دلیل این امر نیز واضح است. آنها برای بقای خود به فرمانروا نیاز دارند و اگر او نباشد تا تکّه نانی برایشان پرتاب کند، خودشان چیزی در انبان وجودشان ندارند. آنها برای همان یک تکّه نان هزار مدح و ثنا میکنند و هرچه بیشتر فرمانروا را با تملّق و چاپلوسی به سمت مقام خدایی بالا میبرند تا تکّه نان بزرگتری به چنگ آورند.
از سویی فرمانروا نیز به این بردگان نیاز دارد تا بر آنها خدایی کند. او نیز میداند که اگر تکّه نانی به بردگان ندهد یا بر او میآشوبند و یا به طریقی اگر فرصت یابند او را ترک خواهند کرد و تنها خواهند گذاشت.
علی منهاج





