هست بیداریش، از خوابش بتر
(مثنوی، دفتر اول)
هر کس در این دنیا بیشتر درگیر امور نفسانی و دنیوی باشد، به تعبیر مولانا بیدارتر است اما بیداری او همچون کسی است که در خواب بهسرمیبرد.
این فرد گرچه ظاهرا بیدار است اما در حقیقت در خواب است؛ در خواب غفلتی که گاه بیداری از آن مشکل میشود .
بیداری چنین افرادی در حقیقت درگیر امور دنیوی بودن و معطوف شدن همه حواس شان به دنیا است. آنان بیدارانی هستند که در خوابند. مولانا این نوع بیداری را از خواب بدتر میداند. زیرا چنین افرادی چنان غرق در امور دنیوی هستند که از خودشان غافل میشوند. امور دنیوی چنان آنها را در برمیگیرد که هیچ چیز جز این امور نمیبینند. این غفلت از خود بدترین نوع غفلت است.
عدم خودآگاهی و همواره مشغول این و آن بودن همان است که در جای دیگری مولانا به آن اشاره میکند و آن را علت اصلی بیقراری انسان میداند:
ساعتی میزان اینی ساعتی موزون آن
بعد از این میزان خود شو تا شوی موزون خویش
کسی که در چنین خوابی به سر میبرد مجال خودآگاهی ندارد. در حقیقت، خود اصیل او در میان این همه امور دنیوی گم میشود. انسان مدرن امروز، دچار همین خواب سنگین yفلت شده و خود را گم کرده است.
علی منهاج





