حُبُّکَ الْاَشیاءِ یُعمی و یُصِمّ
(مثنوی، دفتر ششم)
علاقهٔ بیش از حد به هر شیء، مفهوم یا پدیدهای باعث میشود که آن موضوع به وضوح تمام دیده نشود؛ یعنی جزئیاتی از چشم ناظر دور میمانند و از آن ها غفلت میورزد. در باب عشق نیز گفتهاند که عاشق از فرط علاقه به معشوق گویی که کور و کر میشود. این مسئله از منظری نیکو و از منظری دیگر ناپسند است. خوب است چون ناظر چنان شیفته و غرق است که توسط عقل حسابگر، نکتهبین و ایرادگیر اسیر نیست؛ همچون کسی که در دریاست و به مواد تشکیل دهنده دریا و آب نمیاندیشد؛ و صرفا از دریا لذت میبرد. از جنبه دیگر، بد است چون ممکن است چشمان ناظر را متوجه حقیقت منظر نکند و در نتیجه ناظر تصویری را ببیند که تمایل دارد ببیند، نه آنچه واقعا هست. علاقهٔ شدید به کسی یا امری همچون تیغی دولبه است که به دست گرفتن آن هنر میخواهد و نیاز به آموختن دارد. این آموختن در محضر استادی و مرادی اثرگذار است که از اولیای الهی باشد.
علی منهاج





