قاصداً خود را به اندیشه دهم

قاصداً خود را به اندیشه دهم
چون بخواهم از میانْشان بَرجِهم
(مثنوی، دفتر دوم)

استفاده از عقل و اندیشه نشانهٔ انسان بودن و بهره بردن از ویژگی های انسانی است. انسانی که صرفاً روزمرگی را تجربه کند و راه تقلید را پیش گیرد از مقام انسانیّت فاصله گرفته است. مولانا هرگز استفاده از عقل را منع نمی‌کند و تنها در مقام مقایسه با عشق است که مقام آن را پایین‌تر می‌داند. او می‌گوید انسان باید که از عقل خود به بهترین وجه استفاده کند اما لازم است مراقب باشد که عقل و اندیشه او را اسیر خود نکند. اگر انسانی نسبت به اندیشه‌ای خاص تعصّب ورزد و تنها آن را صواب بداند و هر اندیشه دیگری را نادرست بشمارد اسیر و غلام آن اندیشه شده؛ و این نهایت تحقیرشدگی عقل انسان است. اندیشه‌ها هرچند متفاوت و حتی متناقض و ضدّ هم می‌بایست چون آبی روان به ذهن بیایند، تصفیه شوند و بروند. تنها در چنین وضعی است که انسان از تقلید دور خواهد شد و خود مبدع و تولیدگر اندیشه خواهد شد.

علی منهاج

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *