نباشد دیدن او را کمالی
بباید دید نیکی و بدی هم
مقامات خودی و بیخودی هم
(عطار/الهی نامه)
یکسره سفید یا سیاه دیدنِ دنیا و آدمیان، نشانه ی نقص، به کمال نرسیدن و از حقیقت دور افتادن است. هم دنیا و هم آدمیان یا “این” و یا “آن” نیستند؛ بلکه گاه این و گاه آن و هم این و هم آن و نه این و نه آن هستند. یعنی هم سفیدی در عالم و آدمیان است و هم سیاهی و هم از همه بیشتر، خاکستری. افکار، احساسات، عقیده و احوالِ همواره یکسان و جزمی داشتن جز نشانه ی درست ندیدنِ عالم و آدمیان نیست. این نکته البته به این معنا نیست که آدمی باید هر دم تغییر کند و مدام دچار تردید، بی عقیدگی، شکّ و عدمِ استقلالِ وجودی و هویّتی شود بلکه به معنای گشوده بودن نسبت به رای های مختلف، متفاوت و مخالف است. در حقیقت، طریقِ درست آن است که گاه در احوال و عقایدِ خود واکاوی کنیم و آنها را مورد بررسی قرار دهیم.
علی منهاج





