بنِگر که تا چه حد است مکان آدمیّت
(سعدی)
سعدی می گوید قدر و مرتبه ی آدمی به حدّی است که می تواند به مقامی برسد که به جز خدا نبیند. سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که چطور می توان به این مقام رفیع رسید؟
یکی از راه هایی که آدمی را به چنین مقصدی می رساند و در همه ی لحظه ها و پدیده ها حضور خداوند را حس می کند، نظر کردن در امور و رویدادهایی است که برچسب زشتی و بدی بر آنها خورده شده و به تعبیری نام شرّ یافته است.
به نظر می آید که شاعر برجسته ی قرن نوزدهم فرانسه شارل بودلر نیز چنین رهیافتی داشته و آن را در اشعار خویش آورده است: “بیرون کشیدن زیبایی از دل شرّ.”
داریوش شایگان در کتاب “جنون هشیاری” می نویسد: با خواندن شعر “تطابقات”، گرایشی در او (بودلر) یافتم به عالم غیب؛ بُعدی متافیزیکی و دردی عرفانی که علیرغم تعارض درونی شاعر، وجودش را آکنده بود. (شایگان، داریوش، جنون هشیاری، ص ۲۹)
بودلر خود در مقدمه ی شعر معروفش “گل های بدی” می گوید هدف من “نشان دادن زیبایی در شرّ است.” این شرّ چه ارزش متافیزیکی داشت که شاعر چنین با آن درافتاد و کوشید از عمیق ترین لایه های ناآگاهی انسان، جوهر الهی اش را استخراج کند؟ آنان که هنگام انتشار کتاب “گل های بدی” به او تاختند، از این حقیقت غافل بودند که درد بودلر فقط شرّ نیست، بلکه همانطور که در شعر “لاشه” آورده است با یادآوری “کرم هایی که شما را به بوسه خواهند خورد”، می خواهد نشان دهد که چگونه “صورت و گوهر ابدی عشق های متلاشی” خود را حفظ کرده است. آن ارتعاش جدیدی که عالم شعر را به لرزه درآورد، از عمق درد هستی انسان بر می خاست، دردی که خود سرمنشأ آگاهی بود. (شایگان، داریوش، جنون هشیاری، ص ۳۴)
شاید برای درک بهتر و شفاف تر موضوع مثالی ساده به کار آید: در اذهان همه ی ما میکروب ها، موجوداتی زشت، مزاحم، کثیف و … هستند. کمتر کسی میل به تماس با میکروبی داشته است. حال فرض کنیم ما برای دقایقی بر این ذهنیّت غالب غلبه کنیم و فارغ از تمام تعریف ها و برچسب ها، میکروبی را زیر میکروسکوپی بسیار قوی بگذاریم و به دقت او را تماشا کنیم. (در اینجا من عامداً به جای فعل نگاه کردن از فعل تماشا کردن استفاده می کنم.) تماشا به قصد تماشا و نه قضاوت، توصیف، توضیح و …
آیا تماشای چنین میکروبی حیرت آور نخواهد بود؟ آیا اجزای بدن ظریف و کوچک اما هماهنگ، منسجم و حتی شاید متفاوت از لحاظ رنگ، مبهوت کننده نخواهد بود؟ آیا چنین موجودی که برچسب زشتی و کثیفی بر آن خورده است زیبایی اش ما را بر جای خود میخکوب نخواهد کرد؟ آیا این تماشا ما را به خداوند و خالقی عظیم و چنین قدرتمند متوجه نخواهد کرد؟
علی منهاج





