علتی بتّر ز پندار کمال

علتی بتّر ز پندار کمال نیست اندر جان تو ای ذو دلال (مثنوی/دفتر اول) از نظر مولانا بیماری خودبینی سخت ترین و بدترین مرض است….

قافیه اندیشم و دلدار من

قافیه اندیشم و دلدار من گویدم مندیش جز دیدار من (مثنوی/دفتر اول) سخنان عاشق برای معشوق حرف هایی ساده، بی پیرایه، صریح و بی پرده…

کسی کو یک جهت بیند جمالی

کسی کو یک جهت بیند جمالی نباشد دیدن او را کمالی بباید دید نیکی و بدی هم مقامات خودی و بیخودی هم (عطار/الهی نامه) یکسره…

گر بیابان پُر شود زرّ و نُقود

گر بیابان پُر شود زرّ و نُقود بی رضای حق جُوی نتوان رُبود (مثنوی، دفتر ششم) رزق از سوی خداوند است گرچه به طور مستقیم…

گرچه بر لب‌های او نام خداست

گرچه بر لب‌های او نام خداست قبلهٔ او طاعتِ فرمانرواست (اقبال لاهوری) همواره هستند آدم‌هایی که بردگی و طاعت انسان‌های دیگر را در زندگی انتخاب…

گفت پیغمبر که یزدانِ مجید

گفت پیغمبر که یزدانِ مجید از پی هر درد درمان آفرید (مثنوی، دفتر دوم) مولانا از پیامبر نقل می‌کند که ایشان فرموده‌اند برای هر دردی…

لیک حیوانی که چوپانش خداست

لیک حیوانی که چوپانش خداست گرگ را آنجا امید و ره کجاست (مثنوی، دفتر سوم) کسی که خداوند حافظ و هدایت‌گر او است، در امن…

مرا چون بُوَد دامن از جرم پاک

مرا چون بُوَد دامن از جرم پاک نباشد ز خبث بداندیش باک (سعدی، بوستان) انسان‌های پاک‌دامن از هیچ‌کس نمی‌ترسند. کسانی که می‌دانند هیچ جرم، خطا…

مکُن در این چمنم سرزنش به خودرویی

مکُن در این چمنم سرزنش به خودرویی چنانکه پرورشم می‌دهند می‌رویم (حافظ) تاثیر محیط بر تفکّر و عقاید و نحوهٔ زیست آدمی بی‌چون و چرا…

مِهر پاکان در میانِ جان نشان

مِهر پاکان در میانِ جان نشان دل مده الّا بمِهر دلخوشان (مثنوی/دفتر اول) جان ناپاکان در همنشینی با جان های پاک، از آلودگی و ظلمت…

ندارد کار با دون‌همّتان عشق

ندارد کار با دون‌همّتان عشق تَذَروِ مُرده را شاهین نگیرد (اقبال لاهوری) عشق صیّادی است که به تعبیری صیدِ لاغر نمی گیرد. صیدِ عشق باید…

نیم عمرت در پریشانی رود

نیم عمرت در پریشانی رود نیم دیگر در پشیمانی رود (مثنوی/دفتر چهارم) گاه بخشی از عمر ما به پریشانی و آشفتگی می گذرد و بخشی…

هر که اندر عشق یابد زندگی

هر که اندر عشق یابد زندگی کفر باشد پیشِ او جز بندگی (مثنوی، دفتر پنجم) نکتۀ بسیار مهمی در مصراع اول بیت است که رابطۀ…

هست دنیا قهرخانهٔ کردگار

هست دنیا قهرخانهٔ کردگار قهر بین چون قهر کردی اختیار (مثنوی، دفتر ششم) مولانا عقیده دارد دنیا دار مکافات است. به تعبیر او دنیا قهرخانه…

وای بر منّت‌پذیرِ خوانِ غیر

وای بر منّت‌پذیرِ خوانِ غیر گَردَنَش خَم گشتهٔ احسانِ غیر (اقبال لاهوری) بیچاره و نگون‌بخت کسی است که رزقِ خود را از فردی می‌گیرد که…

‍ هر که بیدار استاو در خواب‌تر

‍ هر که بیدار است، او در خواب‌تر هست بیداریش، از خوابش بتر (مثنوی، دفتر اول) هر کس در این دنیا بیشتر درگیر امور نفسانی…

از حسد بر یوسف مصری چه رفت

از حسد بر یوسف مصری چه رفت این حسد اندر کمین گرگیست زفت (مثنوی/دفتر دوم) حضرت یوسف علیه السلام به سبب حسادت برادران در چاه…

آن چنانش شرح کُن اندر کلام

آن چنانش شرح کُن اندر کلام که از آن بهره بیابد عقلِ عام (مثنوی، دفتر سوم) توصیهٔ مولانا در سخن گفتن و استفاده از کلام،…

آنک تخم خار کارد در جهان

آنک تخم خار کارد در جهان هان و هان او را مجو در گلْسِتان گر گُلی گیرد بکف خاری شود ور سوی یاری رَوَد ماری…

ای بسا زر که سیه تابَش کنند

ای بسا زر که سیه تابَش کنند تا شود آمن ز تاراج و گزند (مثنوی/دفتر ششم) چون زر بودن خوب و ارزشمند است اما گاه…

ای زاغ بیهوده‌سخن سه ماه دیگر صبر کن

ای زاغ بیهوده‌سخن سه ماه دیگر صبر کن تا در رسد کوری تو عید جهان عید جهان (مولانا، غزلیّات) پاییز و زمستان می‌گذرند و سرانجام…

این علف‌ها می‌نهم از بهرِ چیست؟

این علف‌ها می‌نهم از بهرِ چیست؟ تا پدید آید که حیوان جنس کیست (مثنوی، دفتر دوم) مولانا جاذبه‌های مادی را به علف تشبیه کرده‌ که…

باغبان را خار چون در پای رفت

باغبان را خار چون در پای رفت دزد فرصت یافت کالا بُرد تَفت (مثنوی/دفتر اول) غفلت از خویش بزرگترین خسران را در پی دارد. برای…

بندهٔ خویشتنم خوان که به شاهی برسم

بندهٔ خویشتنم خوان که به شاهی برسم مگسی را که تو پرواز دهی شاهینی‌ست (سعدی، غزلیات) سعادتِ واقعی فقط از طریقِ بندگیِ خالصانهٔ خداوند حاصل…

پاسبانِ حرمِ دل شده‌ام شب همه شب

پاسبانِ حرمِ دل شده‌ام شب همه شب تا درین پرده جز اندیشهٔ او نگذارم (حافظ) دل مقامی والا و حرمتی بسیار دارد؛ آنقدر که نباید…

پند حکیم محض صواب است و محض خیر

پند حکیم محض صواب است و محض خیر فرخنده‌بخت آنکه به سمع رضا شنید (حافظ) پند و اندرز هر قدر هم که مفید و راهگشا…

تو از عالم همین لفظی شنیدی

تو از عالم همین لفظی شنیدی بیا برگوی کز عالم چه دیدی؟ (شیخ محمود شبستری، گلشن راز) درک و معنای عالم برای ما همین کره…

جانا بیار باده که ایّام می‌رود

جانا بیار باده که ایّام می‌رود تلخیِّ غم به لذّتِ آن جام می‌رود (مولانا، غزلیات شمس) تردیدی نیست که در زندگی، مشکلات و گرفتاری‌های مختلفی…

چنین که از همه سو دامِ راه می‌بینم

چنین که از همه سو دامِ راه می‌بینم بِه از حمایت زلفش مرا پناهی نیست (حافظ) گاه روزهایی را می‌گذرانیم که از هر سو مصیبت…

چون درد عاشقی به جهان هیچ درد نیست

چون درد عاشقی به جهان هیچ درد نیست تا درد عاشقی نچشد مرد مرد نیست (سنایی غزنوی) سنایی سخت ترین راه را راهِ عشق می‌داند….

چونکه بد کردی، بترس آمن مباش

چونکه بد کردی، بترس آمن مباش زآنکه تخم است و برویانَد خُداش (مثنوی، دفتر چهارم) نتیجهٔ هر عملی به خود آدمی بر می‌گردد؛ هر کاری…

حکم و تقدیرش چو آید بی‌وقوف

حکم و تقدیرش چو آید بی‌وقوف عقل کِه‌بوَد؟ در قمر افتد خسوف (مثنوی، دفتر پنجم) اتفاقاتی هست که آنها را نمی‌توان با عقل توضیح داد؛…

خود، حقیقت معصیت باشد خفی

خود، حقیقت معصیت باشد خفی آن کدر باشد که پندارد صفی ( مثنوی، دفتر اول) گناه در نهان از طاعت در عیان و از روی…

در دباغی گر خَلَق پوشید مرد

در دباغی گر خَلَق پوشید مرد خواجگیِّ خواجه را آن کم نکرد (مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۱۰۵۹) ظاهر لزوماً نشان‌دهندهٔ باطن نیست. ظاهر و باطن…

دمنه را گفتا که تا این بانگ چیست؟

دمنه را گفتا که تا این بانگ چیست؟ با نهیب و سهم این آوای کیست؟ دمنه گفت او را: جز این آوا دگر کار تو…

روان را با خِرَد درهم سرشتم

روان را با خِرَد درهم سرشتم وز آن تخمی که حاصل بود کِشتم (حافظ، مثنوی) عقل و احساس همچون دو برادرند که هر یک سهمی…

زندگی جز لذتِ پرواز نیست

زندگی جز لذتِ پرواز نیست آشیان با فطرتِ او ساز نیست (اقبال لاهوری، کلیات) سکون، ایستایی و در تکاپو نبودن با فطرت و روح آدمی…

سعدی آسان است با هر کس گرفتن دوستی

سعدی آسان است با هر کس گرفتن دوستی لیک چون پیوند شد خو باز کردن مشکل است (سعدی، غزلیات) سعدی دوست شدن با آدمیان را…

صد دل و جان عاشق صانع شده

صد دل و جان عاشق صانع شده چشم بد یا گوش بد مانع شده (مثنوی، دفتر ششم) حجاب بین ما و خداوند خود ما هستیم….

عشق چون کشتی بُوَد بهرِ خواص

عشق چون کشتی بُوَد بهرِ خواص کم بُوَد آفت بُوَد اغلب خلاص (مثنوی، دفتر چهارم) اگر هدایت کشتی را به دست کسی بسپاریم که کشتیرانی…

علم جویی از کتب‌ها ای فُسوس

علم جویی از کتب‌ها ای فُسوس ذوق جویی تو ز حلوا، ای فُسوس (مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۳۵۷۸) اصلِ دانش در کتاب‌ها نیست. کتاب‌ها تنها…

قبلهٔ عارف بُوَد نورِ وصال

قبلهٔ عارف بُوَد نورِ وصال قبلهٔ عقلِ مُفلسِف شد خیال (مثنوی/دفتر ششم) کسانی که تنها با عقل در راه حلّ مسایل این عالم می کوشند،…

که ای مدّعی عشق کارِ تو نیست

که ای مدّعی عشق کارِ تو نیست که نه صبر داری نه یارایِ ایست (سعدی، بوستان) صبوری و ایستادگی در برابرِ ناهمواری‌هایِ عشق از نشانه‌های…

گر جهان پیشَت بزرگ و بی‌بُنی‌ست

گر جهان پیشَت بزرگ و بی‌بُنی‌ست پیشِ قدرت ذرّه‌ای می‌دان که نیست (مثنوی، دفتر اول) اگر جهان بزرگ و بی‌نهایت به نظر می‌رسد به خاطرِ…

گرچه تقلید است اُستونِ جهان

گرچه تقلید است اُستونِ جهان هست رُسوا هر مقلّد ز امتحان (مثنوی/دفتر پنجم) از دیدگاه مولانا اغلب آدمیان مولّد نیستند بلکه از دیگران تقلید می…

گفت دینِ عامیان؟ گفتم شنید

گفت دینِ عامیان؟ گفتم شنید گفت: دینِ عارفان؟ گفتم: که دید (اقبال لاهوری) اگر کسی تنها به آنچه دربارهٔ دین و ایمان به او می‌گویند…

لیک ذوقِ سجده ای پیشِ خدا

لیک ذوقِ سجده ای پیشِ خدا خوش تر آید از دو صد دولت تو را پس بنالی که نخواهم مُلک ها مُلکِ آن سجده مسَّلم…

مرد بی‌حاصل نیابد یار با تحصیل را

مرد بی‌حاصل نیابد یار با تحصیل را جان ابراهیم باید عشق اسماعیل را (سنایی، غزلیات) غالباً نسبت به رابطهٔ عشق‌ورزانه چنین تفکری داریم که معشوق…

مُلکت عاشقی و گنج طرب

مُلکت عاشقی و گنج طرب هرچه دارم ز یُمن دولت اوست (حافظ) خداوند به همهٔ بندگانش نظر دارد و هیچ‌کس از دایرهٔ لطف او خارج…

مهر جاهل را چنین دان ای رفیق

مهر جاهل را چنین دان ای رفیق کژ رود جاهل همیشه در طریق (مثنوی، دفتر دوم) انسان کم‌عقل و کم‌معرفت همه کارهایش نادرست و حتی…

نزدیک توام مرا مبین دور

نزدیک توام مرا مبین دور پهلوی منی مباش مهجور (مولانا، دیوان شمس) این تصوّر که خداوند در عالم بالا و بسیار دور نشسته و از…

هر بها که گوید او را می خرم

هر بها که گوید او را می خرم در زیان و حیف ظاهر ننگرم (مثنوی/دفتر ششم) ما آدمیان از روی ظواهر، به یکدیگر بها می…

هر که آرَد حُرمت او حُرمت بَرَد

هر که آرَد حُرمت او حُرمت بَرَد هر که آرَد قند لوزینه بَرَد (مثنوی، دفتر اول، بیت ۱۴۹۴) احترام و حرمت نهادن به خداوند پاداشی…

هَل جُنونی فی هَواکَ مُستطاب؟

هَل جُنونی فی هَواکَ مُستطاب؟ قُل بَلی وَاللّهُ یَجزیکَ الثَّواب (مثنوی، دفتر پنجم) مولانا از خداوند پرسش می کند که آیا دیوانگیِ من در عشقِ…

وحشتت همچون موکَّل می کَشد

وحشتت همچون موکَّل می کَشد که بجو ای ضال منهاج رَشَد هست منهاج و نهان در مکمن است یافتش رهن گزافه جُستن است (مثنوی/دفتر چهارم)…

آب رحمت بایدت رو پست شو

آب رحمت بایدت رو پست شو وانگهان خُور خمر رحمت مست شو (مثنوی/دفتر دوم) آب همواره زمینی را انتخاب می کند که پایین تر از…

از درونِ خویش این آوازها

از درونِ خویش این آوازها منع کن تا کشف گردد رازها (مثنوی، دفتر دوم، بیت ۷۵۳) مولانا به رایگان کلیدی را در اختیار ما می‌گذارد…

آن حَسَن نامی که از یک کِلک او

آن حَسَن نامی که از یک کِلک او صد وزیر و صاحب آید جودخو این حَسَن کز ریش زشت این حَسَن می توان بافید ای…

آنک جان در روی او خندد چو قند

آنک جان در روی او خندد چو قند از ترش‌رویی خلقش چه گزند (مثنوی، دفتر دوم) بزرگان واقعی دل در گرو تایید و تشویق خلق…

ای بسا ظلمی که بینی در کسان

ای بسا ظلمی که بینی در کسان خوی تو باشد دریشان ای فلان در خود آن بد را نمی بینی عیان ور نه دشمن بودیی…

ای سنایی گر هوای خوبرویان می‌کنی

ای سنایی گر هوای خوبرویان می‌کنی از نخستت ساخت باید دبه و زنبیل را  (سنایی غزنوی) هر انسانی می‌تواند از درون خود را تغییر دهد؛…

این علف‌ها می‌نهم، از بهر چیست؟

این علف‌ها می‌نهم، از بهر چیست؟ تا پدید آید که حیوان جنسِ کیست (مثنوی، دفتر دوم) بر سر راه همه ما آدمیان وسوسه‌ها و جذابیت‌هایی…

بَدر را دیدی بر این خوش چارطاق

بَدر را دیدی بر این خوش چارطاق حسرتش را هم ببین اندر مُحاق (مثنوی، دفتر چهارم) این دنیا پر است از زیبایی‌ها و اتفاقات خوش،…

به ایام تا بر نیاید بسی

به ایام تا بر نیاید بسی نشاید رسیدن به غور کسی (سعدی، بوستان) شناخت آدم‌ها نیاز به زمان دارد. اینطور نیست که با یک یا…

پا برهنه می روی بر خار و سنگ

پا برهنه می روی بر خار و سنگ گفت من حیرانم و بی خویش و دنگ تو مبین این پای ها را بر زمین زانک…

پوزبندِ وسوسه عشق است و بس

پوزبندِ وسوسه عشق است و بس ورنه کِی وسواس را بسته است کس (مثنوی، دفتر پنجم) تنها راهِ مهار و در کنترل گرفتنِ وسوسه ها،…

تو به پروازی پَری نَگشوده‌ای

تو به پروازی پَری نَگشوده‌ای کِرمَک اَستی زیرِ خاک آسوده‌ای (اقبال لاهوری) انسانی که قدرِ قدرت، مقام و منزلتِ خود را در بینِ مخلوقات نداند…

جای تغییرات اوصاف تن است

جای تغییرات اوصاف تن است روح باقی آفتابی روشن است (مثنوی/دفتر چهارم) تن همواره در حال تغییر و زوال است اما روح ـ از آنجایی…

چند نازی تو بدین مستی؟ بس است

چند نازی تو بدین مستی؟ بس است بر سرِ هر کوی چندان مست هست (مثنوی، دفتر ششم) داشته‌های مادی و تعلّقات ظاهری موجب مستی‌های دنیوی…

چون زند او نقدِ ما را بر مِحَک

چون زند او نقدِ ما را بر مِحَک پس یقین را بازداند او ز شک چون شود جانش محکِّ نقدها پس ببیند قلب را و…

چونکه ظاهرها گرفتند احمقان

چونکه ظاهرها گرفتند احمقان وآن دقایق شد از ایشان بس نهان (مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۱۳۳۱) مولانا آدم‌هایی را که تنها به ظاهرِ هر امر…

خار دان آن را که خرما دیده‌ای

خار دان آن را که خرما دیده‌ای زآنکه بس نانْ‌کور و بس نادیده‌ای (مثنوی، دفتر اوّل) ما آدمیان گاه مفهومی را که ارزشِ حقیقی ندارد…

خوشا کسی که حرم را درونِ سینه شناخت

خوشا کسی که حرم را درونِ سینه شناخت دمی تپید و گذشت از مقامِ گفت و شنود (اقبال لاهوری، زبورِ عجم) محرمیّت از طریقِ دل…

در خود آن بد را نمی‌بینی عیان

در خود آن بد را نمی‌بینی عیان ورنه دشمن بوده‌ای خود را به جان (مثنوی، دفتر اول) اغلب ما بدی‌ها را تنها در دیگران می‌بینیم…

دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم

دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی (سعدی) عید غدیر خم است. عید با…

رفتیم اگر ملول شدی از نشست ما

رفتیم اگر ملول شدی از نشست ما فرمای خدمتی که برآید ز دست ما (سعدی، غزلیات) وقتی آدمی احساس کند در جایی که هست او…

زندگی در صدفِ خویش گهر‌‌ ساختن است

زندگی در صدفِ خویش گهر‌‌ ساختن است در دلِ شعله فرورفتن و نگداختن است (اقبال لاهوری، زبور عجم) بی‌تردید زندگی سرشار از سختی‌ها و رنج‌هاست؛…

سکوتِ معنویان را بیا و کار بساز

سکوتِ معنویان را بیا و کار بساز لباسِ مدّعیان را بسوز و دور انداز سکوتِ معنویان چیست عجز و خاموشی لباسِ مدّعیان چیست گفتگوی دراز…

صد هزاران سال بودم در مطار

صد هزاران سال بودم در مطار هم‌چو ذرات هوا بی‌اختیار (مثنوی، دفتر ششم) ما از عدم خلق شده‌ایم. عدمی که به معنای “نیستی” نیست؛ بلکه…

عشق چون وافی است وافی می‌خرد

عشق چون وافی است وافی می‌خرد در حریف بی‌وفا می‌ننگرد (مثنوی، دفتر پنجم) عشق کالایی است که یا نباید آن را خرید و یا تماما…

علم دریایی ست بی حدّ و کنار

علم دریایی ست بی حدّ و کنار طالبِ علم است غوّاص بِحار گر هزاران سال باشد عمر او او نگردد سیر خود از جُست و…

قبای فهمِ این بر قدِّ ما نیست

قبای فهمِ این بر قدِّ ما نیست که کس را زهرهٔ چون و چرا نیست (عطار، الهی نامه) قبای فهمِ عالَم و رازهای آن در…

که ز قرآن گر نبیند غیر قال

که ز قرآن گر نبیند غیر قال این عجب نبود ز اصحاب ضلال کز شعاع آفتاب پُر ز نور غیر گرمی می نیابد چشم کور…

گر تو از پنجره چون ماه رُخَت بنمایی

گر تو از پنجره چون ماه رُخَت بنمایی حوریان رقص‌کنان سجده بر آن ماه بَرَند وای از آن لحظه که عطرت به سرافیل رَسَد مست…

گرچه بیرون اند از دور زمان

گرچه بیرون اند از دور زمان با من اند و گِرد من بازی کنان گریه از هجران بود یا از فراق با عزیزانم وصال است…

گفت را گر فایده نَبْوَد مگو

گفت را گر فایده نَبْوَد مگو ور بود هِل اعتراض و شُکر جو (مثنوی، دفتر اول) اگر معدل حرف‌های مفید و لازم را با معدل…

لعنت این باشد که گژبینَش کند

لعنت این باشد که گژبینَش کند حاسد و خودبین و پُرکینَش کند (مثنوی، دفتر دوم) مولانا لعنت‌شدگی را در این می‌داند که شخص دچار کج‌بینی،…

مردم نفس از درونم در کمین

مردم نفس از درونم در کمین از همه مردم بتر در مکر و کین (مثنوی/دفتر اول) بدترین و بزرگترین دشمن آدمی نفس او است. نفس…

من الیف مرغزاری بوده ام

من الیف مرغزاری بوده ام در زلال و روضه ها آسوده ام گر قضا انداخت ما را در عذاب کی رود آن خو و طبع…

مولع ایم اندر سخنهای دقیق

مولع ایم اندر سخنهای دقیق در گره ها باز کردن ما عشیق (دفتر دوم) از ویژگی های چشمگیر مثنوی این است که کلمات بسیار دقیق…

نسبتِ عاشق به غفلت می‌کنند

نسبتِ عاشق به غفلت می‌کنند وآن که معشوقی ندارد، غافل است (سعدی، غزلیات) عاشقان را برخی مردم غافل می‌دانند. انسان‌هایی که چون عاشق شده‌اند؛ به…

هر دم از روی تو نقشی زَنَدَم راه خیال

هر دم از روی تو نقشی زَنَدَم راه خیال با که گویم که در این پرده چِه ها می بینم (حافظ) عاشق در چهره ی…

هر که را با ضدِّ خود بگذاشتند

هر که را با ضدِّ خود بگذاشتند آن عقوبت را چو مرگ اِنگاشتند (مثنوی، دفتر پنجم،بیت ۸۳۸) بدترین عذاب به تعبیر مولانا آن است که…

هم ضَلال از علم خیزد هم هُدی

هم ضَلال از علم خیزد هم هُدی همچنانک تلخ و شیرین از نَدا (مثنوی/دفتر چهارم) علم و آگاهی در ذات خود نیک است و بر…

وحشتت همچون مُوَکِّل می‌کَشَد

وحشتت همچون مُوَکِّل می‌کَشَد که بجو ای ضالّ مِنهاجِ رَشَد هست منهاج و نهان در مَکْمَن است یافتش رهنِ گِزافه جُستن است (مثنوی، دفتر چهارم)…

آبِ شیرین چون نبیند مرغِ کور

آبِ شیرین چون نبیند مرغِ کور چون نَگردد گِردِ چشمهٔ آبِ شور؟ (مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۲۵۲۳) مولانا انسان‌هایی را که تنها به خواب و…

از ره مرو به عشوهٔ دنیا که این عجوز

از ره مرو به عشوهٔ دنیا که این عجوز مکّاره می‌نشیند و مُحتاله می‌رود (حافظ) آنقدر زرق و برق‌ها و رنگ و بزک‌های دنیا زیاد…

آن ترش‌روییِّ مادر یا پدر

آن ترش‌روییِّ مادر یا پدر حافظِ فرزند شد از هر ضرر (مثنوی، دفتر ششم) در تعلیم و تربیت فرزند گاه نیاز است که پدر و…

آنک رمزی را بداند او صحیح

آنک رمزی را بداند او صحیح حاجتش ناید که گویندش صریح (مثنوی/دفتر چهارم) هوشیاری و دانایی شرط لازم برای درک و فهم سخنان پوشیده، رمزآلود…

ای بسا عالِم ز دانش بی نصیب

ای بسا عالِم ز دانش بی نصیب حافظ علم است آنکس نه حبیب (مثنوی/دفتر سوم) از دیدگاه مولانا میان علم و دانش تفاوت است. علم…