از کَرَم دان اینکه می‌ترساندت

از کَرَم دان اینکه می‌ترساندت
تا به مُلکِ ایمنی بنشاندت
(مثنوی، دفتر اوّل)

این‌که در زندگی آدمی گاه دچارِ ترس می‌شود حسّ و امری طبیعی است. امّا مولانا از این ویژگیِ طبیعی نیز نکته‌ای عارفانه و روانشناسانه درمی‌یابد و به ما می‌آموزد. نکته‌ای که باورِ آن می‌تواند هنگامِ ترس از هر واقعه‌ای آدمی را آرام کند و حتّی به او اطمینانِ خاطر و شجاعت بخشد. نکته این است که هر ترسی که در آدمی ایجاد می‌شود از کرمِ خداوند است. در حقیقت ترس خود نوعی لطف و نعمت است که هم تمهیدی است در جهتِ آمادگی نسبت به آن وضعیّتِ ترس‌آورِ خاص و هم نشانه‌ای از بهبودِ وضعیّت بعد از آن است. به بیانِ دیگر آن ترس مقدمه‌ای واجب بر تحقّقِ امری نیک است. در هر ترسی حکمتی هست و آن نشانهٔ عنایتِ خداوند به بنده‌اش است. اگر ترس نبود شاید هیچ حرکتی انجام نمی‌شد و بسیاری از اتّفاقاتِ نیک و سودمند برای آدمی حاصل نمی‌گردید.

علی منهاج

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *