من بُدَم غافل به شغلِ قال و قیل

من بُدَم غافل به شغلِ قال و قیل
بود در باطن چنین رنجی ثقیل
(مثنوی، دفتر سوم)

بسیاری از ما آدمیان به تعبیرِ مولانا، شغلِ قال و قیل داریم؛ یعنی روزمان با اموری می‌گذرد که همواره ما را به بیرون از خود مشغول نگاه می‌دارد. این امورِ بیرونی و غیرلازم و اغلب بی‌ارزش ما را از احوالِ درونی، تأمل و تفکرِ واجب و سودمند دور نگاه می‌دارد و نیز ابزاری می‌شود که از دردها و رنج‌های روحیِ خود_ هر چند موقّت_ رها شویم. این روش البته که روشِ صحیح و کارآمد نیست و شاید نوعی فرار و سرکوب و پس‌زدنِ خودِ واقعی است؛ نمی‌توان از خود برای همیشه غافل ماند و فرار کرد. کسانی که ظاهراً همواره مشغول به امورِ روزمره و بیرونی هستند و خود را خوشحال و راضی نشان می‌دهند لزوماً نه خوشحال هستند و نه از زندگی احساسِ رضایت دارند. در حقیقت، آنان مجالِ هیچ خلوتی به خود نمی‌دهند تا به دغدغه‌ها و دردهای درونیِ خود بپردازند و علاجی برای آنها بیابند. علاجِ دردهای درونی در بیرون از وجودِ ما نیست و اگر چند‌صباحی درمانی موقّت باشد در درازمدت آن علاجِ بیرونی نیز غیرکارآمد خواهد شد. مشغولیّتِ بیرونی و دایمی نوعی جفا به روح و روانِ خود است. گاه خلوت‌گزینی و فراغت از مشغله‌های غیرواجب و سرگرم‌کننده راهی است به دنیای درون، و تأمل و تعمّق در بابِ درون را برای ما به ارمغان خواهد آورد.

علی منهاج

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *