من ز دستان و ز مکر دل چنان

من ز دستان و ز مکر دل چنان
مات گشتم که بماندم از فغان
(مثنوی، دفتر ششم)

گاه عقل ما را به سویی می‌خواند و دل به سویی دیگر دعوت می‌کند. این کشاکش همواره در انسان برقرار است و امری طبیعی محسوب می‌شود. اما انسان بالغ و آگاه سهم هر دو را متناسب با وضعیت و اقتضائات لحاظ می‌کند. نباید یکی را همواره فدای دیگری کرد. انسان هوشیار هرگز مهار خود را به هواهای دل بدون به‌کارگیری مشورت عقل نمی‌سپارد.
شاید یکی از اصلی‌ترین مشکلات انسان ریشه در همین لجام‌گسیختگی دل است که منجر به پیروی از خواهش‌های نفس می‌شود. حرص، طمع، حسد و بسیاری از خصوصیات بد که نتایجی جبران‌ناپذیر به بار می‌آورند حاصل همین بی‌توجهی به عقل است.

علی منهاج

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *