من شدم عریان ز تن او از خیال

من شدم عریان ز تن او از خیال
می‌خرامم در نهایات الوصال
(مثنوی، دفتر ششم)

تلاش برای زدودن ذهن از خیالات اعم از زمینی و غیرزمینی، به روح سبکی و بال پرواز به سوی وصال می‌دهد. مولانا خیال را از بندهایی می‌داند که ما را اسیر نگه می‌دارد و وصال را دورتر و دیرتر می‌کند. البته بسیاری از عارفان کشف و شهود را در همین عالم خیال تجربه کرده‌اند. چنین تجربه‌ای باید رنگ زمینی بگیرد تا انسان عارف بتواند آن را درک کند اما رهایی از عالم خیال به طور کامل محتمل نیست. آنچه مهم به نظر می‌رسد جداسازی و کنترل بر خیالات است که شدنی و مطلوب به شمار می‌آید. هرچه خیالات صاف‌تر و پاک‌تر و روحانی‌تر شود امکان وصال بیشتر خواهد بود.

علی منهاج

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *