وآنکه دریا دید او حیران بُوَد
آنکه کف را دید نیّت ها کند
وآنکه دریا دید دل دریا کند
(مثنوی/دفتر پنجم)
دریا از واژگانی است که همواره مورد توجه مولانا بوده است. افزون بر بزرگی و عمق دریا که کنایه ای از عظمت و ژرفای حقیقت دارد، امواج و زیر و زبر شدن مدام و مداوم دریا نیز مورد توجه خاص مولانا بوده است. در کنار واژه ی دریا، کف نیز کلمه ای است که به همان میزان مورد اشاره رومی بوده است. کفی که کنایه از دنیا و ظواهر و فانی بودن است. مولانا برخی آدمیان ظاهربین را به کف و آنانی را که در زیر کف، دریا را می بینند به باطن بینان و حقیقت جویان تشبیه می کند. ظاهربینان با دیدن کف، زبان به وصف، تحسین زیبایی و شکر می گشایند اما باطن بینان زبانشان از دیدن آنچه در زیر کف پنهان است بسته می شود، حیرت می کنند و خاموش می مانند. ظاهربینان با دیدن کف، انواع حدس ها و گمان ها را بیان می کنند و باطن بینان آرزوی به دریا پیوستن را در جان خود می پرورانند.
علی منهاج





