من ای دریای بی‌پایان به موجِ تو درافتادم

من ای دریای بی‌پایان به موجِ تو درافتادم
نه گوهر آرزو دارم نه می‌جویم کرانی را
(اقبال لاهوری)

کسی که خود را به دریای بی‌پایانِ حضرتِ حق سپرده دیگر رغبت و میلی به بیرون‌ آمدن از این دریا و به ساحل رسیدن ندارد. همهٔ آرزوهای خُرد و فانیِ این دنیا در نظرش هیچ می‌شوند و او می‌داند که بهترین و گرانبهاترین گوهرها در همین دریا وجود دارد. این امر البته به معنای پشت‌پا‌ زدن به نعمت‌های خداوندی و امکاناتِ دنیوی نیست بلکه در نظرِ چنین کسی عمری را به دنبال خواسته‌ها و آرزوهای کوچک صرف کردن جز قدر و قیمتِ خود را ندانستن و آن را ارزان فروختن نیست.
به تعبیرِ اقبال لاهوری به موجِ عشق درافتادن که کنایه از همان عاشقی کردن با حضرتِ حق است، نسبت به هر امرِ دیگری لذّت‌بخش‌تر و باارزش‌تر به شمار می‌آید.

علی منهاج

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *