تو را من جز به سوی تو نخوانم
(مولانا، غزلیات شمس)
هر کس خداوند را برای خود میخواهد و او را طلب میکند. مولانا اما از سویی دیگر به این رابطه نگاه میکند. در واقع او به جای اینکه خداوند را به سوی خود بخواند، خود به سوی خداوند حرکت میکند و خود را در مسیر حقیقت پیش میبرد. این نوع نگرش به رابطهٔ خداوند و بنده، هم متواضعانه است و هم رابطهای مجاهدانه و فعالانه محسوب میشود. بندهای که صرفاً بنشیند و بدون هیچ جهدی دست به سوی آسمان برد و از خدا بخواهد که به سمت او بیاید، هم تکبّر ورزیده و هم در رسیدن به مقام وصل از زیر بار مسئولیت فرار کرده و تنبلی را انتخاب نموده است. برای ایجاد رابطه با خداوند حرکت ابتدا باید از سمت بنده و مستمر باشد.
علی منهاج





