دیده سپید است در او کُن نگاه
(نظامی گنجوی، مخزنالاسرار)
گرچه ظاهرِ زاغ سیاه است، دیدهای سپید دارد. این ما هستیم که تنها سیاهیِ زاغ را میبینیم و سپیدیِ چشمان او از دیدِ ما پنهان میماند. ظاهربینانی هستیم که از باطنِ امور اطلاعی نداریم و البته نمیخواهیم که داشته باشیم و تنها به ظاهر بسنده میکنیم و همان ما را در قضاوت کفایت میکند. شاید ظاهرِ خود را نیز سپید بنمایانیم اما دیدهٔ ما سیاه است. تنها سیاهی را میبینیم و به سیاهی میاندیشیم. همانطور که زاغ را تنها پرندهای سیاه میبینیم بسیاری از امور و انسانهای دیگر را نیز از روی ظاهر قضاوت میکنیم.
به تعبیرِ سهراب:
و چرا در قفس هیچکسی کرکس نیست؟!
علی منهاج





