گر نبودی پایِ مرگ اندر میان
(مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۱۷۶۰)
برخی آدمیان افسوس میخورند و آه میکشند که کاش هرگز مرگ وجود نداشت تا میتوانستند عمری ابدی داشتهباشند. این افراد گمان میکنند که اگر مرگ نبود خوشبخت بودند زیرا میتوانستند بیشتر بخورند، بخوابند و از لحاظ مادّی ثروتِ بیشتری جمع کنند. اینان نمیدانند که طولِ عمر مهم نیست بلکه عرضِ آن مهم است. اینکه انسان در همین عمرِ کوتاهِ خود چه میکند یا چه کارهایی انجام نمیدهد مهّم است نه آنکه تنها طولِ عمر اهمیّت داشتهباشد. در طولِ تاریخ کسانی بوده و هستند که عمرِ نسبتاً کوتاهی داشتهاند امّا چندین برابرِ انسانی که عمرِ بسیار طولانی داشته هم برای خود مفید بودهاند و هم خدماتی برای دیگران انجام دادهاند. عمرِ دراز لزوماً به معنای زندگیِ بهتر و پُر بار تر نیست.
علی منهاج





