زآنکه سنگِ امتحان پنهان شده است
(مثنوی، دفتر اول)
هر یک از ما آدمیان دکّانی داریم و در آن دکّان متاعی میفروشیم. انواع متاعهای رنگارنگ و جذّاب را در ویترینی جای دادهایم؛ اما در اغلب این دکّانها متاعی اصل و باارزش عرضه نمیشود. در حقیقت حتی اگر در لابهلای اجناسِ این دکّان، جنسی باارزش هم پیدا شود آن کالا هم نادر است و هم به سادگی نمیتوان آن را از جنس قلّابی و بیارزش تشخیص داد. تنها هنگامی برخی مشتریان میتوانند به این تشخیص برسند که به تعبیرِ مولانا محکی برای تشخیصِ کالاها وجود داشته باشد؛ یعنی دانش، بصیرت، تفکّر و… برای ارزیابی به کمک ما بیایند. اما سنگِ محک هم در دسترسِ همگان نیست و به راحتی یافت نمیشود. به این ترتیب بسیاری از جنسهای دکّان ما که قلّابی است به آسانی به فروش میرود. مشتریِ خردمند و هوشیار کسی است که ظواهرِ دکّان او را نفریبد، از خود سنگِ محک داشته باشد و بدونِ آزمودن و ارزیابی کالایی را نخرد.
علی منهاج





