بر تو این خوردن و این رفتن و این خفتن و خاست

بر تو این خوردن و این رفتن و این خفتن و خاست
نیک بنگر که، که افگند، وز این کار چه خواست
(ناصرخسرو)

ما به این جهان می‌آییم و مدتی به خوردن، خوابیدن و بهره بردن از انواع برخورداری‌ها سپری می‌کنیم. عاقبت عمرمان به سر می‌آید و در خاک می‌شویم. حال باید پرسید که آیا این آمدن و رفتن ما هیچ غایتی نداشته یا اگر داشته چه بوده است؟
گمان نمی‌کنم کسی خوردن، خوابیدن، علم‌آموزی، جمع ثروت و این قبیل امور را غایت زندگی بداند. زیرا اگر چنین باشد پس چه تفاوتی میان انسان و دیگر موجودات است؟
اگر ما در طول زندگی به اموری برای بقا می‌پردازیم برای غایتی است که هر کس شخصا باید آن را کشف کند.
به عبارت دیگر ما می‌خوریم، می‌خوابیم، آزادی به دست می‌آوریم، قانون وضع می‌کنیم، اخلاق پایه‌گذاری می‌کنیم، علم می‌آموزیم، شغلی را به دست می‌آوریم… تا بتوانیم در سایۀ آنها به این سوال برسیم که برای چه کاری به این دنیا آمده‌ایم.
پاسخ به این سوال برای تک تک ما متفاوت است و نمی‌توان یک نسخه برای همۀ آدمیان نوشت. غایت هر کس آن چیزی است که برای آن پا به این جهان گذاشته و یافتن آن با خود اوست.

علی منهاج

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *