پوست های تازه
عدم، در شعر بيدل، نماد است يا مفهوم و يا هر دو؟
عدم در شعر بيدل در اصل يك مفهوم عرفانى و هستىشناختى است، اما در ساختار شاعرانهٔ او اغلب بهصورت نماد آمده است. مفهوم: معناى…
زندگی باید کرد؛ سهراب سپهری
زندگی باید کرد گاه با یک گل سرخ گاه با یک دل تنگ گاه با سوسوی امیدی کم رنگ زندگی باید کرد گاه با غزلی…
روزکی چند در جهان بودم؛ شیخ الرئیس بوعلی سینا بلخی
روزکی چند در جهان بودم بر سرِ خاک باد پیمودم ساعتی لطف و لحظهای در قهر جانِ پاکیزه را بیالودم باخرد را به طبع، کردم…
رازق فانی؛ شاعری که در رنگینکمان کلمات، بیرنگی را جستجو میکرد
رازق فانی؛ شاعری که در رنگینکمان کلمات، بیرنگی را جستجو میکرد رازق فانی (۱۳۲۲–۱۳۸۶ هـ.ش)، از برجستهترین شاعران و نویسندگان معاصر افغانستان بود که…
ماهبانوی بزرگ شعر؛ مهستی گنجوی
هی میدان و طی میدان، خودم را رساندم به شهر گنجه، بی ویزا و گذرنامه. به گفتۀ نادرپور در شهر ناشناختهیی پرسه میزدم. جایی…
افغانستان در تلاطم چند دهه اخیر
اسم کتاب: افغانستان در تلاطم چند دهه اخیر نویسنده: دکتور ضیا نظام (صفحه ویژه نویسنده) تعداد چاپ: محدود صفحه آرایی، تدقیق، تخلیص، تصحیح: نورولی خان نور،…
ای خُنُک زشتی که خوبش شد حریف
ای خُنُک زشتی که خوبش شد حریف وای گُل رویی که جفتش شد خریف (مثنوی/دفتر دوم) بی تردید در یک ارتباط انسانی هر دو طرف…
ای خُنک جانی که عیبِِ خویش دید
ای خُنک جانی که عیبِِ خویش دید هر که عیبی گفت آن بر خود خرید (مثنوی/دفتر دوم) تردیدی نیست که همه ی آدمیان از عیب…
ای خدا جان را تو بنما آن مقام
ای خدا جان را تو بنما آن مقام کاندرو بی حرف می روید کلام (مثنوی/دفتر اول) پارسایان و اولیای خداوند مردمانی هستند که سخنشان از…
ای خدا سنگینْدلِ ما موم کُن
ای خدا سنگینْدلِ ما موم کُن نالهٔ ما را خوش و مرحوم کُن (مثنوی، دفتر دوم، بیت ۱۹۹۲) دلِ پارهای از ما آدمیان به تعبیر…
ای تو کرده ظلمها، چون خوشدلی
ای تو کرده ظلمها، چون خوشدلی از تقاضایِ مُکافی غافلی؟ (مثنوی، دفتر ششم) ظلم پایدار نمیماند. هیچگاه پایدار نمانده است. تاریخ به وضوح این امر…
ای بسا مخلص که نالد در دعا
ای بسا مخلص که نالد در دعا تا رود دود خلوصش بر سما (مثنوی/دفتر ششم) دعا گر چه در قالب واژه ها بر زبان ما…
ای بسا عالِم ز دانش بی نصیب
ای بسا عالِم ز دانش بی نصیب حافظ علم است آنکس نه حبیب (مثنوی/دفتر سوم) از دیدگاه مولانا میان علم و دانش تفاوت است. علم…
ای بسا ظلمی که بینی در کسان
ای بسا ظلمی که بینی در کسان خوی تو باشد دریشان ای فلان در خود آن بد را نمی بینی عیان ور نه دشمن بودیی…
ای بسا زر که سیه تابَش کنند
ای بسا زر که سیه تابَش کنند تا شود آمن ز تاراج و گزند (مثنوی/دفتر ششم) چون زر بودن خوب و ارزشمند است اما گاه…
ای بسا در گور خفته خاکْوار
ای بسا در گور خفته خاکْوار بِهْ ز صد اَحیا به نفع و انتشار (مثنوی، دفتر ششم) آدمیانی هستند که حتّی بعد از مرگ نیز…
اوّلم این جزر و مد از تو رسید
اوّلم این جزر و مد از تو رسید ورنه ساکن بود این بحر ای مجید (مثنوی، دفتر ششم) طلب و کشش معنوی ابتدا از سوی…
اوّلش عِلم است، آن گاهی عمل
اوّلش عِلم است، آن گاهی عمل تا دهد بَر، بعدِ مُهلت یا اَجَل (مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۱۰۵۵) کسبِ دانش اوّلین قدم در مسیرِ انسانیّت…
اولاً وقت سَحَر زن این سحور
اولاً وقت سَحَر زن این سحور نیمشب نبود گَه این شرّ و شور دیگر آنکه فهم کُن ای بوالهوس که در این خانه درون خود…
اهل دین را باز دان از اهل کین
اهل دین را باز دان از اهل کین همنشین حق بجو با او نشین (مثنوی/دفتر اول) اهل دین اهل صلح، دوستی، عشق و مدارا هستند….
آنکه میترسی ز مرگ اندر فرار
آنکه میترسی ز مرگ اندر فرار آن ز خود ترسانی ای جان، هوشدار (مثنوی، دفتر سوم) مرگ از آنجا که پدیدهای ناشناخته است و هیچکس…
اهل دنیا زان سبب اعمی دل اند
اهل دنیا زان سبب اعمی دل اند شارب شورابهٔ آب و گِل اند (مثنوی/دفتر پنجم) اهل دنیا کوردل هستند. نمی توانند پاک را از ناپاک…
آنکه گُل را شاهد و خوشبو کُنَد
آنکه گُل را شاهد و خوشبو کُنَد هر چپی را راست فضلِ او کُنَد (مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۲۱۵۸) گاهی اوقات با انسانهایی مواجه میشویم…
آنکه که یک دیدن کُند ادراکِ آن
آنکه که یک دیدن کُند ادراکِ آن سالها نتوان نمودن از زبان (مثنوی، دفتر سوم) گاه میشود که دیدنِ پدیدهای یا اتّفاقی در درونِ ما…
آنکه کف را دید سِر گویان بُوَد
آنکه کف را دید سِر گویان بُوَد وآنکه دریا دید او حیران بُوَد آنکه کف را دید نیّت ها کند وآنکه دریا دید دل دریا…
آنکه حق پُشتش نباشد از ظفر
آنکه حق پُشتش نباشد از ظفر وای اگر گربهاش نماید شیرِ نر (مثنوی، دفتر دوم، بیت ۲۲۹۸) اغلب امور فرعی، کمارزش و صرفاً مادّی و…
آنکه بیدارست و بیند خواب خَوش
آنکه بیدارست و بیند خواب خَوش عارفست او خاک او در دیده کَش (مثنوی/دفتر دوم) عارف انسان آگاهی است که در عالم قدر ویژه ای…
آنک گستاخ آمدند اندر زمین
آنک گستاخ آمدند اندر زمین استخوان و کلههاشان را ببین (مثنوی، دفتر سوم) انسان هیچ حد و مرزی برای خود قایل نیست. گویی به این…
آنک رمزی را بداند او صحیح
آنک رمزی را بداند او صحیح حاجتش ناید که گویندش صریح (مثنوی/دفتر چهارم) هوشیاری و دانایی شرط لازم برای درک و فهم سخنان پوشیده، رمزآلود…
آنک جان در روی او خندد چو قند
آنک جان در روی او خندد چو قند از ترشرویی خلقش چه گزند (مثنوی، دفتر دوم) بزرگان واقعی دل در گرو تایید و تشویق خلق…
آنک تخم خار کارد در جهان
آنک تخم خار کارد در جهان هان و هان او را مجو در گلْسِتان گر گُلی گیرد بکف خاری شود ور سوی یاری رَوَد ماری…
اَنْصِتوا بپْذیر تا بر جان تو
اَنْصِتوا بپْذیر تا بر جان تو آید از جانان جزای اَنْصِتوا (مثنوی، دفتر سوم) مثنوی با «بشنو» آغاز میشود و در جایجای آن، دعوت به…
اندر بُنِ دریاست همه گوهر و لؤلؤ
اندر بُنِ دریاست همه گوهر و لؤلؤ غوّاص طلب کن، چه دُوی بر لبِ دریا؟ (ناصر خسرو) برخی از ما به تعبیر ناصر خسرو تنها…
اندکی صرفه بکُن از خواب و خَور
اندکی صرفه بکُن از خواب و خَور ارمغان بهرِ ملاقاتش بِبَر (مثنوی، دفتر دوم) بسیاری از کارهای ما که با نیّتِ خیر انجام میشوند در…
آنچه نپسندی به خود ای شیخ دین
آنچه نپسندی به خود ای شیخ دین چون پسندی بر برادر؟ ای امین (مثنوی، دفتر ششم) قانون “آنچه بر خود نمیپسندی، بر دیگران نیز نپسند”…
آنچه منصب میکُند با جاهلان
آنچه منصب میکُند با جاهلان از فضیحت کِی کُند صد ارسلان؟ (مثنوی، دفتر چهارم) مقام و منصب تنها برای دانایان مناسب است. دانایان وقتی در…
آنچه حق است اَقرَب از حبلُ الوَرید
آنچه حق است اَقرَب از حبلُ الوَرید تو فکنده تیرِ فکرت را بعید (مثنوی، دفتر ششم) خداوند از رگ گردن به انسان نزدیکتر است. معنای…
آنچه سعی است من اندر طلبت بنمایم
آنچه سعی است من اندر طلبت بنمایم این قدر هست که تغییر قضا نتوان کرد (حافظ) وقتی طلبی در دل و جان کسی میافتد، چه…
آنچنان شادند اندر قعر چاه
آنچنان شادند اندر قعر چاه که همیترسند از تخت و کلاه (مثنوی، دفتر سوم) کسی که همیشه در حال، فضا و شرایطی خاص قرار داشته…
آن یکی میگفت خوش بودی جهان
آن یکی میگفت خوش بودی جهان گر نبودی پایِ مرگ اندر میان (مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۱۷۶۰) برخی آدمیان افسوس میخورند و آه میکشند که…
آن یکی ریگی که جوشَد آب از او
آن یکی ریگی که جوشَد آب از او سخت کمیاب است رُو آن را بِجو (مثنوی، دفتر اول) نه اینکه وجود ندارد اما به تعبیرِ…
آن کبوتر را که بام آموختهست
آن کبوتر را که بام آموختهست تو مخوان، میرانْش کآن پَر دوختهست (مثنوی، دفتر ششم، بیت ۱۹۹۰) بندهای که همواره ذکر و یادِ خداوند همراه…
آن خیالش اندکی افزون شود
آن خیالش اندکی افزون شود کز خیالی عاقلی مجنون شود (مثنوی، دفتر سوم) وقتی فکری ثابت مرتباً به ذهن هجوم میآورد و فرصت آسودگی ذهن…
آن درختی جُنبد از زخم تبر
آن درختی جُنبد از زخم تبر وآن درخت دیگر از باد سحر (مثنوی/دفتر سوم) ما آدمیان، در زندگی نیاز داریم تکانی بخوریم تا به خود…
آن ترشروییِّ مادر یا پدر
آن ترشروییِّ مادر یا پدر حافظِ فرزند شد از هر ضرر (مثنوی، دفتر ششم) در تعلیم و تربیت فرزند گاه نیاز است که پدر و…
آن حَسَن نامی که از یک کِلک او
آن حَسَن نامی که از یک کِلک او صد وزیر و صاحب آید جودخو این حَسَن کز ریش زشت این حَسَن می توان بافید ای…
آن چنانش شرح کُن اندر کلام
آن چنانش شرح کُن اندر کلام که از آن بهره بیابد عقلِ عام (مثنوی، دفتر سوم) توصیهٔ مولانا در سخن گفتن و استفاده از کلام،…
امروزِ دلم عشق است، فردایِ دلم معشوق
امروزِ دلم عشق است، فردایِ دلم معشوق امروزِ دلم در دل فردای دگر دارد (مولانا، غزلیات) معشوقی مقامی بالاتر از عاشقی است. ابتدا انسان عاشق…
اگر یک گِرده هر روزت تمام است
اگر یک گِرده هر روزت تمام است تو دو گِرده همی جویی حرام است (عطار/الهی نامه) هر کس به اندازه ی رفعِ احتیاجِ دنیوی می…
اگرچه دوست به چیزی نمیخرد ما را
اگرچه دوست به چیزی نمیخرد ما را به عالمی نفروشیم مویی از سر دوست (حافظ) عشق یعنی هر گونه توقّع از معشوق را زیر پا…
اگر بَد کُنی چشمِ نیکی مدار
اگر بَد کُنی چشمِ نیکی مدار که هرگز نیارد گَز انگور بار (سعدی، بوستان) پاسخ بدیها و نیکیهای ما اگر نَه تماماً در این دنیا،…
اگر من قصهٔ اندوه گویم
اگر من قصهٔ اندوه گویم برِ دریا و پیشِ کوه گویم شود چون سیل کوه اینجا ز اندوه چو دریا اشک گردد جملهٔ کوه (عطار،…
آفتاب و ماه و این اِستارگان
آفتاب و ماه و این اِستارگان جز به حاجت کِی پدید آید عیان؟ (مثنوی، دفتر دوّم) هر چه در این عالم وجود دارد بر حسبِ…
آفتاب گرمسیرش گرم کرد
آفتاب گرمسیرش گرم کرد رفت از اعضای او اخلاطِ سرد (مثنوی، دفتر سوم) از راههایی که آدمی را از انجام کارهای ناصواب و غیراخلاقی دور…
اِشکَم خالی بود زندان دیو
اِشکَم خالی بود زندان دیو کِش غم نان مانع است از مکر و ریو اِشکَم پُر لوت دان بازار دیو تاجران دیو را دَر وی…
از کَرَم دان اینکه میترساندت
از کَرَم دان اینکه میترساندت تا به مُلکِ ایمنی بنشاندت (مثنوی، دفتر اوّل) اینکه در زندگی آدمی گاه دچارِ ترس میشود حسّ و امری طبیعی…
آسمان ها و زمین یک سیب دان
آسمان ها و زمین یک سیب دان کز درخت قدرت حق شد عیان (مثنوی/دفتر چهارم) آسمان و زمین و هر چه خداوند در این عالم…
از نزاع تُرک و رومی و عرب
از نزاع تُرک و رومی و عرب حل نشد اِشکال انگور و عنب (مثنوی/دفتر دوم) گفتگو، ابراز آزادانه عقائد، احترام به نظرات مخالف و تامل…
از نامهٔ سیاه نترسم که روزِ حشر
از نامهٔ سیاه نترسم که روزِ حشر با فیضِ لطف او صد ازین نامه طی کنم (حافظ) همهٔ ما به حکمِ بشر بودن و جایزالخطا…
از شعور است این که گویی نزد و دور
از شعور است این که گویی نزد و دور چیست معراج؟ انقلاب اندر شعور (اقبال لاهوری) اگر در روح انسان معراج شدنی و مطلوب است،…
از ره مرو به عشوهٔ دنیا که این عجوز
از ره مرو به عشوهٔ دنیا که این عجوز مکّاره مینشیند و مُحتاله میرود (حافظ) آنقدر زرق و برقها و رنگ و بزکهای دنیا زیاد…
از درونِ خویش این آوازها
از درونِ خویش این آوازها منع کن تا کشف گردد رازها (مثنوی، دفتر دوم، بیت ۷۵۳) مولانا به رایگان کلیدی را در اختیار ما میگذارد…
از حسد بر یوسف مصری چه رفت
از حسد بر یوسف مصری چه رفت این حسد اندر کمین گرگیست زفت (مثنوی/دفتر دوم) حضرت یوسف علیه السلام به سبب حسادت برادران در چاه…
از دهانِ آدمیِّ خوشمشام
از دهانِ آدمیِّ خوشمشام هم پیامِ حق شنودم، هم سلام (مثنوی، دفتر سوم) صحبت با هر کس لذّتبخش و روحنواز نیست. نادر هستند کسانی که…
از تو ای بینقشِ با چندین صُوَر
از تو ای بینقشِ با چندین صُوَر هم مُشَبِّه هم مُوَحِّد خیرهسر (مثنوی، دفتر دوم، بیت ۵۷) مولانا خداوند را مورد خطاب قرار میدهد و…
از تجلّی کارهای خوب و زشت
از تجلّی کارهای خوب و زشت می شود آن دوزخ این گردد بهشت (اقبال لاهوری) نتیجهٔ کارهای خوب و بد، هم در درون و هم…
از بهاران کی شود سرسبز سنگ
از بهاران کی شود سرسبز سنگ خاک شو تا گُل نمایی رنگ رنگ (مثنوی/دفتر اول) تواضع کلید اثرگذاری در عالم است. شخصیت متواضع است که…
ارباب حاجتیم و زبان سؤال نیست
ارباب حاجتیم و زبان سؤال نیست در حضرت کریم تمنا چه حاجت است (حافظ) خداوند از همه حاجات ما باخبر است. با این حال به…
اختیار آن را نکو باشد که او
اختیار آن را نکو باشد که او مالکِ خود باشد اندر اِتَّقُوا (مثنوی، دفتر پنجم) اختیار ابزار مفیدی است که خداوند تنها به آدمی عطا…
آدمی کوهیست چون مفتون شود
آدمی کوهیست چون مفتون شود کوه اندر مار حیران چون شود (مثنوی، دفتر سوم) در بحث هویّت، جامعه شناسان به طور کلی، هویّت را نسبی…
آدمی چون نور گیرد از خدا
آدمی چون نور گیرد از خدا هست مسجودِ ملایک ز اجتبا (مثنوی، دفتر دوم) جلب توجه دیگران و اهمیت داشتن مدح آنان و در یک…
احتیاطش کرد از سهو و خُباط
احتیاطش کرد از سهو و خُباط چون قضا آید چه سود است احتیاط؟ (مثنوی، دفتر دوم) وقتی خداوند بر امری اراده کند و قضا و…
احمق ار حلوا نهد اندر لبم
احمق ار حلوا نهد اندر لبم من از آن حلوای او اندر تبم (مثنوی/دفتر چهارم) مهم است که ما از اطراف خود چه دریافت هایی…
آتشی از عشق در جان بر فروز
آتشی از عشق در جان بر فروز سر بسر فکر و عبارت را بسوز (مثنوی/ دفتر دوم) او پروردگاری است که حرف و واژه و…
آتش عشق است کاندر نی فتاد
آتش عشق است کاندر نی فتاد جوشش عشق است کاندر می فتاد (مثنوی/دفتر اول) اگر در جستجوی نشانه های عشق در عالم هستی و می…
ابر و خورشید و مَه و نجم بلند
ابر و خورشید و مَه و نجم بلند جمله بر ترتیب آیند و رَوند هر یکی ناید مگر در وقت خویش که نه پس مانَد…
آبِ شیرین چون نبیند مرغِ کور
آبِ شیرین چون نبیند مرغِ کور چون نَگردد گِردِ چشمهٔ آبِ شور؟ (مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۲۵۲۳) مولانا انسانهایی را که تنها به خواب و…
آب رحمت بایدت رو پست شو
آب رحمت بایدت رو پست شو وانگهان خُور خمر رحمت مست شو (مثنوی/دفتر دوم) آب همواره زمینی را انتخاب می کند که پایین تر از…
هر که بیدار استاو در خوابتر
هر که بیدار است، او در خوابتر هست بیداریش، از خوابش بتر (مثنوی، دفتر اول) هر کس در این دنیا بیشتر درگیر امور نفسانی…
آب حاضر باید و فرهنگ نیز
آب حاضر باید و فرهنگ نیز تا پزد آن دیگ سالم در ازیز مثنوی، دفتر پنجم برای انجام هر کاری دو ویژگی از هر دارایی…
هر درونی كه خيالانديش شد
هر درونی كه خيالانديش شد چون دليل آری خيالش بيش شد (مثنوی، دفتر دوم) یکی از سوالات مهمی که امروزه در اینجا و آنجا…
پس بد مطلق نباشد در جهان
پس بد مطلق نباشد در جهان بد به نسبت باشد، این را هم بدان (مثنوی، دفتر چهارم) بد و خوب هر دو نسبی هستند….
یک گروه از عشق و قومی بیمراد
یک گروه از عشق و قومی بیمراد همچنانکه در ره طاعت عباد (مثنوی، دفتر چهارم) عبادت بندگان بر دو نوع است. عدهای خداوند را از…
یک زیان دفع زیانها میشدی
یک زیان دفع زیانها میشدی جسم و مال ماست جانها را فدا (مثنوی، دفتر سوم) آنچه انسان گاه از دست میدهد جلوی از دست دادن…
یارب آن زاهدِ خودبین که بجز عیب ندید
یارب آن زاهدِ خودبین که بجز عیب ندید دودِ آهیش در آیینهٔ ادراک انداز (حافظ) البته که انجامِ طاعات و عبادات و هر آنچه در…
یَشم را آنگه شناسی از گهر
یَشم را آنگه شناسی از گهر کز خیال خود کنی کُلّی عبر (مثنوی/دفتر دوم) صافی های ذهن ما درک و دریافت واقعی از دنیای پیرامون…
یادتان ناید که روزی در خطر
یادتان ناید که روزی در خطر دستتان بگرفت یزدان از قَدَر (مثنوی/دفتر سوم) بارها این اتفاق افتاده که خطر یا واقعه ای برای ما مقدّر…
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ ۖ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا…
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ ۖ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا… ای کسانی که ایمان آوردهاید! از…
وه! که گر من باز بینم روی یار خویش را
وه! که گر من باز بینم روی یار خویش را مردهای بینی که با دنیا دگربار آمده است (سعدی، غزلیات) در عشق، جز دیدن روی…
وگر بهشت مصوَّر کنند عارف را
وگر بهشت مصوَّر کنند عارف را به غیرِ دوست نشاید که دیده بردارد (سعدی/غزلیات) عارف در پی بهشت نیست؛ او خداوند بهشت را می طلبد….
وقتِ صحّت جمله یارند و حریف
وقتِ صحّت جمله یارند و حریف وقتِ درد و غم به جز حق کو اَلیف؟ (مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۳۲۰۶) در میانِ دوستان همیشه کسانی…
ور عدو باشد همین احسان نکوست
ور عدو باشد همین احسان نکوست که به احسان بس عدو گشتهاست دوست (مثنوی، دفتر دوم) مولانا به این اصل باور دارد که «از محبّت…
وحشتت همچون مُوَکِّل میکَشَد
وحشتت همچون مُوَکِّل میکَشَد که بجو ای ضالّ مِنهاجِ رَشَد هست منهاج و نهان در مَکْمَن است یافتش رهنِ گِزافه جُستن است (مثنوی، دفتر چهارم)…
وحشتت همچون موکَّل می کَشد
وحشتت همچون موکَّل می کَشد که بجو ای ضال منهاج رَشَد هست منهاج و نهان در مکمن است یافتش رهن گزافه جُستن است (مثنوی/دفتر چهارم)…
وای بر منّتپذیرِ خوانِ غیر
وای بر منّتپذیرِ خوانِ غیر گَردَنَش خَم گشتهٔ احسانِ غیر (اقبال لاهوری) بیچاره و نگونبخت کسی است که رزقِ خود را از فردی میگیرد که…
وای آن دینی که خواب آرد تو را
وای آن دینی که خواب آرد تو را باز در خوابِ گِران دارد تو را (اقبال لاهوری) هدف از دین و دینداری این است که…
واندر آن شهر از قرابت کیستت
واندر آن شهر از قرابت کیستت خویشی و پیوستگی با کیستت (مثنوی/دفتر اول) خوب است این سوال را هر کسی از خود بپرسد: در این…
هین مَدو اندر پیِ نفسِ چو زاغ
هین مَدو اندر پیِ نفسِ چو زاغ کو به گورستان بَرَد، نه سویِ باغ گر رَوی، رُو در پیِ عنقایِ دل سویِ قاف و مسجدِ…
وا نُما سِرّی ز اسرارت به ما
وا نُما سِرّی ز اسرارت به ما تا ببرّیم از میان زنّارها (مثنوی/دفتر دوم) ما معمولا از نشانه هایی که در اطراف ما وجود دارند…
هین پراکنده مگو حجّت بیار
هین پراکنده مگو حجّت بیار تا بِیِک سو گردد این دعوی و کار (مثنوی/دفتر سوم) هر سخنی را می توان گفت و در هر بابی…











