جمله بر ترتیب آیند و رَوند
هر یکی ناید مگر در وقت خویش
که نه پس مانَد ز هنگام و نه پیش
(مثنوی/دفتر چهارم)
شاید در یک نگاه ظاهری، این جهان را بی نظم بدانیم اما با نگاهی دقیق تر یک هماهنگی بی نظیر در عالم می یابیم. هر ذره در این دنیا در جای خود نشسته در حالی که ممکن است ظاهرا آن را در جای خود ندانیم. با نگاهی ژرف و نه سطحی، می توان این نظم ذاتی را دریافت و مثال های بسیاری را برای آن برشمرد. مولانا به ارائه مثالی ساده، عیان و قابل درک بسنده می کند. شب و روز، فصول، باد و باران و همه پدیده های طبیعی همگی با نظم و ترتیبی خاص رخ می دهند. گر چه این امور را اتفاق می نامیم ولی اتفاقی پدید نیامده اند بلکه هوشمندی خاصی آنها را در جای خود گذاشته است که نهایتا به خواست، اراده و طراحی او برمی گردد.
علی منهاج





