آدمی کوهی‌ست چون مفتون شود

آدمی کوهی‌ست چون مفتون شود
کوه اندر مار حیران چون شود
(مثنوی، دفتر سوم)

در بحث هویّت، جامعه شناسان به طور کلی، هویّت را نسبی می‌دانند. این نسبی بودن به دلیل تغییر مولفه‌هایی مانند ملیّت، قومیّت، نژاد، محیط، طبقات و تفاوت‌های اجتماعی و… است. همه این مولفه‌ها یا متغیرها با جنبه‌های روانشناختی نیز در تعامل هستند. از دیدگاه جامعه شناختی، انسان دارای ذات یا جوهری ثابت نیست.
مولانا اما انسان را بریده شده از نیستانی می‌داند که همه انسان‌ها از آنجا آمده و به آنجا بازخواهند گشت. او وجودی نامیرا و ملکوتی برای انسان قایل است. از اینجاست که مولانا بر ارج و اعتبار داشتن هویّت انسان تاکید می‌کند و او را به شناخت خود و در نتیجه به شناخت عالم توصیه می‌کند.
این شناخت در صورت حصول، آدمی را از بسیاری رنج‌ها همچون ناهنجاری‌ها و اختلالات روحی حفظ می‌کند.
کسانی که از این خودشناسی غافل بمانند و در روزمرگی‌های عوامانه و بی ارزش گم شوند، بدون شک بازنده عمر خواهند بود و به تعبیر مولانا خود را ارزان فروخته‌اند.

خویشتن را آدمی ارزان فروخت
بود اطلس، خویش بر دلقی بدوخت
(مثنوی، دفتر سوم)

علی منهاج

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *