آنکه می‌ترسی ز مرگ اندر فرار

آنکه می‌ترسی ز مرگ اندر فرار
آن ز خود ترسانی ای جان، هوش‌دار
(مثنوی، دفتر سوم)

مرگ از آنجا که پدیده‌ای ناشناخته است و هیچکس به یقین نمی‌تواند بگوید که در لحظۀ مرگ و پس از آن چه رخ می‌دهد، در همۀ آدمیان ترس به وجود می‌آورد.
مولانا با علم به این مسئله به نکته‌ای مهم اشاره می‌کند. او می‌گوید که ترس از مرگ در واقع ترس از خود مرگ و یا رخدادهای پس از آن نیست بلکه ترس از خود است. به تعبیر مولانا کسی که در درون از خودش راضی نیست و نیک زندگی نکرده است از مرگ می‌هراسد و برعکس کسی که می‌داند در حد توان در راه درست و راست مسیر عمر را سپری کرده از مرگ هراسی ندارد.
به بیان دیگر انسانی که سیرت و اعمال او ناپسند بوده نمی‌تواند به راحتی مرگ را بپذیرد. برای مثال فردی که همواره در زندگی طمع داشته و سیری‌ناپذیر بوده است، همۀ عمر را خرج طمع خود کرده و اعمال او گواه بر این خصلت بد بوده است؛ نمی‌تواند از زندگی به آسانی دل بکند. یا کسی که عمری را با دروغ گذرانده نمی‌تواند حقیقت راستین مرگ را بپذیرد.
خود پدیده مرگ نیست که ترسناک است بلکه نوع زندگی ما آن را ترسناک و یا برعکس آن را پذیرفتنی و آسان می‌کند.

علی منهاج

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *