وآن درخت دیگر از باد سحر
(مثنوی/دفتر سوم)
ما آدمیان، در زندگی نیاز داریم تکانی بخوریم تا به خود آییم. این تکان خوردن ها گاه به سبب واقعه ای خوش و گاه در خلال واقعه ای ناخوش حاصل می شود. خداوند هر بنده ای را به نوعی می جنباند و تکان می دهد. گاه بر ما لطف می کند و گاهی در ظاهر مورد قهرش واقع می شویم. اما قهر او نیز در واقع لطفی است که ما را تکان می دهد و بیدار می کند. در این باب مولانا این تمثیل را به کار می برد که گاه نسیمی درخت را می نوازد و تکانش می دهد و گاه زخم تبر آن را می جنباند.
علی منهاج





