گلچین اشعار قاری عبدالله
شـد مدتی كه خاطـرش از ما گرفتـه اســت
شـد مدتی كه خاطـرش از ما گرفتـه اســت يا رب چـه حــرف در دل او جـا گرفتـه اســت امــروز، در ديـار جنـون، طفـل اشــك ماســت…
زلف يار مرا تماشا كن
زلف يار مرا تماشا كن روزگار مرا تماشا كن بیرخش تيره روزگار شدم شام تار مرا تماشا كن داغها از تو در جگر دارم لالهزار…
دو اسپه محمل ليل و نهارمى گذرد
دو اسپه محمل ليل و نهارمى گذرد به هوش باش كه ايام كار مى گذرد غنيمت است جوانى به فكرخود پرداز وگرنه خرمى اين بهار…
ويران دل خراب خويشم
ويران دل خراب خويشم در آتش از اضطراب خويشم با چشم تو ذوق بادهام نيست سرمست من از شراب خويشم پروای سياه روزيم نيست درسايهٔ…
ياد روزی كه دلش مايل آزار نبود
ياد روزی كه دلش مايل آزار نبود غمزهٔ فتنه گرش بر سر پيكار نبود شب كه دور نگهش داشت به كف ساغر ناز كس درآن…
قاصد رسيد و گفت به رنگی پيام او
قاصد رسيد و گفت به رنگی پيام او كز خود شدم ز نشئهی ذوق پيام او حرفم هنوز بوسه به پيغام مانده است با لعل…
نخل آهی زدلش قد نكشيده ست هنوز
نخل آهی زدلش قد نكشيده ست هنوز سايهشان از پی سروی ندويدست هنوز طاير نامهبری را نفرستاده بكس رنگ رخسارهٔ خوبش نپريدهست هنوز گر كند…
بهار آمد كه گل از گل برآيد
بهار آمد كه گل از گل برآيد كدورتهای دل، از دل برآيد بهار آمد كه باز از بهر گلگشت خرامان ماهم از منزل برآيد ملک…
يك برگ گل نمانده به گلشن بهار كو
يك برگ گل نمانده به گلشن بهار كو رفتهست آبروی چمن، آبشاركو؟ امروز مردمان همه در خواب غفلتاند غير از ستاره ديدهٔ شب زندهدار كو…
بهار آمد كه آرايد چمن را
بهار آمد كه آرايد چمن را نسيم ارزان كند مشك ختن را بهار آمد كه بيند چشم بيدار شب مهتاب، جوش ياسمن را ملک الشعراء…





