دلا شکایت بیجا ز چرخ در خورنیست
که چرخ قدر شناس است سفله پرور نیست
مگر بیاری توفیق وارهی ورنه
کدام مهره که در این بساط ششدر نیست
حباب را که بسر جای داده باد غرور
کدام لحظه که تیغی زموج بر سر نیست
نمونه ایست ز باغ بهشت خاک وطن
که فیض آب و هوایش بهفت کشور نیست
ز روی لطف درآغوش مهر پر ور دت
قسم بحق که حقش بر تو کم ز مادر نیست
خدای داده ترا چشمه ها ز آب زلال
که نیم جرعه از آن بهره سکندر نیست
دلاوران نشان ورز را زدود تفنگ
نظر به پیچ و خم طره معنبر نیست
گهر بدامن ما از سرشک میریزد
برنگ دیده تر هیچکس توانگر نیست
شکوه تاج مرصع بشاه ارزانی
سر برهنه مارا هوای افسر نیست
به جراتی که تو داری حریف را صد بار
بدل اگر دل شیرش نهی دلاور نیست
چگویم از ره پر پیچ زندگی قاری
که جز تلاش درین ره تکاور نیست
که چرخ قدر شناس است سفله پرور نیست
مگر بیاری توفیق وارهی ورنه
کدام مهره که در این بساط ششدر نیست
حباب را که بسر جای داده باد غرور
کدام لحظه که تیغی زموج بر سر نیست
نمونه ایست ز باغ بهشت خاک وطن
که فیض آب و هوایش بهفت کشور نیست
ز روی لطف درآغوش مهر پر ور دت
قسم بحق که حقش بر تو کم ز مادر نیست
خدای داده ترا چشمه ها ز آب زلال
که نیم جرعه از آن بهره سکندر نیست
دلاوران نشان ورز را زدود تفنگ
نظر به پیچ و خم طره معنبر نیست
گهر بدامن ما از سرشک میریزد
برنگ دیده تر هیچکس توانگر نیست
شکوه تاج مرصع بشاه ارزانی
سر برهنه مارا هوای افسر نیست
به جراتی که تو داری حریف را صد بار
بدل اگر دل شیرش نهی دلاور نیست
چگویم از ره پر پیچ زندگی قاری
که جز تلاش درین ره تکاور نیست





