از يتيمان شهر

از يتيمان شهر ساقيا! خشم بر فتاده مگير از من خسته، جام باده مگير طي ره، بي دليل دشوار است خضر اين راه را ز…

این برگ سرخ

این برگ سرخ افکند، از عطش چو به رخساره، چین، حسین خشکاند هرچه آب به روی زمین، حسین با یاد دستهای اباالفضل می گریست وقتی…

برای سید حسن نصرالله

برای سید حسن نصرالله ای یل شرزه‌ی خراباتی رشک حکام ماضی و آتی شهسوار عرب تویی، دگران همه در عیش و بی‌مبالاتی چون حریفان نبرده‌ای…

پاييز

پاييز باز هم پاييز در كف، سيني و قندان گرفت چاي خوردن زير باران لطف صدچندان گرفت تا پذيرايي كند با روي خوش از ميهمان…

خانم‌بزرگ

خانم‌بزرگ خانم‌بزرگ گرچه مسیحی بود با عشق اهل‌بیت، تو را پرورد از تربت حسین به کامت ریخت با گریه بر حسین بزرگت کرد فکر تو…

در غم افغانستان

در غم افغانستان تنها نسوزد افغان در اين غم ما نيز گشتيم گريان در اين غم از توس تا قم، از رشت تا کیش یکباره…

ساقه ي فردوس

ساقه ي فردوس مرگ با داغ جوان می خواست مغلوبت ببيند شعله ور شد درد تا ای مرد! مرعوبت ببيند غم نمی دانست بر مي…

شیخ فضل الله نوری شد به دار

شیخ فضل الله نوری شد به دار ای دریغ از روزگار چوبه‌ی دار از مقامش شرمسار ای دریغ از روزگار بازوان غرب بهر انتقام بین…

گرانی

گرانی روغن و قند و برنج، پسته و بادام، پر نان و پنیر ناهار، اشکنه‌ی شام، پر کفش و لباس جدید، میوه و آجیل عید…

میانکاله

میانکاله میانکاله، این نازک اندام زیبا گلوگاه سبزی است، باریک و بکر و فریبا که بر گردن خاک چون سینه ریزی گران است مبادا ببندید…

يسمان اجانب

يسمان اجانب كمك كنيد به نوباوگان جنگ زده به آهوان هراسيده ي پلنگ زده ببر عروسك و اسباب بازي و گل سر براي دختر آواره…

آزاده باش

آزاده باش افکند، از عطش چو به رخساره، چین، حسین خشکاند هرچه آب به روی زمین، حسین با یاد دستهای اباالفضل می گریست وقتی که…

با دل من چه کرده‌ای

با دل من چه کرده‌ای مثل هميشه نيستم با دل من چه كرده اى؟ من، منِ تازه كيستم با دل من چه كرده اى؟ عقل…

برای عروسی دخترم

برای عروسی دخترم فقط نه پولک و نقل و نبات می‌ریزم تمام زندگی‌ام را به پات می‌ریزم به زیر پای تو – چون شاعران تهی‌دستند…

پير قريش

پير قريش اي تكيه گاه كودكي شاه عالمين پيرانه سر ز عشق محمد به شور و شين از خاك خانه ي تو نبي خيزد و…

خانه ي عنكبوت

خانه ي عنكبوت مهر شكست تا ابد حك شده بر جبين تان كوچ كنيد غاصبان! جانب سرزمين تان كودك غزه را اگر در دل خواب…

در غروبی نفس‌گیر

در غروبی نفس‌گیر یش چشمم تو را سر بریدند دست‌هایم ولی بی رمق بود بر زبانم در آن لحظه جاری «قل اعوذ برب الفلق» بود…

سبک‌باری

سبک‌باری سوی پیری‌ام بردند لحظه‌ها به آرامی لحظه‌های خوشحالی لحظه‌های ناکامی چون درخت‌ها عمری تکیه بر خودم کردم کس نشد به توفان‌ها غیر ریشه‌ام حامی…

صفایی ندارد جهان در فراقش

صفایی ندارد جهان در فراقش نفس تنگ شد ناگهان در فراقش اگر محسنی رفت تنها نه یک تن که گویی تهی شد جهان در فراقش…

گرمی بازار حُسن

گرمی بازار حُسن نفحه ی باغ بهشت، عطر تن مجتباست محفل کروبیان، انجمن مجتباست در همه جا، بوی عشق گر رسد از کوی عشق نافه…

نامه‌ای به استکهلم

نامه‌ای به استکهلم در هرم دوزخ، روضه‌ی رضوان نمی‌سوزد نام خدا در آتش شیطان نمی‌سوزد نوری که در دل می‌شود روشن نمی‌میرد عطری که در…

یوسف عصر

یوسف عصر برتری از شهرت و از نام نیز از فروع دانش و احکام نیز برده ای از صور و صیدا صبر و تاب هم ز…

استخوان و خار

استخوان و خار خفتيم در پناه علي بسيار غافل ولي ز آه علي بسيار ياران حيدريم ولي در عدل گشتيم سد راه علي بسيار از…

با گل من چه كردي؟

با گل من چه كردي؟ باز رسيده اسفند، آمده ماه يوسف مانده هنوز بابل، چشم به راه يوسف شهر، اگرچه گردد غرق بهارنارنج عيد صفا…

برای وقایع اخیر عراق

برای وقایع اخیر عراق پیام حائری اگر هزار تریلیارد هم هزینه کنید عراق را نتوانید مهد کینه کنید به مکر و خدعه محال است اینکه…

پلکان خیس

پلکان خیس آن قدر حاضری که کسی از تو دور نیست هرچند دیده، قابل درک حضور نیست بر پلک های خسته‌ی من پا نمی نهی…

خبرنگاران

خبرنگاران ای خبرنگاران، ای راویان دانایی وارث رسولانید با دم مسیحایی می‌کنید در میدان با یلان، هماوردی کار لشکری کردید گاه خود به تنهایی هم…

درخت تزویر

درخت تزویر فلک تغیر کند به اخمی امید تغییر اگر بخشکد به کام جان بر لبان چو زخمی غم گلوگیر اگر بخشکد به روز روشن…

سرو سر به زیر

سرو سر به زیر بی تو خطوط سربی حق دفتری نداشت آری قلم بدون توبال و پری نداشت چون انتشار نور ز دامان پنجره شب…

عزلت

عزلت تنها نه ميل ديدن ما را نداشتند تاب نفس كشيدن ما را نداشتند با هر تپيدن دل خود، خواهشي به جز در خاك و…

گنج فهم

گنج فهم قدرت، اگر به قوت بازوست ديده ايم عشرت، اگر كنار لب جوست ديده ايم بخت بلند اگر به قد و قامت بلند يا…

نامه ای به ترودو

نامه ای به ترودو آقای جاستین! با ما سخن درست بگویید ایران تیول ‌سلطنت انگلیس نیست این قوم قرن های متمادی‌ست با عزم راستین بر…

آستان شاه

آستان شاه ما در تنور وسوسه، هیزم نمی‌شویم سیریم و خام فتنه‌ی گندم نمی‌شویم حتی اگر که خواست فلک منتی نهد ما زینت‌المجالس انجم نمی‌شویم…

باغبان عترت

باغبان عترت بانوی مکه، گرچه خداوند مال بود در جستجوی موهبتی لایزال بود معشوق را چو یافت، به او‌ داد هرچه داشت آری، که کمترین…

به خاک پای حضرت زهرا (س)

به خاک پای حضرت زهرا (س) دل را ز نام حضرت زهرا سرشته‌اند با شهد جام حضرت زهرا سرشته‌اند ما را اگرچه جمله طفیل پیمبریم…

پروانه های کوچک خوش نقش و خوش نگار

پروانه های کوچک خوش نقش و خوش نگار با طرح های تازه و خلاق دیروز یک نشست ضروری گذاشتند در صحن باغچه در سالن بهار…

خواهر جواهر است

خواهر جواهر است خواهر، جواهر است بدان قدر گوهرش بر ديدگان خود بنشان مثل مادرش بي بال و پر مباش كه دامان خواهران چون آشيانه…

در فراق داوود

در فراق داوود روز عاشورا که عالم غرق آه و دود بود نوبت خاموشی دردانه‌ام داوود بود پیک مرگ! ای‌کاش قدری دیرتر می‌آمدی رفتن آن…

شاپرك هاي يتيم

شاپرك هاي يتيم بس بلند است اي يتيمان! بخت و اقبال شما چون كه قرآن بارها پرسيده از حال شما خاتم پيغمبران هم بود در…

علت پيدايش هستي

علت پيدايش هستي ذات حق خواست به خاک، آب حیاتی بفرستد پی احیای جمادات، نباتی بفرستد تا خرد تر کند ازعشق، سر خامه خود را…

مالکیت

مالکیت حسرت تو خانه‌ای بزرگ یا که کسب و کار تازه است؟ فکر می‌کنی حال آن‌که صاحب زمین و خانه و مغازه است با تو…

نان و نمك تو خورده مولا

نان و نمك تو خورده مولا ای نامه ی سربه مهر مکتوم ای مادر صبر، ام کلثوم! ای میوه ی بوستان احمد ای حاصل وصلت…

افول غرب

افول غرب شده نزديك به پايان برسد زور شما كه جهان نيست دگر واله و مسحور شما شده نزديك كه در نقشه ز بيداری شرق…

بار غم دوست

بار غم دوست ديده ي من! رود رواني چرا؟ مثل خزر موج زناني چرا؟ باز مگر ضربه اي از نو رسيد؟ اي دل من! در…

به آستان پاک حضرت فاطمه معصومه (س)

به آستان پاک حضرت فاطمه معصومه (س) نگین افکنده بر خاتم ز مهر و انجم، این بانو که باشد گوهری از آسمان هفتم، این بانو…

ترجمان قدر

ترجمان قدر در گوش عرش، همهمه ي زهراست شيطان، خمش ز واهمه ي زهراست “احيا” همان دو ديده ي بيمار است آري كه “قدر” ترجمه…

داغ هرات

داغ هرات از داغت ای هرات نه تنها مزار سوخت هم جان کابل و جگر قندهار سوخت لرزید با تو تربت مشهد که قلب ماست…

دریغا دعایی

دریغا دعایی چه شام سیاهی‌ست روز جدایی دریغا دعایی که چشمم تهی گشت از روشنایی دریغا دعایی مرا بود با ماه تابان رویش به خلق…

سرو همیشه سبز منا

سرو همیشه سبز منا ای سعی ناتمام تو از حج، تمام‌تر قبرت ز بارگاه فلک بادوام‌تر رفتی به شوق وصل علی‌اکبر حسین از کشته‌گان دشت…

عید آمده ست

عید آمده ست حالم بد است، قند و گلابی درست کن با شهد بوسه، شربت نابی درست کن از زهد خود بکاه که جانم به…

مثل آینه‌ با ما

مثل آینه‌ با ما◾ بانگ عزا می رسد ز عالم بالا گشته زمین، غرق شور و ماتم و غوغا نیست عزای حسین، تازه که این…

نسخه ای برای خود

نسخه ای برای خود باید از این به بعد خدای خودم شوم بعد از خدا دلیل بقای خودم شوم دل، خانه‌ی خداست پس از کعبه،…

احاطه ام كن

احاطه ام كن احاطه ام كن چنان كه آتش چو بر درختان شراره بندد ز باد و باران زبانه گيرد، ز هر طرف راه چاره…

آغاز شادی‌های من! آخر گمت کردم

آغاز شادی‌های من! آخر گمت کردم تا آمدم نجوا کنم: “مادر” گمت کردم همسایه‌ام بودی فقط یک کوچه پایین‌تر از آسمان یک کوچه بالاتر گمت کردم ای در مزامیرت اساطیر کهن، پنهان…

بحرين

بحرين چون دختر گريخته ای از ايل شد دوری ات به مام وطن، تحميل گيرم كه قوم و خويش شدي با غير اين سان چرا…

به رسم شكرانه

به رسم شكرانه خدا به من بخشيد مصاحبي زيرك اگرچه در پاكي است شبيه يك كودك يلي جوانمرد است كه آگه از درد است به…

تركيب بند

تركيب بند یک: امام حسین (ع) تقديم دوست كرد و به او داد هرچه داشت گلهای خود به تيغ عدو داد هرچه داشت از باغ…

داوود

داوود پسرم! هیچ‌کس ترا نشناخت از همین رو زمانه با تو نساخت تا که برخاستی به داد و دهش فلک از شش جهت به سوی…

دستی بلند شد

دستی بلند شد فرمان ز حق رسید چو در حجّةُ الوداع عالم به شور حیدری افتاد در سماع جبریل خود ز دست شد آن دم…

شاه بی شهود

شاه بی شهود از شام ها گریخت شمیم تو یاعلی ایام شد تهی ز نسیم تو یاعلی گفتی دهید سهم خلافت به دیگری با آن…

عید آمده‌ست

عید آمده‌ست عید آمده‌ست، قند و گلابی درست کن با شهد بوسه، شربت نابی درست کن بر دیده‌ام به قصد سیاحت قدم گذار اسباب عیش…

مثل حضرت علی

مثل حضرت علی ماه، ماه روزه است روز، روز ضربت است از مصیبت علی در دلم قیامت است روزهای ماه را گرچه روزه بوده ایم…

نماز وحشت

نماز وحشت چون بود با برزخ، ملاقات نخستینت خواندم نمازی در غروب روز تدفینت خواندم نماز اولین شام فراقت را همچون تپش های دل یاران…

اربعین

اربعین بعد از هزار و سیصد و اندی سال اهریمن از نگین تو می‌ترسد شمشیر کین هنوز به قربانگاه از حلق نازنین تو می‌ترسد آن…

اقليم عشق

اقليم عشق يارب! ظفر ز ملت ايران جدا مخواه اقليم عشق را تهي از جانفدا مخواه اين كشتي شكسته ولي استوار را در موج خيز…

بر بام عمر

بر بام عمر غرقيم در نزاع و هياهو براي هيچ مست غرور و قدرت بازو براي هيچ جاي گره گشايي و لبخند نزد خلق افكنده…

به عموي شهيد خود پيوست

به عموي شهيد خود پيوست برق غريد و لاله ام را سوخت ثمر چند ساله ام را سوخت چون حبابي شكسته بر خاكم آه از…

تقویم های لال

تقویم های لال برگرد! عمر منتظران طی شد اردیبهشت ها همگی دی شد تقویم های لال چه می دانند این قرن های رفته چه سان…

دام دامنگیر

دام دامنگیر ای دل این تقصیر اگر از جانب تقدیر بود عقل را کم سرزنش کن زان که بی تقصیر بود بخت را دشنام کم…

دولت افتادگی

دولت افتادگی ای سخنت رونق لفظ دری قند درآمیخته با آذری درس تو دارد اثری بیشتر از اثر تربیت مادری ناموری، گرچه تو را رغبتی…

شرح کشته‌گان

شرح کشته‌گان بر زمین فرشی از ستاره رسید گویی از عرش، گاهواره رسید کاروانی که دیشب آمده بود امشب از آسمان دوباره رسید هودجی از…

عید آمده‌ست، قند و گلابی درست کن

عید آمده‌ست، قند و گلابی درست کن با شهد بوسه، شربت نابی درست کن بر دیده ام به قصد سیاحت قدم گذار اسباب عیش بر…

مرثيه اي براي فرشته

مرثيه اي براي فرشته به طبل عزاداری بكوب و بزن شيپور كه خفته مهی در خاك ، غنوده زنی در گور زني كه هنرمندان ز…

همواره در تبسم

همواره در تبسم فرق است بین رفتن و یکباره سوختن با در غم چهار جگرپاره سوختن عزمی بزرگ می طلبد مثل آفتاب عمری بدون اخم…

آرامکو

آرامکو این تیر غیب بود که بارید یا آه شیعیان یمن بود؟ یا آن که انتقام الهی از قتل عام کودک و زن بود؟ ای…

انتقام کور

انتقام کور روز آزمون رسیده است وقت اختلاف نیست هیچ‌کس از مشارکت در امتحان معاف نیست یک طرف قلمروی به وسعت جهان یک طرف خرابه‌ای…

بر چهره ی وقار

بر چهره ی وقار ما کیستیم؟ خیل ملامت کشیده ای در کنج خویش، گوشه ی عزلت گزیده ای گاه ایستاده ایم چو شمعی میان جمع…

به مديران آينده

به مديران آينده دوباره رنگ عوض مي كنند بوقلمون ها هم اهل بخيه، اعم از بلندپايه و دون ها به صندلي چو نشستي، شوند معجزه…

تمثال مهر

تمثال مهر دلم پر گشاید به یاد محبت که پیوست با حق، جواد محبت امیران معنا نشستند هر سو به سوگ امیر بلاد محبت در…

داغ همسایه

داغ همسایه همسایه در شبی سرد وقتی چنین بلرزد بی اختیار زین غم ایران زمین بلرزد بنیاد صبر و طاقت بر خاک چون فرو ریخت…

روح خدا

روح خدا ای مسیح ای هم رکاب منجی عالم ما تو را یکشنبه ها تنها نمی جوییم چارده قرن است در زیارت نامه ی پیغمبر…

شعر نوجوان

شعر نوجوان با خدا باش به دنبال که هستی که از دردت بکاهد؟ خدا باید بداند خدا باید بخواهد به او بسپار خود را که…

غرور زخمی

غرور زخمی تو دوستی ‌کن اگر خلق، اهل دشمنی‌اند بتاب، گرچه به دنبال محو روشنی‌اند به رغم باد مخالف بایست مثل درخت نه مثل مردم…

مجازات لبنان

مجازات لبنان لبنان به چه حقي نظري داد و سخن گفت؟ بيروت چرا بيهده از جنگ يمن گفت؟ اشغال و ستم حق حجاز است و…

هم نشين كودكان

هم نشين كودكان “قصه هاي راستگو به سر رسيد عمر راستگوي قصه ها تمام شد..” تا به گوشم اين خبر رسيد، بغض كهنه ام شكست…

آتشفشان هاي آرام

آتشفشان هاي آرام چون قله، در اوج و خاموش با ابر غربت، هم آغوش كوهند پوشيده از برف همچون يلان كفن پوش آتشفشان هاي آرام…

آموزگار عشق

آموزگار عشق جرم كمی نبود بي لكنت از سپيده سخن گفتن با كاهنان الكن خواب آلود از قبله، با قبيله‌ی روشنفكر… بيهوده نيست، اين كه…

بر چهره‌ی وقار

بر چهره‌ی وقار ما کیستیم؟ خیل ملامت کشیده‌ای در کنج خویش، گوشه‌ی عزلت گزیده‌ای گاه ایستاده‌ایم چو شمعی میان جمع گاهی فتاده‌ایم چو اشک چکیده‌ای…

به مناسبت روز کیش

به مناسبت روز کیش سلام کیش نیلگون که محکم و نژاده‌ای از آب و خاک نیستی تو از بهشت زاده‌ای اگرچه کوچکی ولی ز روح…

تقویم

تقویم ای کاش وقت گاه شماری نداشتی با ما قرار نامه نگاری نداشتی هر سال مژده می دهی از شادی و طرب دیگر بس است،…

در ازدحام خزف

در ازدحام خزف اگرچه سفره ز نان، قفس ز دانه تهی‌ست در این وفور خزان اگر خزانه تهی‌ست در ازدحام خزف اگرچه قلب صدف ز…

رشک حور

رشک حور زن، رشک حور بود و تمنای خود نداشت چون آسمان نظر به بلندای خود نداشت اسمی عظیم بود که چون راز سر به…

شعر تر بگو!

شعر تر بگو! شعرهاي تر بگو! جاي ادعا و حرف از درازي سخن، هيچ كس نبسته طرف “من چنين و من چنان، بهترم از اين…

قصيده ي غديريه

قصيده ي غديريه خورشيد بر مسير سفر بست راه را در دست خود گرفت سپس دست ماه را بين سياه چاله ي تاريك و نور…

مردم گرفتارند!

مردم گرفتارند! باور کنید این نسل سردرگم گرفتارند در چنگ فقری بدتر از کژدم گرفتارند باید به دور انداخت تقویم سیاست را وقتی که قوم…

هفتم اکتبر

هفتم اکتبر از پا فتاده‌اند خدایان صهیونیزم آغاز شد افول نمایان صهیونیزم با کشتن تمامی اطفال غزه نیز احیا نمی‌شوند خدایان صهیونیزم در آذرخش هفتم…

احاطه ام كن!

احاطه ام كن! احاطه ام كن چنان كه آتش چو بر درختان شراره بندد ز باد و باران زبانه گيرد، ز هر طرف راه چاره…

اي تکيه بر عصا زده‌، نازد عصا به تو

اي تکيه بر عصا زده‌، نازد عصا به تو بالند در چمن‌، همه‌ ي سروها به تو اي تکيه‌گاه مردم دانا به حيرتم تو تکيه…

بر زانوان رضا (ع)

بر زانوان رضا (ع) کرده‌ست آیا شاه دین از کربلا رو در حرم؟ شد ظهر عاشورا به پا فریادرس کو در حرم؟ در صحن ماه…

به یاد قیصر امین پور

به یاد قیصر امین پور به شکرانه یک نفس با تو بودن همه عمر را از تو خواهم سرودن سرودم ترا بارها خود گواهی نه…