گنج فهم

گنج فهم

قدرت، اگر به قوت بازوست ديده ايم
عشرت، اگر كنار لب جوست ديده ايم

بخت بلند اگر به قد و قامت بلند
يا در كمند طره ي گيسوست ديده ايم

گر زهد روي قله ي قاف است رفته ايم
گر عيش در لحاف پر قوست ديده ايم

توفيق اگر به طبع روان است نزد ماست
قال و مقال هرچه غزل گوست ديده ايم

از مال و نام و جاه در اين روزگار تلخ
شكر خدا هر آنچه كه نيكوست ديده ايم

زيبايي و لطافت و خوبي اگر نهان
در لابلاي غنچه ي خوشبوست ديده ايم

نقش وفا و پاكي اگر مثل بوي خوش
پنهان ميان نافه ي آهوست ديده ايم

گنجي كه فهم گوهر خويش است يافتيم
رنجي كه سهم حاسد بدخوست ديده ايم

مصدر، بلند نيست كه در زير پاي ماست
منصب، اگر فتاده به هر سوست ديده ايم

اسرار زخم هاي جهان زمخت را
حتي اكر به نازكي موست ديده ايم

بر ما چه رفت؟ با تو يكي گويم از هزار:
دشمن نكرد، آنچه كه از دوست ديده ايم!

افشين علا

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *