نماز وحشت

نماز وحشت

چون بود با برزخ، ملاقات نخستینت
خواندم نمازی در غروب روز تدفینت

خواندم نماز اولین شام فراقت را
همچون تپش های دل یاران غمگینت

مردم نماز وحشتش خوانند، اما من
هرگز ندیدم وحشتی در خواب نوشینت

خواندم نماز لیلة الدفن خودم را چون
آوار شد بر قامت من داغ سنگینت

خواندم نمازی تا به گورم نور بفرستی
از روشنای روی همچون ماه و پروینت

تا انس گیرم با غم دنیای بعد از تو
با ترس خالی دیدن درگاه و بالینت

بارانی از ابر مزار خویش جاری کن
محتاجم ای دست نوازشگر به تسکینت

ملحق به فرزند شهیدت چون شدی، دیدم
قبر تو روشن بود چون چشم جهان بینت

دیدم خودت بر روی لب، اسماء قدسی را
تکرار می کردی، چرا دادند تلقینت؟!

دنیا به کامم تلخ شد وقتی لحد پوشاند
از چشم گریان من آن لبخند شیرینت

حالا که در فردوس، چین از چهره ات شستی
گاهی نگاهی کن به ما از پشت پرچینت…

افشين علا

Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *